حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامى در پیامشان به حجاج بیتالله الحرام همه ملتهاى مسلمان را به صف آرایى در برابر نظام سلطه فرا خوانده و تاکید نمودهاند:
«دولتهاى سلطهطلب، چه در دوران استعمار کهن و چه اکنون، که دوران استعمار فرانوین را تجربه مىکنیم، همواره درصدد ایجاد تفرقه در میان ملتهاى مسلمان بودهاند تا سلطه خود را بر جهان اسلام تسریع و تسهیل کنند... همه مصائبى که در جغرافیاى جهان اسلام جارى است، حاصل توطئههاى بیگانگان سلطهگر است و هر چشم تیزبینى دست دشمن را در پشت این حوادث ناگوار مشاهده مىکند... در شرایط خطیر کنونی، وحدت و انسجام اسلامى یک فریضه غیر قابل اجتناب است.»
از فحواى پیام مقام معظم رهبرى به حجاج بیت عتیق مىتوان سه نکته مهم را استنباط نمود:
1- متعاقب گذار از دوران استعمار کهن به دوران استعمار فرانوین، شاهد تغییر شکل استعمار و روبناى ظاهرى جریان سلطه هستیم. «استعمار» به صورت ماهوى یک روح است که با حلول در بدنه و کالبد جهان، قدرت پویایى را از ملتها سلب مىکند. این روح پلید و عصیانگر در طول اعصار و زمانهاى مختلف خود را در اشکال و ظواهر متنوعى عرضه مىکند. این تنوع ظاهرى نباید اذهان آگاه را نسبت به اصل مسئله، که همان مقابله با جریان سلطه است، منحرف سازد. استعمار مولد تفرقه است. در حقیقت «ایجاد تفرقه میان مسلمانان وجه مشترک و محور اتصال دهنده استعمار کهن، و فرانوین محسوب مىشود. در دوران استعمار کهن انگلستان از طریق افرادى مانند «مستر همفر» این تفرقه را ایجاد مىنمود. اما امروزه «ابزارهاى تبلیغاتى هدفمند» و «سانههاى وابسته به لابى صهیونیسم» به مولفههاى اعمال نفوذ استعمار فرانوین در جهان اسلام تبدیل شدهاند.
2- بازخوانى فجایعى که در طول دهههاى اخیر شماى سیاسى خاورمیانه را خدشهدار نمودهاند موید و اثبات کننده توطئههاى بیگانگان سلطهگر در محدوده جغرافیایى جهان اسلام است. از زمان رویش غده سرطانى صهیونیسم در سال 1948 میلادى تاکنون، جریان سلطه از هیچ گونه اقدامى در جهت تداوم حیات تلآویو فروگذار نکرده است.
کشتار ملت فلسطین ،جنگ عراق و افغانستان ،جنگ 33 روزه ،انعقاد قراردادهایى مانند کمپ دیوید و ... جملگى در پى توطئه مثلث شرارت یعنى «آمریکا ،اسرائیل و انگلستان » به وجود آمدند. تزریق ناآرامى در معادلات سیاسى کشورهاى اسلامى وحفظ ساختار سیاسى ساکن و ایستاى تعریف شده در بدنه برخى کشورهاى عربى منطقه اصلىترین دغدغه واشنگتن وهمپیمانان کاخ سفید محسوب مىشود.
3- در شرایط خطیر کنونى ،وحدت و انسجام اسلامى یک فریضه غیرقابل اجتناب است . فریضهاى که توجه و عمل به آن تفرقههاى ایجاد شده توسط جریان سلطه را خنثى خواهد ساخت. تدوین منشور وحدت اسلامى از سوى علما و دانشمندان مذاهب اسلامى وتکیه بر نقاط اشتراک میان مسلمانان با توجه به فضاى فعلى حاکم برنظام بینالملل یک الزام محسوب مىشود. مطابق دیدگاه رهبر معظم انقلاب حرکت بزرگ جهان اسلام آغاز شده وامواج بیدارى اسلامى در جغرافیاى جهان اسلام کما بیش برخاسته است.
« اسلام گرایی» حقیقتى است که مصادیق آن را مىتوان در کلیه نقاط خاورمیانه یافت. دیگر تاریخ مصرف اندیشههاى التقاطى ملىگرایانه وناسیونالیستى به پایان رسیده و حرکت مبتنى بر پویایى اسلام جایگزین تفکرات بازدارنده و روبه زوال شده است.« وحدت و انسجام اسلامى » این حرکت پویا را تداوم بخشیده و موفقیت نهایى آن را مطابق وعده قرآن کریم تضیمن مىنماید. زنجیرهاى که با ظهور منجى بشریت (عج) و نجات مستضعفین عالم از چنگال سلطهگران، شکوه وجلوهاى الهى خواهد یافت.