سرانجام نخستین محموله سوخت نیروگاه اتمى بوشهر وارد تهران شد. بر این اساس کار انتقال سوخت از سوى روسیه ادامه خواهد یافت و همه سوخت مورد نیاز نیروگاه بوشهر در زمانبندى معین و توافق شدهاى به ایران ارسال خواهد شد. سوخت اولیه نیروگاه اتمى بوشهر حدود 80 تن بوده است.
اولین تعامل جدى هستهاى میان ایران و یکى از اعضاى اصلى شوراى امنیت سازمان ملل متحد به صورت خودکار و طبیعى به سنت هستهاى بىپایه و اساس جریان سلطه طى چهار سال اخیر پایان داده است. این سنت ریشه در امیال فرا آتلانتیکى کاخ سفید و تروئیکاى اروپایى داشته است. سنتى که در مقاطعى نیز توسط مسکو و پکن مورد پذیرش اجبارى قرار گرفته بود. پس از اینکه نومحافظهکاران آمریکا به صورت همزمان دو فرمول «گذار از سازمانهاى بینالمللی» و «گسترش سیاستهاى مداخلهگرایانه در کشورهاى جنوب» را در سیاست خارجى خود پیاده نمودند، معادلات سه جانبه آمریکا- اروپا و روسیه بهطور کامل دگرگون شد. با اضافه شدن پکن به این معادله، جهان شاهد حاکمیت 4 ساله سنتى سلطهپسند و ناکارآمد علیه جمهورى اسلامى ایران بود. از زمان ورود «جک استراو» «دومینیگ دوویلپن» و «یوشکافیشر» به تهران و آغاز مذاکرات سعدآباد تا زمان انتشار گزارش 16 نهاد اطلاعاتى ایالات متحده آمریکا بازهاى چهار ساله را شامل مىشود که «سردرگمى پکن و مسکو» در مقابل «مانور آمریکا» و «همراهى اروپا و آمریکا» اجزاى آن را تشکیل مىدهند. در این بازه زمانی، واشنگتن ضمن اینکه انقلابهاى رنگین را در اوکراین در گرجستان ایجاد نمود توان مانور مسکو را در سازمانهاى بینالمللى مانند شوراى امنیت سازمان ملل متحد محدود ساخت. این قاعده درخصوص چین نیزصادق بود. جمهوریخواهان افراطى آمریکا علىرغم همراهى نسبى پکن در صدور قطعنامه اول شوراى امنیت علیه ایران، مخالفان چین در تایوان را تجهیز نظامى نموده و نسل چهارم کمونیستهاى پکن را به نقض حقوق بشر، در کشورشان محکوم کردند. دست مریزاد آمریکا به مردان کاخ کرملین و فرزندان مائو چیزى جز تشدید فشارهاى غرب بر مسکو و پکن نبوده است. در هر صورت آمریکا با اتکا به تهدیدات میلیتاریستى خود فضایى آکنده از رعب و وحشت را در میان کشورهاى 1+ 5 ایجاد نموده بود. جان بولتون، سفیر سابق آمریکا در شوراى امنیت سازمان ملل متحد از اصلىترین عوامل حفظ سنت هستهاى نومحافظهکاران در قبال تهران بود. اما این تابو باید زمانى شکسته مىشد. آغاز سوخترسانى هستهاى به نیروگاه بوشهر این سنت نومحافظهکارانه را بهطور کامل دگرگون ساخته است.از سوى دیگر، بسیارى از جمهوریخواهان آمریکا که واقعیت شکست کاخ سفید در جهان را به عینه لمس نمودهاند خواهان بازگشت آمریکا به سنت هنرى کیسینجر و آغاز روند تنشزدایى در نظام بینالملل هستند. در چنین شرایطى بوش، چنى وبولتون به عنوان ترسیم کنندگان سنت نومحافظهکارانه آمریکا در قبال ایران، دیگر قدرتى جهت احیا یا حتى باز تعریف ساده و حداقلى این سنت شکست خورده را ندارند. آنچه در این مجال اهمیت دارد این است که «اتحادیه اروپا» و «چین» نیز باید قبل از آنکه در مدار شکست سنت هستهاى نومحافظهکاران تعریف و تثبیت شوند، مسیر خود را از ایالات متحده آمریکا جدا کنند. آغاز تعامل هستهاى اخیر میان تهران و مسکو مترادف با شناسایى ایران هستهاى قدرتمند از سوى جهان امروز است. حقیقتى که عدم درک آن از سوى اعضاى 1+ 5 عواقب و تبعات سیاسى و استراتژیک سختى براى آنها به همراه خواهد داشت.