سال جدید با رخداد دستگیری ملوانان و تفنگداران انگلیسی که حریم آبهای ایران را نقض کرده بودند، آغاز شد. در روز سوم فروردین سال 86 برابر با 23مارس 2007 پانزده تفنگدار انگلیسی که وارد آبهای ایران در اروند رود شده بودند در محاصره نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گرفتار شدند. نیروهای انگلیسی با هلیکوپترهای جنگیشان وارد عمل شده ولی موفق به خارج کردن آنان از محاصره نگردیدند. انگلیسیهای دستگیر شده بلافاصله به تهران منتقل شدند و جرقه بحران در اوایل سال نو زده شد.
رسانههای انگلیسی و غربی و آمریکایی تبلیغات جنجالی را علیه ایران در همان ابتدا شروع کرده و ایران را محکوم به ربودن این افراد کردند. این در حالی است که تحلیلگران استراتژیک نظر دیگری دارند.
سناریوی ناموفق
این استراتژیستها معتقدند که نقض حریم آبهای ایران توسط انگلیس یک اقدام حساب شده و با هماهنگی آمریکاییها صورت گرفته بود. آمریکاییها و انگلیسیها پیش از صدور قطعنامه 1747 بنا داشتند اقدام موثر و مقتدرانه را در آبهای خلیج فارس انجام دهند تا بدین وسیله هشداری به ایران نسبت به عواقب قطعنامههای شورای امنیت دهند. یکی از اقدامات آنها اجرای رزمایش بزرگ در آبهای خلیج فارس و رهگیری کشتیهای جمهوری اسلامی ایران بود. آنها پیش از این اقدام با نقض حریم دریایی ایران توسط ملوانان انگلیسی، جمهوری اسلامی ایران را مورد آزمایش قرار دادند و بدین وسیله درصدد سنجش میزان واکنش تهران بودند. اما وقتی با عکس العمل جدی و قاطعانه ایران مواجه شدند و نیروهای انگلیسی اسیر مرزبانان غیور ایرانی گردیدند، سعی کردند سناریوی خود را به شکل دیگری جهت منزوی سازی ایران تداوم دهند. به عبارت دیگر انگلیسی ها و آمریکا پس از شکست اولیه خود سعی کردند آن را به پل پیروزی برای یک گوشمالی سخت به ایران تبدیل نمایند.
سه اقدام مهم
انگلیس برای جبران شکست و تدوام سناریوی خود، موضوع ملوانان را به یک مسئله بینالمللی تبدیل کرد برای این منظور سه اقدام مهم را در دستور کار قرار داد.
اقدام اول، سیاسی و رسانهای کردن حادثه و متهم کردن ایران به باجگیری و وانمود کردن این که نیروهای نظامی آنها در آبهای عراق دستگیر شدهاند. در همین راستا بوش در گفتگو با خبرنگاران در کاخ سفید دستگیری تفنگداران انگلیسی را «گروگان» خواند و گفت وقتی موضوع گروگانها مطرح است هیچ بدهبستانی نباید در کار باشد.
اقدام دوم؛ تلاش برای صدور قطعنامهای از سوی شورای امنیت سازمان ملل بود. در حالی که موضوع دستگیری تنفگداران انگلیسی بلحاظ حقوقی اساساً در صلاحیت شورای امنیت نبوده. این شورا پس از مباحث مختلف شورا به صدور یک بیانیه اکتفا کرد. این مسئله نشان میدهد که حرکت انگلیس و آمریکا در باز کردن پرونده جدید در شورای امنیت یک سناریوی حساب شده و مرتبط با قطعنامه جدید پیرامون مسئله هستهای ایران است.
اقدام سوم؛ درخواست نشست وزرای اتحادیه اروپا و تلاش برای فراخواندن سفرای کشورهای اروپایی از ایران و تصویب تحریم تجاری علیه جمهوری اسلامی ایران بود.
