صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۶۴۱۶۷
تحلیل صبح صادق از گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی

آژانس در کژراهه سیاست‌های آمریکا

سیامک باقرى مقدمه: سومین گزارش آمانو و بیست و سومین گزارش آژانس برای اجلاس فصلی شورای حکام که در47 بند تنظیم شده، منتشر گردید. همانطور که انتظار می رفت این گزارش نیز مانند گزارش های گذشته دارای ماهیت دو گانه و چند پهلو بوده و مسایل فنی برنامه هسته ای ایران در کنار برجسته سازی خواسته های شورای امنیت به گونه ای طراحی شد که توجیه کننده و تکمیل کننده اقدامات آمریکا و متحدین غربی اش باشد. آنچنان که «صدای آلمان» اعلام کرد این گزارش ها منبع قابل استنادی برای کشورهایی است که در صدد افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی هستند. در همین چارچوب کاخ سفید بلافاصله پس از انتشار به تولید تصویرهای مجازی از برنامه هسته ای ایران روی آورده و مدعی شد که گزارش جدید مدیرکل آژانس درباره ایران درد سرساز است و نشان می دهد که تهران هنوز به تلاشهایش برای گسترش برنامه هسته ای خود ادامه داده و به قابلیت برای ساخت سلاح هسته ای نزدیک شده است.

1- داوری سیاسی
نحوه گزارش دهی آژانس در خصوص برنامه هسته ای ایران به جای اینکه برای یک داوری فنی تهیه شده باشد، بیشتر با نگاه سیاسی جهت قضاوت های سیاسی طراحی شده است. افزون بر این، گزارش به گونه ای تنظیم شده که مخاطب به درستی از حقیقت برنامه صلح آمیز هسته ای ایران و زاویه همکاری فراتر از تعهدات ایران پی نبرد و بجای آن به داوری و قضاوت از پیش تعیین شده ای کشانده شود. بر همین اساس، گزارش آمانو با ورود به جزئیات فنی مثل همیشه، باعث سردرگمی خوانندگان غیر فنی می شود. در اینجا، برخی از گزینشی برخورد کردن آژانس نسبت به همکاری ایران و برنامه های هسته ای اش مروری اجمالی خواهد شد:
1/1- نحوه همکاری: آمانو در این گزارش مدعی شده که ایران همکاری های لازم را به منظور اجازه به آژانس برای تایید اینکه تمام مواد هسته ای در ایران در فعالیت های صلح آمیز هستند را فراهم نکرده است. درحالیکه ایران با رعایت کامل تعهدات خود و با نظارت ?? ساعته، با آژانس همکاری کرده است. افزون بر این ایران تمام مواردی که می بایست بر اساس پادمان های مورد توافق با آژانس اطلاع رسانی کامل می کرد، انجام داده است. نکته اساسی دیگر اینکه مدیر کل آژانس در بندهای 25،24 و26 گزارش خود اطلاع رسانی های ایران به آژانس را منعکس کرده اما این موضوع، برای آژانس به عنوان همکاری ایران محسوب نمی گردد! در واقع انحرافات مهم گزارش در این نکته نهفته است که آژانس با برخی از عدم همکاری ها از سوی ایران که خود دارای توجیه حقوقی نیز می باشد به کل همکاری ها با ایران به آژانس سرایت داده و به گونه ای طرح نموده که گویا ایران به طورکلی از همکاری با آژانس سر باز زده است.
2/1- بازرسان: مدیرکل آژانس جلوگیری ایران از ورود دو بازرس این نهاد برای بازدید از تأسیسات هسته ای را که یک امر عادی بین اعضا و آژانس است به گونه ای بزرگنمایی کرده که گویا تمام فعالیت های آژانس به این دلیل مختل شده و دیگر قادر به راستی آزمایی نیست. مهمتر اینکه آژانس عامداً فرستادن بازرسان جایگزین و پذیرش ایران را در گزارش سانسور کرده و بدین وسیله مخاطب را به قضاوت نادرست می کشاند. جالب تر اینکه مدیرکل آژانس در گزارش فنی خود به پیشگویی متوسل می شود و ابراز نگرانی می کند که اعتراض مکرر به تعیین بازرسان مجرب، روند بازرسی را مختل کرده و از توانایی آژانس برای اجرای پادمان ها در ایران بکاهد.
