صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۶ - ۰۸:۴۲  ، 
کد خبر : ۱۷۲۹۷
بصیرت:

رابطه تلویزیون با واقعیت


بسم الله الرحمن الرحیم

پخش شدن مجموعه تلویزیونی « ساعت شنی » از تلویزیون سئوالها و اعتراض ها و درعین حال تحسین هائی را برانگیخته است . معترضین میگویند چرا مسئولان رسانه ملی فکر می کنند که می توانند از خطوط قرمز عبور کنند و بی حیائی ها و ناهنجاری های اجتماعی را به تصویر بکشند تحسین کنندگان در مقابل می گویند چیزهائی که عده ای خطوط قرمز می پندارند در واقع خطوط قرمز نیستند بلکه پندارهائی هستند که به جامعه به عنوان خطوط قرمز تحمیل شده اند و کاری که اکنون تلویزیون انجام میدهد تصحیح این پندارهای غلط است . اما کسانی که سئوال دارند سئوالشان اینست که رابطه تلویزیون با واقعیت چیست

همین یک سئوال را برای آنکه به درستی فهم شود باید به چند سئوال تجزیه کرد. اول آنکه اصولا آیا کار تلویزیون اینست که واقعیت ها را نشان بدهد دوم آنکه آیا آنچه تلویزیون در قالب مجموعه ها پخش می کند واقعیت است وسوم آنکه آیا تلویزیون هر واقعیتی را باید پخش کند

درباره جواب سئوالهای اول و دوم مطالب زیادی می توان مطرح کرد لکن اگر فرض کنیم جواب این دو سئوال مثبت است سئوال سوم با برجستگی تمام مطرح می شود و ذهن های کنجکاو را اینگونه به خود مشغول می کند که واقعیت ها یکسان نیستند. بعضی واقعیت ها را قطعا و حتما باید گفت و باید از تلویزیون هم پخش کرد اما واقعیت های دیگری هم هستند که علنی ساختن آنها حتی در محیط های کوچک با معیارهای عقلی و شرعی و اخلاقی سازگاری ندارد چه رسد به اینکه از تلویزیون پخش شوند. مثلا اگر فیلمبردار تلویزیون برحسب اتفاق کسی را ببیند که لخت مادرزاد کنار خیابان ایستاده و درحال ادرار کردن است آیا می تواند فیلم این صحنه را برای مسئول شبکه بیاورد و به او اصرار کند که آنرا پخش کند !

درست است که این یک مثال است و شاید در ظاهر با موضوع بحث منطبق نباشد ولی با کمی درنگ می توان به این واقعیت رسید که قبح بسیاری از صحنه ها و گفتگوهای مطرح شده در بعضی مجموعه های تلویزیونی بیشتر از صحنه ایست که آن فرد را درحال سرپا ادرار کردن نشان میدهد. اگر این صحنه یک کار غیرعادی همراه با نجاست جسمی و ظاهری است آنچه در آن مجموعه های تلویزیونی نشان داده می شود علاوه بر آنکه اعمال غیرعادی هستند نجاست های روحی و باطنی را به همراه دارند. اگر این صحنه ضد بهداشت محیط زیست است آن صحنه ها ویران کننده بهداشت فرهنگی و ویرانگر اخلاق جامعه هستند.

طرفداران و تشویق کنندگان این قبیل مجموعه ها با بکار بردن ابزاری تعبیر چند پهلوی « جسورانه » برای عبور از همه خط قرمزهای اخلاقی و دینی و فرهنگی و درهم شکستن هنجارها و سنت های اجتماعی مجوز صادر می کنند بدون آنکه مسئولیتی در قبال عوارض ویرانگر این باصطلاح « جسارت » برعهده بگیرند. چگونه می شود از یکطرف خود تلویزیون توصیه کند این مجموعه را افراد پائین تر از 16 سال نبینند و از طرف دیگر مدعی باشد که پخش چنین مجموعه هائی ناهنجاری های اخلاقی جامعه را تصحیح می کند هرچند دست اندرکاران تلویزیون را از نیت های سو منزه میدانیم ولی آنها خود میدانند که در عالم فیلم و سینما توصیه هائی از قبیل اینکه فلان فیلم را افراد پائین تر از فلان سن تماشا نکنند شگردی برای تحریص مردم به دیدن آن فیلم است . حتی اگر چنین چیزی هم نباشد پدران و مادران چگونه می توانند به فرزندان مجرد خود اجازه بدهند صحنه هائی را از تلویزیون تماشا کنند که فحشا خشونت بی حیائی روابط سست خانوادگی و مسائل ریز مربوط به رحم اجاره ای را بی پرده مطرح می کند اگر گفته شود اینها را همین بچه ها می توانند در جای دیگر ببینند یا بشنوند جواب اینست که تلویزیون را نمی توان با « جای دیگر » مقایسه کرد آنهم تلویزیون نظام جمهوری اسلامی که همه نوع مجوزی را با خود دارد و حتی نزد مردم از جایگاه الگوسازی برخوردار است .

