صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ مهر ۱۳۸۵ - ۱۰:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۶۴۴

مقاله تازه جهانبگلو و یک پیام به آمریکا


رامین جهانبگلو، استاد فلسفه غرب که چند ماهی را به اتهام ارتباط با بیگانگان و تلاش برای براندازی نرم نظام در بازداشت بود، پس از آزادی نیز به انتشار مقالات خود در سایت شخصی‌اش ادامه می‌دهد.
به گزارش سرویس بین‌الملل «بازتاب»، وی در مقاله خود پس از آزادی، با عنوان «آمریکایی‌سازی یا دمکراتیزه کردن؟»، نومحافظه‌کاران آمریکا را به دلیل عدم درک پلورالیسم فرهنگی در خاورمیانه به چالش کشیده است.
متن زیر ترجمه خلاصه‌ای از این مقاله است:
ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که به سرعت تغییر می‌کند. دنیای امروز بسیار بی‌ثبات است. حتی می‌توانیم بگوییم که دنیای کنونی به سمت یک مشکل پیش می‌رود. مردم کشورهای گوناگون دستورهای جهان جدید را نمی‌پذیرند و استانداردهایی را که بر آنان تحمیل می‌شود، در تناقض با تنوع فرهنگی جهان می‌بینند.
تنوع فرهنگی، یکی از پیامدهای جدانشدنی قرن 21 است که نیاز به برخورد بسیار هوشمندانه‌ای دارد. دنیای امروز به همزیستی گروه‌های مختلف نیازمند است، اما چگونه می‌توانیم این تنوع فرهنگی را با راه‌حل‌های سیاسی حل کنیم؟ چه نرم‌های اخلاقی باید روابط بین‌الملل را در آینده نزدیک هدایت کند؟ و چگونه ممکن است ارزش‌های متفاوت فرهنگ‌های گوناگون با هم هماهنگ شوند، تا مجموعه‌ای از نرم‌ها را که باعث جمع شدن ما به دور یکدیگر شود، به وجود آورند و از برخورد تمدن‌ها جلوگیری کنند؟ و سرانجام همه این پرسش‌ها به یک پرسش ختم می‌شود؛ طراحی و مهندسی جهانی جدید، جدای از پروژه جهانی‌سازی با استفاده از زور آمریکا، چه باید باشد؟
مهم است به خاطر داشته باشیم که با شکل‌گیری جامعه جهانی، فاکتورهای عمومی و ارزش‌های عام نیز مهم می‌شوند. با پیشرفت گفت‌وگوی بین فرهنگ‌ها، اخلاقیات و ارزش‌ها به جزیی مهم از این پازل جهانی تبدیل شده‌اند.
بی‌شک فرهنگ جهانی تحمل، درک و گفت‌وگو، تنها راه فرو نشاندن تضادهای سیاسی و اجتماعی جدید و تضمین امنیت جهانی است؛ امنیت خواسته نخست جهان امروز است، اما دستیابی به آن بدون همراهی آن با نهضتی به سمت دمکراسی ممکن نیست. مردم، امروز از مسائلی مانند آزادی، عدالت و برابری که تا پیش از این مطرح نبودند، آشنا شده‌اند، اما مشکل اصلی این است: «چگونه می‌توانیم دمکراسی را از دام آمریکایی شدن جهان نجات دهیم؟» یکی از نمونه‌ها، که نومحافظه‌کاران ادعا می‌کنند، این است که دلیل تجاوز آمریکا به عراق، ایجاد دمکراسی برای مردم آن کشور است؛ ادعایی که یک قدرت خارجی می‌تواند دیگر کشورها را دمکراتیزه کند، اهمیت ایجاد بنیان‌‌های اخلاقی و مسئولان جهانی را نشان می‌دهد که قدرت کافی را برای کنترل وسوسه‌‌های محافظه‌کاران برای ساختن یک امپراتوری داشته باشند. این روش، شامل این نیز می‌شود که ساخت یک امپراتوری و پروسه آمریکایی کردن جهان، هیچ ربطی به دمکراسی ندارد. آمریکایی شدن، به معنی مطیع کردن کشورها و فرهنگ‌های دیگر به وسیله قدرت نظامی و سیاسی یک کشور دیگر است که می‌توان آن را دیپلماسی زور و غلبه خواند.
همچنین می‌توان در مورد دمکراسی، این مسئله را مطرح کرد که هیچ پرسشی وجود ندارد که مردم خاورمیانه هم‌ خواهان دمکراسی و آزادی هستند، اما دمکراسی که در ذهن خود دارند، آنان به امنیت فرهنگی، اهمیت بیشتری می‌دهند.
موقعیت کنونی عراق، نمونه خوبی بر این است که آنها، هم‌اکنون بسیار بیشتر از دوره نبود دمکراسی وحشت‌زده هستند. دولت آمریکا با مشکل درک اولویت‌های پلورالیسم فرهنگی در خاورمیانه، در تعریف مفهوم دمکراسی روبه‌روست.
نومحافظه‌کاران روش «برنارد لوئیس» را پذیرفتند که مسلمانان را «مردم مریض» جهان می‌داند و نیاز به یک پروژه بزرگ برای درمان آنان را با تزریق میزان زیادی از دمکراسی بیان می‌کند. ایده گسترش دمکراسی در خاورمیانه بزرگتر، جزیی از همین «پروژه بزرگ» است؛ درست مانند اشغال عراق.
بحث خاورمیانه، بار دیگر نشان داد که دمکراسی، چیزی فراتر از مسائل نامبرده است؛ یک مسئله ملی که بیشتر و پیشتر از همه چیز، وابسته به فاکتورهای داخلی است. به‌ این معنی که کلمه کلیدی در پروسه دمکراتیزه کردن یک کشور، توجه به واکنش‌های روزانه مردم مسئولیت‌پذیر آن کشور است. شهروندی دمکراتیک به معنی مسئولیت‌پذیری تعهد شهری است، نه زور، اجبار و تحمیل. ما باید به آن‌هایی که از گسترش خشونت در خاورمیانه حمایت می‌کنند، بگوییم که دوره «دمکراسی تحمیلی» به پایان رسیده است.
مردم خاورمیانه دیگر نمی‌توانند یک نیروی متجاوز خارجی را با نام دمکراسی بپذیرند. «جان اف کندی» در سال 1961 به آمریکایی‌ها گفت: «جهان آینده یک جهان آمریکا دوست نیست، بلکه یا صلح برای همه است یا برای هیچ‌کس»

این جمله باید امروزه جلوی نومحافظه‌کاران قرار گیرد. کسانی که گمان می‌کنند هدایت امور جهان به نام دمکراسی، تنها با استفاده از زور و خشونت و بنابر منافع سیاسی و اقتصادی آن‌ها ممکن است، در اشتباهند. اگر آمریکا امروز معتقد است که تضمین امنیت او وابسته به گسترش دمکراسی است، باید پتانسیل‌ها و ویژگی‌های دمکراتیک دیگر کشورها را شناخته و به آن‌‌ها احترام بگذارد؛ بنابراین، تشویق دمکراسی و رد ویژگی‌های فرهنگی، دو استراتژی مخالف هستند. این مسئله ربطی به خوش‌بینی یا بدبینی ندارد و تمرینی دمکراتیک علیه پروسه آمریکایی شدن جهان است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات