صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۸۶ - ۰۸:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۶۴۶۶
بصیرت:

کنفرانس خزان پائیزی؛ بدبیاری آمریکا / علی قاسمی


کنفرانس آناپولیس پس از رایزنی‌های فراوان و تلاش‌های مقامات آمریکایی و صهیونیستی بویژه "رایس" وزیر خارجه آمریکا با حضور 45 عضو در دهکده آناپولیس مریلند در آکادمی نیروهای دریایی برگزار شد. این کنفرانس در حالی برگزار شد که 82 ماه از ریاست جمهوری بوش سپری شده و تنها 14 ماه از این دوران وی باقی مانده است. سؤالات اساسی قابل طرح این است چرا بوش در این فرصت باقی مانده به فکر حل مشکلات فلسطین بویژه برقراری صلح میان فلسطینیان و رژیم صهیونیستی افتاده است؛ برگزاری این کنفرانس چه تبعات و پیامدهایی برای مردم فلسطین داشته است و آمریکا چه هدفی از میزبانی این نشست برای خویش دنبال می‌کرد؟ آیا این کنفرانس من حیث‌المجموع موفقیت‌آمیز بوده است یا خیر؟ با پرداختن به برخی از جوانب موضوع، پاسخ سؤالات مذکور مبرهن و آشکار می‌گردد.

1- حمله به نوار غزه برای سرپوش گذاشتن شکست کنفرانس آناپولیس؛

 بعد از شکست کنفرانس آناپولیس تهاجم رژیم صهیونیستی به مناطق فلسطینی نشین به ‌ویژه نوار غزه شدت یافته است. رژیم صهیونیستی همزمان با برگزاری کنفرانس، رزمایشی در نزدیک غزه به اجرا درآورد و تیپ چتربازان هم در آن شرکت داشتند. به همین منظور و بنا به اخبار واصله دو لشگر متشکل از سی‌هزار سرباز برای حمله همه جانبه به غزه برنامه‌ریزی و سازماندهی شده است. در همین حال یک مقام حماس در مورد آمادگی نیرو‌های مقاومت در مقابله با هرگونه حمله رژیم صهیونیستی هشدار داد و اظهار داشت: جنبش حماس 50 هزار فرد مسلح، 400 شهادت طلب مرد و 200 نفر شهادت طلب زن برای مقابله با هرگونه حمله اسرائیل، مهیا کرده است. برخی اطلاعات حاکی است حماس شمار زیادی موشک با بردهای قوی‌تر برای شلیک به سوی شهرک‌های صهیونیست نشین در اختیار دارد. به گزارش "العالم" مسئولین آموزش و پرورش شهرک "بیروت" مدارس این شهرک را تا بعد از حمله به غزه تعطیل کرده‌اند. بسیاری از کارشناسان معتقدند حملات چند روز گذشته به دو روستا و شهادت چند نفر فلسطینی اولین تبعات کنفرانس آناپولیس است که رژیم صهیونیستی آن را به اجرا در می‌آورد.

2- شکست در انزوای ایران؛

نکته‌یی که صریحاً برخی از مسئولین آمریکایی به آن معترف بودند، انزوای ایران و مقابله با نفوذ جمهوری اسلامی جزء اهداف طراحی شده این نشست بود. باید گفت این هدف شکست خورده است. چرا که امروز در منطقه خاورمیانه جمهوری اسلامی ایران از "بازیگر منطقه‌ای" به "قدرت منطقه‌ای" تبدیل شده و بنا به اعتراف اندیشمندان غربی، به‌عنوان هژمون منطقه یا ابرقدرت اسلامی نام گرفته است. از طرفی همه کشورهای منطقه اذعان دارند که ایران حامی آنهاست و در کنار آنها باقی خواهد ماند. دعوت از رئیس جمهور کشورمان برای اولین بار در اجلاس سران شورای همکاری خلیج‌فارس و حضور وی بویژه بعد از کنفرانس آناپولیس می‌تواند ثابت کننده این مدعا باشد که ایران نه تنها منزوی نشده، بلکه موقعیت و جایگاه او ارتقاء نیز یافته است، و ترسی را که آمریکا قصد داشت از قدرت ایران و توسعه و تسلط فرهنگ شیعه در میان کشورهای اهل سنت منطقه ایجاد کند تا حد زیادی خنثی شود.

3- جوابگو نبودن طرح‌های کهنه و تقلیدی درباره حل مسئله فلسطین؛

 از سال 1951 تاکنون 23 بار نشست، کنفرانس، طرح صلح درباره مناقشه فلسطین و رژیم صهیونیستی انجام شده است اما هیچ‌کدام از آنها نتوانسته است از فزون خواهی و توسعه‌طلبی رژیم صهیونیستی بکاهد و او را وادار سازد تاحق و حقوق ملت مظلوم فلسطین را به آنها بدهد. این کنفرانس هم مثل گذشته طرحی کهنه و به تعبیر بهتر تقلیدی است و هیچ‌‌کدام از این کنفرانس‌ها به نتیجه قابل قبولی دست نیافته است. اگر دهها مورد دیگر از این نوع همایش، کنفرانس‌ها و طرح‌ صلح را در سطحی فراتر از این هم برگزار کنند تا حقوق اولیه مردم فلسطین توقف ساخت و ساز نگردد، مسئله فلسطین هم حل نخواهد شد.

4- جلوگیری از اتحاد و ائتلاف اعراب؛

رژیم صهیونیستی در سال گذشته شکست سختی را از حزب‌الله در جنگ33 روزه متحمل شد. حامیان این رژیم در تلاش هستند تا با برگزاری این گونه نشست‌ها و اجلاسیه‌های مشابه، آثار روحی و روانی شکست سال قبل را از بین ببرند. پس می‌توانیم به نوعی تحلیل کنیم که کنفرانس آناپولیس، بیش از هر چیزی زاییده فضای  پس از شکست "رژیم صهیونیستی" از حزب‌الله لبنان به‌عنوان یک نیروی عربی در تابستان سال 2006 است. شکستی که می‌توانست و می‌تواند به اتحاد بین اعراب و افزایش اعتماد به نفس آنان بویژه جوانان عرب علیه تل‌آویو بینجامد. در چنین شرایطی آمریکا با وعده حل و فصل موضوع فلسطین و احیاناً وعده امتیازات بزرگ کنفرانس را طراحی کرد تا از ائتلاف اعراب علیه اسرائیل ممانعت کرده و دولت‌های حاکم بر کشور‌های عربی را در کنار اسرائیل نگه دارد.

5- شکست در بهره‌برداری تبلیغاتی جمهوریخواهان؛

استفاده تبلیغاتی جمهوریخواهان از کنفرانس آناپولیس برای بالا بردن محبوبیت این حزب در بین مردم آمریکا از دیگر اهدافی بود که جرج بوش و تیم سیاست خارجی‌اش آن را دنبال می‌کردند. این جریان تصمیم داشتند با پیروزی در این کنفرانس اعتبار سیاست خارجی آمریکا را پس از شکست‌های متعدد در عراق، افغانستان، لبنان و... تا اندازه‌ای ترمیم نمایند. شکست این کنفرانس نه تنها هیچ‌گونه ترمیمی ایجاد نکرد، بلکه، حتی افکار عمومی داخل آمریکا را به ضرر این جریان تحریک و بیدارتر کرد.

6- بی‌اقبالی مردم و گروه‌های فلسطینی به نتایج نشست؛

 افزایش اعتراض مردم، گروه‌ها و اقشار مختلف ملت فلسطین علیه کنفرانس آناپولیس حاکی از این بود که این طرح شکست می‌خورد. این کنفرانس برخلاف سایر مذاکرات روند صلح با مخالفین بیشتری مواجه شد. علاوه بر دو جریان مقاومت حماس و جهاد اسلامی، جبهه خلق برای آزادی فلسطین شاخه فرماندهی کل، الصاعقه و جبهه مبارزه مردمی به همراه اقشار مختلف مردم، تشکل‌ها، سندیکاها و شخصیت‌های سرشناس حضور داشتند. همه این گروه‌ها پایبندی خود را به اصول و مبانی ثابت فلسطین اعلام نموده و چشم‌پوشی از آن را با شدت و حدت مردمی کردند و به این نکته تأکید داشتند که کسانی که در این کنفرانس شرکت کرده‌اند، تنها اندکی از فلسطینی‌ها هستند که فقط نماینده خودشان، نه ملت فلسطین هستند.

7- پایان زود هنگام اجلاس؛

یکی دیگر از دلایل شکست این کنفرانس، پایان زود هنگام آن بود. طبق توافقات اولیه و سین برنامه‌ها قرار بود کنفرانس به‌مدت سه‌ روز ادامه داشته باشد و در روز پایانی بوش و رایس علاوه بر سخنرانی، راهکارها و مصوبات را به نوعی عملیاتی کنند. این موضع‌گیری رایس و بوش که نشست آناپولیس برای شروع خوب بود، شکست زود هنگام کنفرانس را گواهی می‌دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات