فرزان شهیدى
زمزمه های حمله نظامی به ایران بار دیگر ناظران سیاسی و نظامی را به بازخوانی موضوع راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی برای مقابله با تهدیدات احتمالی ایالات متحده و متحدانش واداشته است.
سخنان اخیر ژنرال «مایک مولن» رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا مبنی بر اینکه اگر قرار باشد به ایران حمله کنیم، ارتش آمریکا نقشه عملیاتی آن را تهیه کرده است، واکنش های متفاوتی را در داخل و خارج ایران به دنبال داشته است. جان بولتن سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل نیز اسرائیل را تحریک کرد تا نیروگاه هسته ای بوشهر را مورد حمله نظامی قرار دهد.
به دنبال این تهدیدات، رهبر انقلاب اسلامی هشدار دادند جبهه جنگ علیه ایران تنها به منطقه محدود نخواهد شد و سپاه پاسداران نیز به عنوان مدافع اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران به تهدیدات تازه آمریکا واکنش سختی نشان داد و فرمانده کل سپاه پاسداران از آمادگی همه جانبه سپاه برای مقابله با تهدیدات دشمن تأکید کرد. به اعتقاد ناظران غربی، تحلیل مواضع فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در درک راهبرد بازدارندگی تهران دارای اهمیت زیادی است، زیرا در جمهوری اسلامی، مسئولیت مقابله با حمله احتمالی یک نیروی کلاسیک قوی تر - همچون ارتش آمریکا - عمدتاً بر عهده سپاه پاسداران است و ارتش کلاسیک ایران نقش پشتیبانی دارد.
سپاه بارها تأکید کرده است که حمله نظامی به ایران، امنیت منطقه را به خطر خواهد انداخت.
بسیاری از کارشناسان نظامی غربی و صهیونیستی، مهم ترین نقطه قدرت راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا و متحدانش را بازدارندگی در خارج از مرزهای ایران می دانند.
فرماندهان نظامی ایران بارها تأکید کرده اند که در صورت حمله نظامی آمریکا، این جمهوری اسلامی است که میدان نبرد را تعیین خواهد کرد. معنای این تهدید آن است که در صورت حمله آمریکا، نیروهای ایرانی نه فقط در مرزهای خود، که در عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین، کشورهای خلیج فارس و یا حتی دیگر نقاط جهان به مقابله با دشمن برخواهند خاست.
نکته دیگری که در راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی ایران قابل توجه است عنصر معنویت و روحیه شهادت طلبی است که نیروهای دشمن فاقد آن هستند. به این ترتیب اگر چه قدرت آمریکا فراتر از جمهوری اسلامی ایران است، اما در مقابل، ظرفیت آن برای پرداخت هزینه های مادی و انسانی، بسیار محدود است. در کشوری چون آمریکا، بر خلاف ایران، حتی افزایش شدید قیمت نفت یا دادن چند هزار نفر کشته، ممکن است حزب حاکم را در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری سرنگون کند.
شاید گفته شود ورود در چنین معرکه ای برای ایران نیز هزینه های زیادی در برخواهد داشت، اما موضوع اصلی عدم موازنه میان دو طرف در تحمل هزینه ها و پیامدهای جنگ است، لذا آمادگی برای پرداخت هزینه در هنگام درگیری نظامی، خود مهمترین عامل بازدارنده در مقابل دشمنانی محسوب می شود که اهل محاسبات مادی هستند.
از سوی دیگر بخشی از تأکیدات مسئولان نظامی - امنیتی ایران بر لزوم آمادگی داخلی در مقابل تهدیدات خارجی اشاره دارد. این آمادگی، به طور عمده بر دو مفهوم «جنگ نامتقارن» و «پدافند غیرعامل» متمرکز است.
بخش دیگری از راهبرد بازدارندگی جمهوری اسلامی در عرصه داخلی عبارت است از بین بردن عوامل نفوذی دشمن. در این ارتباط نیز تجربه عراق یکی از مهمترین درس هایی است که مورد توجه مقامات ایران قرار گرفته است. این تجربه حاکی از آن است که همان نیروی مهاجم خارجی که در سال 2003 رژیم صدام را سرنگون کرد، در سال 1992نیز ارتش عراق را شکست داد، اما به دلیل نداشتن گزینه جایگزین برای صدام در نوبت اول، این پیروزی به تغییر حکومت در عراق نینجامید. با اتکا به چنین تجارب و شواهدی حتی اگر دشمن به لحاظ نظامی قادر به شکست دادن جمهوری اسلامی باشد، تا وقتی که جایگزینی داخلی برای این رژیم موجود نباشد، امکان سرنگونی آن را نخواهد داشت.
در مجموع با توجه به ویژگی های راهبرد بازدارندگی و دفاعی جمهوری اسلامی، ریسک هرگونه حمله نظامی آمریکا و متحدانش علیه ایران به شدت افزایش خواهد یافت. آمریکا و هم پیمانانش هم از ضربات متقابل در امان نمانده و مهم تر آن که ثبات منطقه دچار آسیب های درازمدت و غیرقابل کنترل خواهد شد.