دکتر محمود احمدى نژاد در مصاحبه تلویزیونى اخیر خود با صراحت از واقعیت تورم سخن گفت و علل آن رادر چند بخش تشریح کرد .
1 - تورم جهانى 2 - ضعف تصمیم گیرى برخى اعضاء دولت 3 - تکالیف تورم زاى مجلس براى دولت 4 - وجود سود جویان و واسطه هاى اقتصادى .
در مصاحبه تلویزیونى رئیس جمهور براى اولین بار از گفتمانى استفاده شد که سابقه کمترى در سالهاى پس از انقلاب داشته است . اگر نگاهى هر چند گذرا به اقتصاد کشور و تصمیمات دولت هاى پیشین بیندازیم در خواهیم یافت که آمار تصمیمات و مصوبات اشتباه و آزمون خطاهاى این سالیان ،قابل توجه و حتى خارج از حدود معمول و متداول است . اما هیچگاه هیچ سخنگو و یا رئیس دولتى در مقام توضیح به شکلى که در سخنان رئیس جمهور احمدى نژاد دیده شد بر نیامده بود، لااقل یک مشخصه بارز در سخنان احمدى نژاد مى توان جستجو کرد که کمتر شاهد آن بوده ایم و آن صداقت وى در پذیرش برخى اشتباهات بود، اما اگر فرض کنیم که در 28 سال گذشته همه تصمیمات اقتصادى درست بوده و هر چیزى در جاى خود و منطبق با برنامه ریزى هاى کوتاه مدت و دراز مدت به سر انجام رسیده است سخن به گزاف گفته ایم، زیرا که اقتصاد بیمار کنونى این فرضیه راتصدیق نمى کند، پس ناگزیر باید چنین پنداشت: در اثر برخى تصمیمات غیر کارشناسانه سهوى یا عمدى اقتصاد کشور دچار آسیب شده و مردم همواره با غول تورم و گرانى درگیر بوده و هستند و جز بدبینى و نارضایتى از مسئولین و دست اندرکاران واکنشى نشان نداده اند یا اشتباهات آنان را به خاطر علاقه به کلیت نظام تحمل کرده و ناخشنودى خود را به این خاطر بروز نداده اند .
اینکه رئیس جمهور در مقابل مردم به طور زنده سخن بگوید و در کنار عوامل گرانى و تورم به ضعف دستگاههاى تصمیم گیرى و نظارتى دولت اعتراف کند، اتفاق پسندیده و مبارکى است که باید آن را به فال نیک گرفت و اتفاقابرخى از مشکلات جامعه ما در اثر فقدان شفافیت و صراحت گفتار با مردم است .
دراین راستا واکنش ها به سخنان صریح رئیس جمهور متفاوت و ارزیابى از آنها نیز متفاوت است که تشریح هر کدام نیازمند جریان شناسى موسعى است . در این مجال ذکر چند نکته خالى از فایده نیست :
1 - دسته اى از مخالفین به دیدگاه و توضیحات رئیس جمهور ایراد کارشناسى مى گیرند و به عوامل گرانى و تورم آنگونه که رئیس جمهور اعتقاد دارند نمى نگرند . این دسته براى دیدگاه خود و علت مخالفت خود از موضع کارشناس اقتصادى سخن گفته و براى مخالفت خود هم دلیل دارند که این رویه قابل تقدیر و مى توان آن را از نشانه هاى پویایى جامعه و زنده بودن آن تلقى کرد .
2 - دسته اى دیگر از مخالفین ، مخالف این سخنان نیستند بلکه مخالف احمدى نژاد هستند ،حال مى خواهد این مخالفت در موضع انرژى هسته اى ، تورم ، شرکت احمدى نژاد در نشست شوراى همکارى خلیج فارس و یا سفربه نیویورک و یا هر موضوع دیگرى باشد .
3 - در این میان از فضا سازى رسانه اى علیه رئیس جمهور هم نباید غافل بود. متاسفانه دولت احمدى نژاد به خلاف دولتهاى گذشته از پشتوانه رسانه اى قوى و محکمى برخوردار نیست حتى روزنامه هاى دولتى هم در روزى که70درصد تیتر روزنامه ها مخالف با دولت است، سرمقاله خود را به فوتبال که البته در جاى خود مهم است، اختصاص مى دهند ( ایران 27/9/1386 ) بر این اساس حجم وسیع حملات به دولت را باید به حساب عملکرد ضعیف رسانه هاى مرتبط با دولت و انبوه رسانه هاى در اختیار مخالفین ارزیابى کرد و اثر جمعى رسانه ها بر افکار عمومى هم غیر قابل انکار است.
4 - در میان سخن مخالفین دیدگاههاى رئیس جمهور گاهى حرفهاى غیر اصولى و غیر کارشناسانه دیده مى شود. چگونه مى توان گفت احمدى نژاد در مصاحبه خود « فرافکنى کرده است » در حالى که با صراحت برخى اعضاى دولت را مقصر معرفى مى کند ؟
چگونه مى توان گفت « اگر قرار است دولت حرف اول و آخر را بزند مجلس را جمع کنند » باید به صاحب این گونه سخنان یادآور شد که قرار نیست کسى به جاى کسى تصمیم بگیرد، هر کس باید حرف و وظیفه خود را دنبال کند. نه مجلس باید حرف اول و آخر را بزند و نه قانون این گونه حقى را به دولت داده است .
5 - برخى مى گویند که چه تضمینى وجود دارد که اشتباهات دولت دوباره تکرار نشود؟ باید گفت :تضمینى از این بهتر و محکمتر که رئیس جمهور خلاف عرف و عادت، مسئولین ضعیف خود را کنار مى زند و با صراحت به اشتباهات آنان در انظار عمومى اعتراف مى کند؟ آیا کسى گمان دارد که رئیس جمهور از وضعیت به وجود آمده خوشحال است؟ مسلما رئیس جمهور در صدد تعویض پى درپى مدیران خودو پذیرش اشتباهات جدیدآنان نیست، و این خود مى تواند عامل اصلاح و هشدار به سایرین باشد .