دکتر یدالله جوانی
طی یک سال و اندی که از ارجاع غیرقانونی پرونده هستهای ایران به شورای امنیت میگذرد، شاهد صدور یک بیانیه و سه قطعنامه 1696، 1737 و 1747 علیه فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران بودهایم. احتمالا صدور این قبیل قطعنامهها به صورت زنجیرهای ادامه یابد و در آینده با انباشت قطعنامه در قبال فعالیتهای هستهای کشورمان مواجه باشیم.
سوال اصلی این است که بانیان تصویب این قطعنامهها چه اهدافی را دنبال میکنند و به تحقق چه اهدای چشم دوختهاند؟ هدف اصلی روشن است. آنان با استفاده ابزاری از شورای امنیت میخواهند جمهوری اسلامی ایران را وادار به عقبنشینی در موضوع هستهای کرده تا داوطلبانه تعلیق یا به عبارت صحیحتر دست برداشتن از فعالیتهای هستهای را بپذیرد و به خواست غرب در دوری جستن از چرخه سوخت تن دهد. مقامات عالی رتبه ایران بارها اعلام کردهاند که حاضر به معامله بر سر حق ملت ایران در بهرهمندی از چرخه سوخت و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای نیستند.
با وجود چنین مواضع شفاف و قاطع از سوی مسئولین نظام اسلامی، باید اهداف واسط برای تحقق هدف اصلی را که بانیان صدور این قطعنامهها به آن چشم دوختهاند جستجو کرد.
دو هدف عمده واسطهای برای تحقق هدف اصلی مورد نظر صادرکنندگان قطعنامهها میباشد:
1- انزوای منطقهای و بینالمللی ایران
2- ایجاد بحران و بیثباتی در داخل کشور
در قطعنامه 1737 و 1747 و احتمالا قطعنامههای بعدی، محدودیتهایی در تعامل بین ایران و دیگر کشورها در نظر گرفته شده است. دایره این محدودیتها که با هدف تحریم مالی، تجاری و اقتصادی ایران صورت میگیرد، هدف منزوی ساختن ایران در جامعه جهانی را دنبال میکند. پس از صدور قطعنامه 1737، تارواسو، وزیر خارجه ژاپن در دیدار با فرستاده ایران به توکیو میگوید: اگر ایران غنیسازی را متوقف نکند و به قطعنامههای تحریم بیاعتنایی نماید با انزوای بینالمللی مواجه خواهد شد.
در دنیای کنونی، منزوی ساختن ایران نه ممکن است و نه فینفسه میتواند غرب را به اهداف مورد نظر در بحث هستهای ایران نزدیک کند. کشورهای 1+5 از طریق صدور قطعنامههای زنجیرهای و القای منزوی شدن ایران قصد ایجاد بحران و بیثباتی در داخل کشور برای تحت فشار قرار دادن مسئولین جمهوری اسلامی ایران را دارند. همراهی ملت 70 میلیونی با سیاستهای هستهای نظام اسلامی مشکل اصلی غرب در متوقف ساختن فعالیتهای هستهای ایران است. بنابراین شکست این عزم ملی و انسجام داخلی، هدف اولیه در صدور قطعنامهها است. لقای انزوای بینالمللی ایران برای تسریع در تحقق هدف مذکور است. دشمنان با صدور این قطعنامهها میخواهند آینده تیره و تاری را در برابر ملت ایران ترسیم کنند. با ایجاد بحران اقتصادی و گرانی، پروژه تحریک مردم و راهاندازی اعتصابات را دنبال نمایند. گسست افکار عمومی نسبت به حاکمیت و ایجاد تشویش و بر هم زدن آرامش روانی جامعه تحقق بخشند.
در چنین شرایطی باید با توجه به 2 نکته کلیدی، این توطئه و ترفند دشمنان را خنثی کرد.
نکته اول: هوشیارانه عمل کردن: همه جریانها و گروهها باید بدانند آینده کشور در گرو بهرهمندی ایران از چرخه سوخت و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای است و دشمنان با بهانهجویی به دنبال متوقف کردن موتور رشد و توسعه ایران اسلامی هستند. بنابراین تحت فشارها و جنجالها و صدور قطعنامههای زنجیرهای نباید عدهای مرعوب شوند و ساز مخالف آغاز کرده و وحدت ملی را مخدوش نمایند.
امسال، سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری شده است. حفظ وحدت ملی در بحث هستهای، اولویت اصلی و اولیه در برابر فشارهای خارجی است.
نکته دوم: صبورانه عمل کردن، ثابت قدم بودن، صبر و شکیبایی به خرج دادن، تحمل سختیها و ناملایمات احتمالی در این مسیر، به طور قطع نصرت الهی را برای ملت ایران در پی خواهد داشت و شکست و ناکامی را نصیب دشمنان خواهد کرد. این یک سنت الهی است که هرگاه ملتی برای پیمودن مسیر حق و عدالت، با مشکلات و سختیها و ناملایمات دست و پنجه نرم کند و صبر استقامت ورزد، طعم پیروزی را خواهد چشید. نصرت الهی برای مردم ثابت قدم است. به طور قطع ملت بزرگوار و شریف ایران اسلامی با پیروی از ولایت فقیه، از این تنگه و گذرگاه حساس و سرنوشتساز عبور خواهد کرد و با تثبیت ایران هستهای، موقعیت راهبردی خود را ارتقا خواهد داد.