3/1- پروتکل الحاقی: آژانس در گزارش خود مجدداً به اجرای پروتکل اشاره کرده است در حالیکه تصویب، امضا و اجرای پروتکل الحاقی بر اساس مواد خود پروتکل امری داوطلبانه و غیرالزام آور است. در حال حاضر تمام کشورهای عضو آژانس نیز این پروتکل را امضا یا تصویب نکردند، از جمله آمریکا. در همین راستا رژیم صهیونیستی که هیچ گونه بازرسی هایی را نمی پذیرد فشاری برای اجرای این پروتکل وارد نمی شود. افزون بر این، چگونه است که وقتی رژیم صهیونیستی درخصوص نپیوستن به معاهده Npt ادعا می کنند که «این حق حاکمیتی هر کشوری است که تصمیم بگیرد به یک معاهده ملزم شود یا خیر» مورد پذیرش آژانس و آمریکا قرار می گیرد، اما استدلال ایران که جزء بندهای پروتکل است قابل قبول نیست!
4/1- ابعاد نظامی: مدیرکل آژانس با ذکر ابعاد احتمالی نظامی در برنامه هسته ای ایران به طور سیستماتیک به انحراف اعضای آژانس می پردازد. در حالیکه همکاری هایی که ایران طی توافقی با مدیرکل سابق آژانس در چارچوب مدالیته انجام داده بود، تمام مسایل باقیمانده حل شده و آژانس نیز صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران را اعلام کرده بود. مضافاً اینکه مطالعات ادعایی که بعداً از سوی آمریکا مطرح شد نیز هیچ گونه مدرک و سندی از سوی طراحان آن ارائه نگردید و به همین جهت دبیر کل آژانس اعلام کرد که این مطالعات قابل بررسی نیست.
5/1- اجرای کد 1/3: آژانس در خصوص اجرای این کد تنها به عدم اجرای آن اکتفا کرده و دلایل مستند ایران را برای شفافیت موضوع و قضاوت درست اعضای آژانس ارائه نداده است.
6/1- بازرسی از رآکتور آب سنگین(رآکتور IR-40): مدیرکل آژانس در گزارش های خود خواستار بازرسی های تأسیسات آب سنگین بر مبنای قطعنامه شورای امنیت است. در حالیکه بازرسی از کارخانه آب سنگین در چارچوب پادمان جامع و قرارداد دوجانبه میان ایران و آژانس نیست.
7/1- سایت‌های غنی‌سازی جدید: آژانس موضع شفاف ایران در خصوص راه اندازی سایت های جدید غنی سازی در آینده را در دستور کار گزارش خود می آورد حال آن که شروع هر فعالیت مرتبط با موضوع هسته ای براساس اساسنامه آژانس و توافقنامه های پادمانی دارای فرایند زمانبندی شده ای برای اعلام آن به آژانس وجود دارد. این نوع برجسته سازی قطعاً داوری های نادرستی را برای مخاطبان بوجود خواهد آورد.
8/1- فردو: در حالیکه ایران فراتر از تعهدات خود با آژانس در زمینه ساخت سایت فردو همکاری کرده، اما نحوه برخورد آژانس با این موضوع غیرصادقانه و خارج از تعهدات طرفین است. افزون بر این آژانس در عین حال که از عدم همکاری در این زمینه سخن به میان می آورد حداقل واقعیت های دیگری مانند اینکه هیچ نشانی از اورانیوم غنی شده در سایت فردو وجود ندارد را تصریح و برجسته سازی نمی کند. در واقع رویه مدیر کل آژانس این گونه است که واقعیت ها به صورت گزینشی ارائه شود و موضوعات احتمالی و غیر دقیق و مبهم یا ساختگی با آب و تاب بیان گردد.
