خواسته یا ناخواسته باید روح تغییر در هویتهاى فرهنگى را بپذیریم. اساسا در واژه هویت Identity دو معناى به ظاهر متناقض شباهت و تفاوت نهفته است، همان طور که در سایه مدلول کلان فرهنگ روح جریان و سکون غنوده است. یک رودخانه بدون جریان در طول و استقرار و ثبات در عرض نمىتواند خانهاى براى یک رود باشد. فرهنگها در عین التزام به ایستارهاى خود در تعامل دائمى با محیط پیرامونى هستند اما افراط و تفریط در جمع و تفریق این دو مولفه اصلى هر فرهنگ نقطه عزیمت مناقشات فراوانى در موضوعات هویتى بوده است.
در این بین تبادل پدیدههاى نوین در ساحتهاى سیاسی، اجتماعی، اقتصادى و ... میان جوامع مختلف یکى از محرکهاى جریان عمومى فرهنگى است، هر چند برخى پدیدهها در روزگار جدید کارکرد هویت بخشى به خود گرفتهاند.
روزگارى در مشروطه دعوا بر سر ورود برق بود که در این سیمها شیطان جریان دارد و این کفر است که در کار خدا دخالت کنیم و شب را روشن نماییم. با ورود دوچرخه برخى مدعى شدند مگر مىتوان بر روى دوچرخ حرکت کرد و این تنها کار اجنه و شیاطین است که چرخ را نگاه مىدارند. در مورد بلندگو، تلگراف و ... نیز همین طور.
اما در هزاره سوم دنیاى ارتباطات پیشاهنگ تغییرات هویتى است. انفجار اطلاعات و جامعه اطلاعاتى مرزهاى محیط زیست فرهنگى کشورها را درنوردیده و بیش از آنکه به فرایند جریان فرهنگها کمک کند با ترسیم دهکده جهانى (مارشال مکلوهان) ایستارها را با چالش مواجه نموده است. در واقع تغییرات دنیاى ارتباطات بیشتر هویت بخش است تا هویت ساز، یعنى به جاى آنکه جامعه اطلاعاتى موجب تکامل هویتى شود سعى دارد یک هویت نوین را براى جوامع مختلف ارائه دهد.
یکى از پدیدههاى متاخر هویتبخش در دنیاى انفجار اطلاعات پیامکهاى تلفن همراه در قالب SMS, MMS و .. مىباشند. در کشور ما با ضریب نفوذ 34% براى تلفن همراه روزانه بیش از 30 میلیون پیامک ارسال و دریافت مىشود. این رقم در روزهاى تعطیل و عید به مراتب بیشتر مىشود. بنا بر یک پژوهش با یک نمونه آمارى 2000 نفر نسبت پیامکهاى طنز به غیر طنز قریب به 75% است. این پیامکها اغلب با الفاظ غیر مودبانه و رکیک همراه است. در حوزه امنیتى جمعبندى تهدیدهاى پیامکهاى تلفن همراه این گونه است: 1- تخریب وحدت ملى از طریق اهانت به قومیتها بخصوص در استانهاى مرزى 2- پخش شایعات به گونهاى که بعضى از مواقع احساس ناامنى در کل فضاى جامعه ایجاد مىشود که منشا آن تنها یک شایعه بوده است. 3- ایجاد عملیات روانى علیه حاکمیت یا بخشهایى از حاکمیت توسط افراد مختلف که مورد سوء استفاده قرار گرفته است. 4- ایجاد بحران 5- دعوت براى اعتراض وتجمع 6-تخریب چهره مسئولین استانى و کشورى و ...
البته صرف نظر از آثار سوء سیاسى این پدیده مخاطرات هویتى و فرهنگى پیامکهاى غیر اخلاقى وحتى اخلاقى بیش از آسیبهاى دیگر قابل تامل است. غفلت از زبان شیرین فارسى و حذف تدریجى نشانههاى گفتمان اسلامى در کشور از قبیل صله رحم با ارسال چند کلمه بىروح هر ایرانى مسلمانى را نگران مىکند. پیامکهاى غیر اخلاقى با اشاعه فحشا بسیارى از دیوارها را فرو مىریزند علىالخصوص که هیچ محدوده سنى نیز براى استفاده از تلفن همراه وجود ندارد. قابلیت MMS و ارسال فیلمها و تصاویر نیز زنگ خطرى براى عموم فرهنگ دوستان کشور است. تقابل ما با این پدیده دقیقا به دلیل جریان شیطان در امواج مخابراتى است و این از آن روست که پارادایم جامعه اطلاعاتى سکولاریستى است. در این پارادایم پدیدهها مسخر شیطان هستند و هویتها همگى درمقابل بعل ذنوب سر به سجده مىگذارند.
اگرچه فرهنگ باید جریان داشته باشد اما این به معناى غفلت از ارزشها و ایستارهاى باثبات آن نیست. بىثباتى یک فرهنگ به منزله فروپاشى آن است. پدیدههاى فرهنگى غرب زمانى وارد ایران شدند که در جامعه ما کمترین مقاومت و آگاهى وجود داشت. امروز که مدعى آگاهى فرهنگى هستیم باید نیروهاى مقاومت را بیش از پیش فعال کنیم وبه این بهانه که نمىتوان مقابل تکنولوژى ایستاد نقاط استقرار فرهنگى خود را فدا ننماییم.
مىتوان پیش از ورود یک پدیده به کشور آن را از نگاه فرهنگى نقد کرد و با توجه به منابع موجود تهدیدهاى متصور را به فرصت تبدیل نمود.