قاسم غفورى
قاره آفریقا به دلیل برخورداری از شرایط جغرافیایی و منابع معدنی همواره کانون توجه کشورها بوده است. در این میان آمریکا و متحدان غربی اش نیز که برای سلطه بر جهان فعالیت می کنند توجه ویژه ای به این قاره دارند. نکته اساسی در این عرصه، خیزهای جدید این کشورها برای سلطه بر قاره آفریقا است. پس از حوادث 11 سپتامبر آمریکا و متحدانش برای سلطه بر جهان سناریوی مبارزه با تروریسم با محوریت سرکوب القاعده را در دستور کار قرار دادند. آمریکا که تا پیش از این به طور غیرمستقیم و صرفاً با فعال سازی القاعده اهدافش را پیگیری می کرد پس از حوادث 11سپتامبر (سال 2001) بهانه مبارزه با القاعده برای تأمین امنیت بین الملل را اساس سیاست های توسعه طلبانه خود قرار داد. برنامه ریزی آمریکا به گونه ای بود که ابتدا القاعده را در افغانستان پرورش داد تا زمینه برای اشغال این کشور فراهم آمد. سپس این نیروها را به عراق منتقل کرد تا مجری طرح های اشغالگرایانه آمریکا باشد. مرحله بعدی سیاست آمریکا را بازیگری با القاعده در آسیای مرکزی و قفقاز تشکل می داد که به تأسیس پایگاه نظامی در کشورهایی مانند قرقیزستان ، ازبکستان ، قزاقستان و توسعه نظامی گری آمریکا در سایر کشورهای این حوزه منجر شد. آمریکا برای حفظ سلطه بر خاورمیانه سناریوی القاعده را در بسیاری از کشورهای این حوزه از جمله یمن، عربستان، لبنان و... به اجرا گذاشت. نکته قابل توجه در حوزه بهره برداری آمریکا از القاعده، تشدید تحرکات آمریکا برای استفاده از این نیروها در آفریقا است. آمریکا که تاکنون این طرح را در کشورهایی مانند سومالی ، اجرا کرده به دنبال گسترش این فضا در سراسر آفریقا است. تحولات آفریقا نشان می دهد که حوزه فعالیت القاعده اکنون به اریتره، جیبوتی، اتیوپی، نیجریه، چاد، سودان، الجزایر، مغرب و بسیاری دیگر از کشورهای آفریقایی رسیده است. همزمان با این مسئله آمریکا نیز محورهای کاری خود در آفریقا را تشدید کرده است. آمریکا دو اصل را محور قرار داده است. اولاً آمریکا در گزارش خود در زمینه تروریسم کشورهای مهم آفریقایی به ویژه همسایگان دریای سرخ از جمله سودان و سومالی را از مراکز تحت سلطه گروههای تروریستی و القاعده معرفی کرده است. ثانیاً دستگاههای اطلاعاتی آمریکا در گزارش های خود ادعا کرده اند که تعدادی از افراد وابسته به القاعده که اهل کشورهای آفریقایی به ویژه سومالی بوده اند، علیه امنیت ملی ایالات متحده در آمریکا فعالیت داشته و تعدادی از آنها بازداشت شده اند.
با توجه به مواضع مذکور و تأکید بر این امر که القاعده همواره مهره ای برای اجرای اهداف غرب در جهان بوده ، روند تشدید فعالیت گروههای تروریستی به ویژه القاعده در آفریقا می تواند برگ دیگری از سناریوهای غرب برای این قاره باشد که چند هدف را پیگیری می کند.
1)توجیه نظامی گری در آفریقا به بهانه امنیت بین الملل و مبارزه با تروریسم که به اجرای طرح احداث 12 پایگاه نظامی در آفریقا (طرح آفریکوم ) ختم می شود. اشغال کشورهایی مانند سومالی و تجزیه سودان بخشی از این سناریو است.
2) اجرای طرح سلطه بر آبراه های بین المللی که حلقه اتصالی از مدیترانه، دریای سرخ، تنگه باب المندب ، خلیج عدن، اقیانوس هند، دریای عرب و در نهایت دریای عمان و خلیج فارس را شامل می شود. بخش عمده این سناریو در قبال یمن و سومالی به عنوان همسایگان تنگه استراتژیک باب المندب است.
3) با توجه به اینکه بیش از 50 درصد جمعیت آفریقا را مسلمانان تشکیل می دهند ایجاد جنگ های مذهبی برای تضعیف اسلام از دیگر اهداف غرب از به کارگیری القاعده در آفریقا است. این سناریو پیش از این در خاورمیانه طراحی و اجرا شده است.
4)تفرقه افکنی میان کشورهای آفریقایی با به چالش کشاندن امنیت ملی و روابط کشورها با محوریت تحرکات القاعده برای جلوگیری از تحقق اصل اتحاد قاره آفریقا هدف دیگر غرب است. غرب از احیای بازیگری آفریقا در معادلات جهانی در هراس است و برای شکستن آن به هر ابزاری متوسل می شود.
5)غرب که با سرپوش نهادن بر ثروت های کلان آفریقا و معرفی آن به عنوان قاره ای فقیر و ناتوان همواره به استعمار این قاره پرداخته اکنون برای جلوگیری از ورود بازیگران جدید سناریوهای جدیدی را طراحی و اجرا می کند. از جمله این مسائل تحرکات القاعده با هدف ناامن سازی فضای سرمایه گذاری برای کشورهایی خاص مانند چین و ایران در این قاره است.
در نهایت با توجه به سابقه غرب در قاره آفریقا می توان گفت که ادعاهای جدید آنها در زمینه توسعه القاعده در این قاره بهانه ای دیگر برای تحرکات نظامی و سیاسی علیه این کشورها است که می تواند شرایط را برای مداخله بیشتر غرب در امور آفریقا فراهم آورد، چنانکه پیش از این با سناریویهای متعددی نظیر سناریوی دزدان دریایی در این مسیر گام برداشته اند.