9/1- نمونه‌گیری جدید: تردیدها در خصوص آلودگی های اورانیوم غنی شده در سایت نطنز موضوعی بود که در دوره البرادعی از تمام جهات حل شده، اعلام شد، اما آمانو با این گزارش خود گویا سعی در کلید زدن مجدد این بازی دارد، لذا در بند 7 گزارش آورده است: «در یک نتیجه جدید، تعداد کمی از موادی از نمونه های گرفته شده در ناحیه آبشاری با سطح غنی سازی بین پنج درصد و 1/7 درصد اورانیوم 235 تشخیص داده شدند که این میزان بیشتر از سطح اعلام شده در پرسشنامه اطلاعات طراحی بود.» در حالی که این موضوع ضمن اینکه یک موضوع کاملاً فنی بوده و توضیحات کامل و قانع کننده ای نیز از سوی ایران ارائه شده اما با طرح آن در گزارش نتیجه گیری غیر فنی و سیاسی برای مخالفان هسته ای ایران فراهم کرده است.
در مجموع رویه گزارش دهی آمانو بیانگر تفاوت هایی با گزارش های «محمد البرادعی» رئیس سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی است آنچنان که علی اصغر سلطانیه اظهار داشت: گزارش آمانو نسبت به گزارش های البرادعی متوازن نیست. البرادعی اگر چه در گزارش های خود دو پهلو بوده و بعضاً بر سلطه سیاسی بر روند بررسی آژانس تأکید می کرد، اما در عین حال، بدون استثنا، در تمام گزارش های خود به صراحت اذعان کرد که هیچ گونه شاهد و مدرکی دال بر غیرصلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران وجود ندارد، در حالی که گزارش آمانو به گونه ای است که بر ابهامات موضوع بیشتر دامن می زند.
2- دستاویز سیاسی
همانگونه که ملاحظه شد، مطالعه گزارش «آمانو»، مدیر کل آژانس نشان می دهد که وی با گزینشی برخورد کردن واقعیت های همکاری ایران با این نهاد، آن را تبدیل به دستاویز سیاسی برای بدخواهان ایران کرده است.
1/2- شتاب‌سازی اجرای قطعنامه‌ها: غرب و آمریکا به واقع می دانند که قطعنامه ها و به ویژه قطعنامه چهارم و تحریم های مضاعف فراقانونی آنها علیه ایران از مشروعیت لازم برخوردار نیست. از سوی دیگر تردیدی نیست که اگر قدرتی نتواند اهداف رفتاری خود را برای تابع مشروع جلوه دهد، قادر به رسیدن نتیجه دلخواه نیز نخواهد بود. از این رو گزارش آمانو دو فرضیه بدبینانه و خوشبینانه را در این ارتباط متبادر می سازد. اول اینکه گزارش با هماهنگی و نفوذ سیستماتیک آمریکا، برخی کشورهای اروپایی و رژیم صهیونیستی با هدف مشروع سازی برنامه های تحریم ها و شتاب بخشی اجرای آنها تنظیم شده است. دوم اینکه این گزارش در چارچوب آژانس و براساس ملاحظات و اهداف آژانس از جمله تحت تأثیر قرار دادن ایران برای قبول اجباری یکسری از مقررات داوطلبانه مانند پروتکل الحاقی و... تهیه گردید. از جمله اقدامات آنها در این ارتباط عبارتند از:
الف- تحت الشعاع قراردادن برنامه هسته ای رژیم صهیونیستی: براساس قطعنامه کنفرانس عمومی آژانس، مدیر کل آژانس می بایست گزارشی از برنامه هسته ای این رژیم برای شورای حکام آژانس تهیه و در اجلاس قرائت گردد، حال، غرب و رژیم صهیونیستی و رسانه های تابعه با تمسک به گزارش آژانس در خصوص برنامه هسته ای ایران سعی در فرافکنی ابعاد خطرناک هسته ای این رژیم دارند.
ب- ضرورت فشارهای بیشتر: آمار نشان می دهد که فشارهای وارد شده به ایران تاکنون نتیجه ملموسی را در بر نداشته است. از این رو بزرگنمایی بندهای گزارش و خطرناک نشان دادن برنامه های هسته ای ایران این پیام را القا می نمایند که فشارهای موجود باید بیشتر و هماهنگ کننده تر باشد.