شکست سیاست تهدید و فشار
مدیریت صحیح و هوشمندانه ایران عامل اصلی شکست سیاست تهدید و فشار انگلیس و رویکرد آنها به حل موضوع از طریق مذاکره بود. شاخصهای مدیریت هوشمندانه عبارتند از:
1- ارائه اطلاعات از ماجرای دستگیری تنفگداران انگلیسی در فواصل زمانی مناسب؛ جمهوری اسلامی ایران پس از جنجال رسانهای انگلیس، با پخش بخشی از اعترافات متجاوزان فضای رسانهای انگلیس را با شوک مواجه، ساخت، در واقع پخش اعترافات دستگیر شدگان بصورت تدریجی، انگلیسیها را از لحاظ استدلال با تنگنای شدیدی روبهرو ساخت. اعلام آزادسازی زن انگلیسی حرکت حساب شده دیگر ایران بود. از طرف دیگر زمانی که انگلیسیها سخن از اقدامات سختگیرانه به میان آوردند و اعلام کردند که باید فشار بیشتری به ایران وارد کرد، جمهوری اسلامی ایران از آزاد سازی زن انگلیسی خودداری کرد و بدین وسیله فضای انتقادی را در جامعه انگلیس علیه دولتمردان این کشور ایجاد کرد.
2- اظهارات سنجیده و هماهنگ مسئولان و تاکید مکرر بر حل مسئله از طریق گفتگو و پرهیز دادن انگلیس از هر نوع اقدام غیرمعقول نیز کمک شایانی در خنثی سازی اقدامات انگلیسیها کرد. در واقع این نوع پیامهای صلحآمیز و حقوقی باعث شد که «بلر» نتواند حامیانی را علیه ایران جمع کند.
3- موضع متقدرانه و شجاعانه نمای دیگر رفتار ایران بود که در شکست سیاست تهدید و فشار انگلیس و آمریکا تاثیرگذار بود. جمهوری اسلامی ایران عملاً نشان داد که تهدیدات و فشارها نه تنها موضوع را حل نمیکنند بلکه بر پیچیدهتر شدن بحران مسئله میافزاید. عدم آزادسازی زن انگلیسی دستگیر شده و پخش یکسری اعترافات ضمن اینکه پاسخ قاطع به درشتگوییهای بلر، پیامهای ایران به انگلیس در خصوص پیچیدهتر شدن رویداد را نشان میداد، فلذا سه پارامتر فوق سیاستهای انگلیس را به شدت به چالش کشید. از این رو، از وقتی که دولتمردان انگلیسی نمیتوانستند از شورای امنیت بهره بگیرند و اهرم اتحادیه اروپای نیز قادر به تاثیرگذاری نبود، ناگزیر به رویکرد دیپلماتیک شدند. مضافا اینکه دولت بلر از ماجرای دستگیری تنفگداران خود سعی داشت تا فضای داخلی را به نفع سیاستهای خود تغیر دهد. اما عملاً این مسئله نتیجه معکوس داد و شرایط ضدبلری فوقالعاده در جامعه انگلیس ایجاد شد و اکثر رسانهها و مطبوعات انگلیسی بلر را مورد انتقاد قرار داده و او را فردی بسیار ناتوان در عرصه بینالمللی توصیف کردند و جالب اینکه سوژه تفنگداران باعث شد تا باب انتقاد جدی بر سایر رفتارهایی خارجی دولت بلر افزایش یابد.
دستاوردها
1- اولین دستاورد دستگیری نظامیان انگلیسی و بحران 12 روزه، افزایش اقتدار ایران و باورمندی بیشتر کشورها نسبت به توانایی برخورد ایران با هر نوع تعرضی به منافع و تمامیت ارضی آن میباشد. پیش از این بسیاری از صاحبنظران و شخصیتهای سیاسی غربی اعتراف کرده بودند که ایران دارای برگهای برنده بسیاری است که آن را به یک قدرت اول خاورمیانه تبدیل کرده است. اکنون ماجرای 12 روزه نظامیان انگلیسی این باور را بیش از پیش تحکیم بخشیده تا جایی که رژیم صهیونیستی اعلام کرد که ایران اکنون به سلطان آبهای خلیج فارس تبدیل شده است. ایندیپندنت از نشریات معروف انگلیسی نیز یکی از نتایج اقدام ایران را این گونه تشریح کرد: «اثبات نقش خود به عنوان یک قدرت منطقهای که توانایی ضربه زدن به منافع آمریکا و انگلیس را دارد.»
2- کسب تحسین بینالمللی ایران و بازنده بودن انگلیس؛ ماجرای 12 روزه در واقع یک نبرد آشکار بین ایران و انگلیس و حامیانش بوده و اکنون همه اعتراف میکنند که انگلیس و همه حامیان آن شکست خورده و برنده این منازعه ایران بود. اولین شکست و افتضاح برای بوش و دولتمردان کاخ سفید بود که رسانهها متفقالقول تصریح داشتند پذیرش انگلیس به اشتباه خود و عدم تکرار آن، بوش را که در این ماجرا ظالمانه طرف انگلیسیها را گرفته بود، ضایع و تحقیر کرد. اتحادیه اروپا که بدون هیچ گونه منطقی، بیانیه هشداری علیه ایران صادر کرده بود نیز دومین بازنده این ماجرا محسوب میشود. الفاظی که رسانههای غربی علیه بوش و بلر در طی روزهای اخیر مطرح کردند بسیار تحقیرآمیز بوده است.
شبکه تلویزیون فاکس نیوز در چندین برنامه خود اعلام کرد که ایران با بازداشت نظامیان انگلیسی، آمریکا و لندن را تحقیر کرد. جان بولتون از نومحافظهکاران تندرو و نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل نیز تصریح کرد که دستگیری و آزادی ملوانان انگلیسی پیروزی مضاعف برای ایران بود.
3- آشکار شدن رفتار کینه جویانه و غیرمنطقی غرب؛ واکنشها و بیانیههایی که در ابتدای ماجرای دستگیری تنفگداران انگلیسی از سوی دولتمداران آمریکا و کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا صادر شد پس از روشن شدن تدریجی مسئله و در نهایت اعتراف به اشتباه از سوی دولت انگلیس و عدم تکرار آن نشان داد که غرب در برخورد با ایران بار دیگر حق و انصاف و عدالت را از دست داده و بدون مبنای حقوقی و با نگاه سیاسی با این مسئله روبهرو شده است. اما این بار خیلی سریع دروغپردازیها و سیاسی کاریهای غربیها به ویژه آمریکا انگلیس، آلمان و فرانسه بر ملا شد. جمهوری اسلامی اکنون باید به جهانیان نشان دهد که غرب در هر مسئله به ویژه در خصوص پرونده هستهای ایران این چنین عمل میکند.
4- ایران کشوری متمدن و انسان دوست؛
یکی از اتفاقات جالبی که در ماجرای 12 روزه تفنگداران انگلیسی رخ داد، این است که رسانههای غربی ضمن اینکه ایران را کشوری متمدن و انسان دوست معرفی کردند، رفتار ایران با زندانیان را با رفتار آمریکا و انگلیس در زندانهای ابوغریب و ... مقایسه کرده و نتیجه گرفتند که غرب با تمام ادعاهایش بدترین رفتارها را در قبال ایران و زندانیان عراقی و افغانی و ... داشتهاند. گاردین نوشت: هدیه ایران به مردم انگلیس زمانی نمود بیشتری پیدا میکند که رئیس جمهور ایران در قبال آن هدیه هیچگونه درخواستی را از انگلیس مطرح نکرد. این روزنامه همچنین با درج تصویری از شکنجه اسرای عراقی توسط اشغالگران، نوشت: ایرانیها نه سربازان انگلیسی را کتک زدند، نه کیسه پلاستیکی به سر آنها کردند و نه به آنه شوک الکتریکی وارد کردند واقعاً این ایرانیها بیتمدن هستند! در واقع این پاسخی بود به سخنان بلر که قبل از دهه فجر سال 85 در اظهارات حماقتآمیزی ملت ایران را غیر متمدن خوانده بود. در همین راستا بسیاری از رسانهها و شخصیتها رفتار ایران را به عنوان رأفت اسلامی، اقدام جوانمردانه و ... یاد کردند.
5- تقویت گفتمان مذاکره؛ ماجرای زندانیان انگلیسی نشان داد که سیاست فشار و تهدید کارایی ندارد و بهترین راه برای حل بحرانهای بینالمللی مذاکره و گفتگو است. اکثر تحلیلگران با استناد به این ماجرا اذعان داشتند که موضوع هستهای ایران نیز میتواند از طریق گفتگو است. اکثر تحلیلگران با استناد به این ماجرا اذعان داشتند که موضوع گفتگو حل شود. کریسین ساینس مانیتور نوشت: آزادی این زندانیان نشان داد که رویکرد نرم- نرم میتواند در برابر ایران موثر باشد. اتحادیه اروپا نیز بیانیهای صادر کرد که مسئله هستهای ایران نیز در تعامل جامعه جهانی به طور مسالمتآمیز از طریق مذاکره حل شود. گاردین نوشت آمریکا نیز میتواند با بازنگری در اقدامات گذشته خود در قبال ایران اختلاف خود با تهران را حل کند.
6- دور جدید روابط انگلیس با ایران؛
نحوه برخورد ایران با زندانیان انگلیسی و تاکید بر حل موضوع از طریق مسالمتآمیز و عدم محاکمه حقوقی این مسئله و آزاد سازی بدون قید و شرط، تاثیر قابل توجهی در سطوح مختلف جامعه انگلیس داشته است. بلر نخست وزیر انگلیس در اواخر سال 85 ایران را غیر متمدن خطاب کرده بود، پس از آزادی تنفگداران اعلام کرد: ما به ایران، کشوری با تمدن و با تاریخی پرافتخار و باشکوه احترام میگذاریم. وی که در دفتر نخست وزیری با خبرنگاران سخن میگفت تاکید کرد که در این ایام شرایط جدید مناسبات با ایران فراهم شده درصدد تداوم آن میباشیم. غیر از بلر، جامعه انگلیس و بسیاری از شخصیتهای سیاسی این کشور نیز از نگاه جدید در خصوص روابط با ایران سخن به میان آوردند.
7- تغییر در رفتارها، انگلیس در ماجرای تفنگداران به ناچار به تغییر رفتار تن داد و کتباً اعتراف کرد که در این ماجرا اشتباه کرده است. این کشور عملا نیز از دستور تعلیق عملیات و گشتزنی نیروهای خود در خلیج فارس را صادر کرد.
نتیجه: در اینجا تنها به برخی از دستاوردهای ماجرای دستگیری تنفگداران انگلیسی اشاره شد. با این حال، یک نتیجه مهم میتوان از رویداد فوق گرفت و آن اینکه مقاومت و پایداری در برابر فشارها و تهدیدات و عمل هوشیارانه در سایه وحدت ملی و یکدستی عامل تعیین کننده در تحقق منافع ملی و حفظ امنیت ملی است. برخی از دولتمردان انگلیسی در خصوص عدم موفقیت سناریوی خود به نکتهای اشاره کردند که به نظر میرسد درس مهمی برای احزاب و گروهها و شخصیتهای سیاسی نظام است. آنها ادعا کردند که اگر ماجرای دستگیری تنفگداران در ایام تعطیلات و فقدان رسانهها در ایران نبود نتایج متفاوت بدست میآوریم. بنابراین تردیدی نیست که اتحاد و وحدت ملی در سال 86 میتواند مسئله هستهای ایران را به سرانجام مطلوبی رسانده و تهدیدات و فشارهای مخالفان هستهای را خنثی نماید.نکته دیگر این که اقدامی که انگلیسیها پس از آزادی 15 تفنگدار انگلیسی انجام داده و زندانیان ازاد شده را وادار به مواضع متفاوت با آن چه در ایران رخ داده، کردند. در واقع این حرکت عمدتا در راستای پیروزی ایران در این ماجرا و سرخوردگی انگلیسیها از این مسئله میباشد.
اگرچه این اقدام نه تنها مشکل انگلیسیها را حل نخواهد کرد بلکه افتضاح دیگری را برای آنها رقم خواهد زد. همین که غالب زندانیان آزاد شده حاضر به دیکته ارتش انگلیس نبودند بیانگر این موضوع است که آنها نمیتوانند فضای ضد انگلیسی به وجود آمده را تغییر دهند. از سوی دیگر اگر جمهوری اسلامی ایران فیلمهای 12 روزه استراحتگاه زندانیان و سایر نگفتهها را پخش نماید برای انگلیسیها بسیار بد تمام خواهد شد.