اخیرا سازمان “برآورد اطلاعات ملی” ایالات متحده ( ان.آی.ایى ) گزارشى پیرامون فعالیت هاى هسته اى ایران منتشر کرده است.این گزارش در برهه اى از زمان منتشر شده است که کاخ سفید در همسو ساختن سران گروه 1+5 ناکام بوده و نتوانسته است نظر اکثریت جامعه جهانى را براى تشدید تحریم ها علیه ایران کسب کند لذا به نظر مى رسد که عوامل انتشار این گزارش در این وضعیت حساس با ظاهر آن که مبتنى بر صحه گذاردن بر صلح آمیز بودن فعالیت هاى هسته اى ایران مى باشد در تناقض است.شناختن ماهیت اصلى گزارش سازمانهاى آمریکایى مى تواند آن را به برگ برنده اى در سیاست خارجه جمورى اسلامى ایران بدل گرداند.
1-پس از شکست کاخ سفید در به اثبات رساندن وجود سلاحهاى کشتار جمعى در عراق و همچنین فاش شدن واقعیت خیمه شب بازى یازده سپتامبر نگاه جامعه جهانى و على الخوصوص نخیگان امریکا نسبت به سیاستهاى سردمداران آمریکایى تغییر کرد و با حضور دکتر احمدى نژاد در نیویورک و سخنرانى هاى ایشان برخى از واقعیتهاى جامعه ایران براى مالیات دهندگان آمریکایى روشن شد.نومحافظهکاران آمریکایى این بار نتوانستند واقعیت سیاست هاى خود را در زیر نقاب رسانه اى کتمان کنند و لذا دروغگویى بوش و تیمش براى همگان آشکار شد.
سیر متوالى مخدوش شدن چهره بوش و حزب جمهورىخواه تا به اکنون ادامه داشته است اما اکنون که ایالات متحده در آستانه انتخابات ریاست جمهورى قرار دارد بوش و نومحافظه کاران قصد دارند تا با تمسک به این گزارش بتوانند توجیهى براى اقدامات گذشته خود پیدا کنند.گویى اینکه بوش و همقطارانش همیشه به اطلاعات سازمان هاى جاسوسى اطمینان کرده اند و تصمیم گیرىهاى خود را مبتنى بر این اطلاعات قرار داده اند.چه آنوقتى که این سازمان از وجود سلاح هاى کشتار جمعى در عراق خبر داد و چه اکنونى که از عدم وجود فعالیت هایى مغایر با چارچوب هاى بین المللى در ایران گزارش مى دهد.تغییر فاز احتمالى کاخ سفید در قبال ایران مى تواند بیان کننده مواضع رئالیستى ایالات متحده و توجه سران کاخ سفید به واقعیت هاى موجود باشد.
2-پس از ابتکار تهران در ارایه طرح مدالیته فراسویى متفاوت پیش روى مساله هسته اى ایران باز شد.ایجاد یک چارچوب ثابت با موضوعیت در دستور کار قرار دادن مسایل باقى مانده بین آژانس و تهران به عنوان مهمترین سر خط این ابتکار بود.از این رو کارگروهایى بین تهران و آزانس به وجود آمد که به ترتیب مسایل باقى مانده بین ایران و آزانس انرژى اتمى همچون موضوع پلوتنیوم و سانتریفیوژهاى پى 1 و پى 2 را در دستور کار خود قرار داد و تطابق نظرى را بین طرفین ایجاد کرد.مسایل پر حواشى اى در این نشست ها حل و فصل گشت به طورى که براى آژانس ثابت گردید که ایران در طى چند سالى که فعالیت هاى هسته اى آغاز شده است فقط از مقررات ادارى که شامل گزارش به آژانس انرژى اتمى بوده تخلف کرده است و هرگز در صدد دست یابى به سلاح هاى هسته اى بر نیامده است.
اما در گزارش 100 صفحه اى که 16 سازمان جاسوسی-امنیتى آمریکا تهیه کرده اند به صراحت آمده است که ایران تا پیش از سال 2003 در پى دست یابى به سلاح هسته اى بوده است و به خاطر فشار هاى جامعه جهانى از این فعالیت ها دست کشیده است حال آنکه در سال 2003 هیچ گونه فشارى فراتر از حد معمول بر ایران تحمیل نشده است.گزارش آمریکایى به نحوى تعبیه شده است که فعالیت هاى ایران را به دو مرحله تقسیم مى کند.پیش از سال 2003 و پس از سال .2003این گزارش به صورتى پنهانى تمامى فعالیت هاى ایران-آژانس را به حال تعلیق در مى آورد زیراکه تمام گزارشهاى محمد البرادعى را در عدم وجود شواهدى دال بر تولید سلاح هاى هسته اى تا قبل از سال 2003 را نقض مى کند.
تمام شواهد و قراین دال بر این موضوع است که سران کاخ سفید پیش از انتشار موضوع گزارش سازمانهاى اطلاعاتى آگاه بوده اند . براى مثال مى توان به سخنان ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستى در گفتگو با رادیو نظامى اسراییل بسنده کرد، وى در این مصاحبه گفت “من پیشتر از این گزارش اطلاع داشتم و هفته گذشته با مقامات آمریکایى درباره آن گفتگو کرده بودم.” و لذا نمى توان این گزارش را در زمره فعالیت هاى تخریبى جناح مخالف در داخل آمریکا دانست بلکه این سیاستى است که کاخ سفید براى آغاز فاز جدید راهبردى در قبال ایران اتخاذ کرده است.بى شک استیصال کاخ سفید در مقابل مدالیته و طرح هاى ابتکارى ایران غیر قابل انکار است به صورتى که نشست اخیر 1+5 در پاریس على رغم تلاشهاى کاخ سفید به دلیل عدم اجماع بین نمایندگان به شکست انجامید.پس از آن ایالات متحده به انحاى مختلف سعى در تحمیل فشارهاى یکجانبه به ایران داشت و حتى در این مورد ازتوسل به حربه آغاز جنگ جهانى سوم نیز دریغ نکرد.لذا مسند نشینان کاخ سفید آماج هجمه جهانى صلحطلبان قرار گرفتند.
اما اکنون دولتمردان واشنگتن سعى در تغییر چهره و روش بازى خود دارند و این گزارش را هم نرم افزارى براى انجام این پروسه مى دانند و یقینا باید در این راه امتیازاتى به طرف مقابل بدهند.
گزارش آژانس هاى امنیتى در حالى که مى تواند امتیاز ارزشمندى براى جمهورى اسلامى ایران تلقى شود اما باید با یک نگاه واهیانه این برگ برنده را به قرصت تبدیل نمود.
در نهایت باید گفت گزارش سازمان”برآورد اطلاعات ملی” امریکا مى تواند یکى از نشانه هاى توجه دولتمردان به ایستار هاى انقلاب اسلامى باشد.نگاه منطقى و در عین حال،مستحکم و پایدار دولت در عرصه بین الملل باعث شد تا یکى از ابر قدرت هاى جهانى در مقابل ایران به زانو در آید و این به اصطلاح فرمانرواى سیاسی-اقتصادى قرن اخیر براى تحقق اهداف خود تمام سیاستهاى پیشین خود و همچنین عروسک هاى خیمه شببازیش، یعنى جرج دبلیو بوش را به یک باره کنار بگذارد.