ج- یکدست کردن مذاکره کنندگان 1+5 با ایران: آمریکا و غرب پس از صدور قطعنامه و فشارهای تحریمی به شدت به دنبال برگزاری نشست گروه 1+5 بودند، اکنون که در آستانه این نشست هستیم، گروه غربی در صدد هماهنگی اعضا برای تحمیل نظرات خود بر ایران و ایجاد این احساس که ایران هیچ حامی و پشتیبانی ندارد، است.
د- محدودسازی مانور ایران در نشست احتمالی گروه وین: از آن جایی که ایران خواستار افزایش حضور ترکیه و برزیل در این نشست بوده و کشورهای روسیه و بعداً آمریکا نیز حضور آنها را پذیرفته اند اکنون غرب و آمریکا سعی دارند با بزرگنمایی گزارش آژانس، اهرم قدرت ظرفیت مانور دیپلماتیک ایران در این مذاکرات را محدود سازند.
2/2- ایران‌هراسی: آمریکا از ابتدای مواجهه با ایران به خصوص در زمینه برنامه هسته ای سعی کرد تا هراس و وحشت برنامه هسته ای ایران را در میان افکار عمومی جهانیان بویژه در منطقه برانگیزاند و از این رهگذر حلقه های فشار بر ایران را تنگ و در نهایت ایران را به انصراف از فعالیت هسته ای مجبور نماید. اکنون گزارش آمانو و رویه ای که وی از ابتدا پیش گرفت، دستاویز مهمی برای ایران هراسی توسط آمریکا و متحدین آن شده است.
3/2- حساس کردن کشورها در خصوص همکاری ایران با آژانس: اکثراً بر این باورند که ایران دارای هنر دیپلماتیک بسیار قوی است و دارای ظرفیت هایی است که می تواند تهدیدات را به فرصت و افکارهای پریشان شده نسبت به خود را مدیریت نماید. با این وصف آمریکا براساس این گزارش و هراقدامی از این دست، درصدد ابهام سازی نسبت به فعالیت های ایران به ویژه در خصوص همکاری با آژانس است. بازتاب گزارش آمانو نشان می دهد که کشورهای منطقه و برخی از کشورهای دیگر از این گزارش متأثر شده اند. به همین جهت دولت هایی مانند چین، روسیه و شش کشور عربی شورای همکاری خلیج فارس از ایران خواستند که به همکاری خود با آژانس بین المللی انرژی هسته ای ادامه داده و اجازه دهد بازرسان آژانس از تأسیسات هسته ای اش بازدید کنند.
3- اقدامات پیشگیرانه
دیپلماسی ایران با توجه به شرایط فوق نیاز به طراحی و تحرک بیشتر نسبت به سابق دارد. در این رابطه به چند نکته اشاره می شود.
1/3- کارگزاران دیپلماسی ایران نباید تنها به نقد و ترسیم گزارش آمانو اکتفا نمایند و یا به انتقاد از عملکرد مدیر کل آژانس بسنده نمایند. به نظر می رسد رویه ای که مدیر کل جدید آژانس در پیش گرفته نیازمند برنامه های ظریف و دقیقی است تا این روند را متوقف کند.
2/3- اطلاع رسانی و شبهه زدایی می تواند یکی از اقدامات مهم برای مدیریت افکار عمومی دستکاری شده باشد. تردیدی نیست که تصویرسازی در عصر اطلاعات یکی از ابزارهای مهم مدیریت ادراک و نبردهای نرم می باشد. بنابراین نباید گذاشت با گزارش آژانس ایران مورد تهاجم نرم دشمن قرار گیرد. برخورد با این موضوع نیز بهره گیری از «انتقاد» نیست بلکه عنصر «اقناع و استدلال» بیشترین کارکرد را دارد.
3/3- افزایش گفت وگو با مدیر کل آژانس و طرف های ایران و برقراری ارتباط بیشتر با آنها جهت توجیه سازی نسبت به گزارش صادر شده.
4/3- استفاده بیشتر از ظرفیت آژانس از جمله اعضای غیرمتعهد. اگر چه این کشورها بیانیه حمایت آمیزی را نسبت به ایران صادر کردند، اما نباید به این مسئله اکتفا کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات