بسیج؛ مهمترین نماد استراتژی بازدارندگی مردمی
به نظر می رسد که بهترین چارچوب نظری برای تبیین جایگاه بسیج در قاموس دفاعی حضرت امام خمینی (ره)، راهبرد «بازدارندگی مردمی» است. در مورد ماهیت استراتژی بازدارندگی مردم، باید اشاره کرد که «این استراتژی در زمره مهمترین راهبردهای دفاعی کشورهایی محسوب می شود که در معرض خطر تهاجم یا تجاوز دشمن بالقوه قرار دارند. این سیاست از دو بعد دفاعی و تبلیغی تشکیل شده است. در بعد دفاعی، کشور در معرض هجوم، می کوشد با افزایش منابع داخلی قدرت و بسیج عده (نیروهای نظامی و مردمی) و عده (تسلیحات و جنگ افزار)، برتری قدرت بسیج یافته و در دسترس خود را بر توان نظامی بالقوه دشمن نشان دهد تا از این رهگذر، او را از اقدام تجاوزکارانه یا از تداوم اشغال باز دارد و با به رخ کشاندن نیروی مقاومت مردمی و قابلیت آماده سازی نظامی از طریق بسیج دفاعی و تشکل نیروهای غیرنظامی، در اراده تجاوزگری دشمن تزلزل ایجاد کند و او را از اقدام به هجوم یا تجاوز احتمالی بر حذر دارد.
در بعد تبلیغی، این استراتژی زبانی یا اعلامی یا تبیینی بر آن است که به دشمن بالقوه تفهیم کند که هزینه و بهای اقدم به جنگ، بیش از منافع متصور آن است و او را متقاعد سازد که با توجه به اینکه با مردمی روبه رو خواهد شد که از وحدت، انسجام، صبر، پایداری، مقاومت سرسختانه، فداکاری، جانفشانی، ایثار و انگیزه دفاعی برخوردارند، ضربات و لطمات سنگینی را متحمل خواهد شد؛ و به فرض تسلط ظاهری بر سرزمین آن کشور، نه بر قلوب مردم مستولی خواهد شد، نه بر اراده آنها و در نهایت، با شکستی سهمگین و با تحمل خسارت جانی و مالی و مهمتر از همه، ضررهای سیاسی و ایدئولوژیک، مجبور به بازگشت به سرزمین خود خواهد شد، لذا کشور در معرض تهاجم تلاش می کند با به کارگیری استراتژی بازدارندگی مردمی، برتری قدرت عددی و ایمانی را بر قدرت تسلیحاتی و قهرآمیز به دشمن نشان دهد و با تبیین آسیب پذیری خصم و تجزیه و تحلیل هزینه و بهای گزاف حمله و ناکارایی آن، علاوه بر اتلاف وقت و تحلیل نیروهای نظامی و نابودی وسایل جنگی، دشمن را از تجاوز یا تداوم اشغال باز دارد و از این رهگذر، قدرت پیشگیری قبل از تجاوز و توان مقاومت خود پس از اشغال را به رخ دشمن بکشاند تا در دو بعد دفاعی و تبلیغی بر خصم فائق آید و اقدام تجاوزگرانه او را خنثی سازد.»(دهشیری، محمدرضا، «استراتژی بازدارندگی از دیدگاه امام خمینی (ره)» نامه پژوهش، سال سوم، شماره 9)