از رسانه ای با این جایگاه چگونه می توان انتظار داشت صحنه هائی پخش شود که نگاه دریده به زنان بی حیائی زنان بی حرمتی همسایگان بی مسئولیتی مردم اینکه زنی برای فرار از باران سوار ماشین گران قیمت می شود تا مردی را تیغ بزند راننده تاکسی با هرزگی با دخترک حرف بزند مرد صاحبخانه با زن بیگانه با نگاه شهوت آلود حرف بزند و حتی دوست شوهر یک زن با دادن هدیه و نگاه دریده شهوانی آن زن را بدرقه کند همه اینها بسیار عادی جلوه کند و توجیه این باشد که اینها واقعیت های جامعه ما هستند و مسئولان تلویزیون نیز تحسین شوند که چقدر جسورند و شهامت عبور از خط قرمزهای ساختگی را دارند

قطعا نمی توان منکر وجود چنین صحنه هائی در یک جامعه 70 میلیونی شد اما سئوال اساسی اینست که چنین صحنه هائی مربوط به چند درصد از این ملت است سئوال مهمتر اینکه آیا کار رسانه ملی و فراگیر و تاثیرگذار اینست که مسائل منفی مربوط به یک اقلیت ناچیز را به تصویر بکشد آیا این به معنای ارائه تصویری مخدوش از جامعه ای که قطعا اکثریت قاطع مردم آن چنین وضعیتی ندارند نیست وقتی رسانه ملی ما چنین تصویر مخدوشی از این جامعه ارائه می کند غربی ها که درصدد هستند علیه مردم ما و انقلاب و نظام ما از کاه کوه بسازند آیا با استناد همین مجموعه تلویزیونی سیاه ترین چهره را از ملت ایران ترسیم و ارائه نخواهند کرد

در جواب کسانی که معتقدند یا میگویند با مطرح ساختن همین موارد منفی حتی اگر مربوط به اقلیتی از جامعه باشد باید درصدد اصلاح جامعه برآمد مسئولان رسانه ملی خوبست در این نکته دقت کنند که راه اصلاح فقط تلویزیونی کردن مسائل منفی نیست . در کشور امکانات زیادی وجود دارد که می توان با استفاده از آنها بسیاری از مفاسد را برطرف کرد بدون آنکه عوارض منفی داشته باشند. مبادا تعارفات و رودربایستی ها و سایر عواملی که موجب کوتاه آمدن در برابر بعضی فیلمنامه نویسان تهیه کنندگان و کارگردانان می شوند مسئولان رسانه ملی را وادار به پذیرش طرح هائی نماید که پخش آنها از تلویزیون این کشور سیمای نظام مقدس جمهوری اسلامی را مخدوش می کند. به این استدلال مخدوش هم اعتنا نکنید که اگر ما این صحنه ها را پخش نکنیم مردم جذب ماهواره ها می شوند و تن دادن ما به این قبیل امور از روی ناچاری و با هدف دور نگهداشتن مردم از رسانه های بیگانه است . مطمئن باشید کسانی که اهل ماهواره هستند با این قبیل مجموعه ها که شما پخش می کنید قانع نخواهند شد که هیچ حتی اگر جلوتر هم بروید باز هم مثل جهنم « هل من مزید » خواهند گفت و شما را به کارهائی وادار خواهند کرد که دیگر فرقی بین سیمای جمهوری اسلامی و همان ماهواره ها نباشد.

متاسفانه در عملکرد تلویزیون یک دوگانگی شدید کاملا مشهود است که تا این دوگانگی ادامه داشته باشد قدرت فرهنگ سازی متناسب با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را نخواهد داشت . از یکطرف افراط در اموری که نامش را برنامه های مذهبی میگذارند و از هیچ خرافه ای نمیگذرند و از طرف دیگر عبور از خط قرمزهائی که مقتضای ارزشهای دینی فرهنگ و سنت ملی و آرمانهای انقلابی این ملت است . به نظر می رسد مشکل اصلی در سیاستگذاری هاست که تا حل نشود این افراط و تفریط ها ادامه خواهد داشت و در این میان تکلیف رابطه تلویزیون با واقعیت نیز مشخص نخواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات