
حسین امیدى
اوباما در سخنرانی روز جمعه در مجمع عمومی سازمان ملل وعده های دروغ بوش در هشت سال قبل را در مورد تشکیل دولت مستقل فلسطینی با تفاوت هایی تکرار کرد.
یک تفاوتش در مدت زمان اعلام شده بود، یعنی بوش وعده پنج ساله و اوباما وعده یک ساله برای آن مشخص کردند در حالی که هیچ چهارچوبی برای مذاکرات سازش وجود ندارد و همه چیز در اختیار رژیم صهیونیستی است و با مدیریت نتانیاهو به پیش خواهد رفت. تفاوت مهم دیگر این است که راه حل دولت که آمریکا وعده اش را می دهد، همواره به عنوان یک حکومت واقعی برای فلسطینی ها و پایان محنت و ظلم یکصدساله به آنها برداشت می شود، ولی اوباما، پیشاپیش با تأکید بر مفروض بودن دولت یهودی برای اسرائیل، نوید آوارگی 5/1 میلیون فلسطینی جدید که باید از اراضی اشغالی 1948 اخراج شوند را می دهد. نکته دیگر این تفاوت این است که در واقع، دو دولت صهیونیستی از طرح دو دولت، منظور نظر است و در واقع به جز یک دولت خالص برای صهیونیست ها،یک دولت با نام فلسطینی ها و با استانداردها و معیارها و هماهنگی کامل با رژیم صهیونیستی نیز در کنار آن تشکیل خواهد شد! در حال حاضر شرایط به نحوی است که ابومازن و آمریکایی ها و حتی مقامات صهیونیستی امیدی به آغاز این مذاکرات و یا نتایج موثر برای آن نداشته و از هم اکنون برای پس از شکست مذاکرات ابراز نگرانی کرده و برای آن برنامه ریزی می کنند.
برای اوباما این مهم است که بهره لازم از ژست مذاکرات را در قالب های انتخاباتی ببرد و در صورت امکان، گامی در مورد عادی سازی مناسبات کشورهای عربی سازشکار با اسرائیل برداشته شود و خیلی به نتیجه و ماهیت این نتیجه فکر نمی کند.
مقامات صهیونیستی به خوبی می دانند که سرنوشت این نمایش مذاکراتی چیست و لذا در چهار سطح برای دوره پس از شکست مذاکرات برنامه ریزی کرده اند.
1- تدارک جنگ جدید یکی از اولویت های رژیم صهیونیستی است که با فضای سنگین رسانه ای در دو جبهه غزه و لبنان در حال آماده سازی است. جدا کردن موضوع فلسطین از دیگر پرونده های منطقه ای، در اولویت اسرائیل و آمریکا و کشورهای سازشکار عرب است و لذا با اعزام عمر سلیمان به مکه و دیدار با مشعل، یک بار دیگر شانس خود را در طرح مصر با عنوان به اصطلاح آشتی فتح و حماس می آزمایند و ابومازن هم وعده تشکیل دولت وحدت ملی و انتخابات فوری ریاستی و پارلمانی را داده است. هدف این طرح خلع سلاح مقاومت و حاکم کردن ابومازن در غزه است تا مدل امنیتی ژنرال دیتون در کنار اقدامات رژیم صهیونیستی در غزه به اجرا درآید.
ژنرال های اسرائیلی از فرمانده محور غزه تا رئیس ستاد، با چنگ و دندان وعده حمله ویرانگر و خونین به غزه را تکرار می کنند و حتی از اشغال مجدد این باریکه سخن می گویند.
برخی پایان سال جاری میلادی را زمان این جنگ تعیین می کنند که جای بحث زیادی را مطرح می کند.
2- گسترش و تسریع در شهرک سازی صهیونیستی است که ستون فقرات راهبردهای صهیونیست ها از آغاز اشغال فلسطین تا امروز برای بلعیدن کامل این سرزمین است.
در 17 سال پس از اجلاس اوسلو، آهنگ شهرک سازی صهیونیست ها با شتاب روزافزون ادامه داشته و نمایش های مذاکراتی مکرر به عنوان یک بازی فرعی، زمانی کافی را تولید کرده است.
خیلی جالب است که صهیونیست ها برای توقف محدود و موقت شهرک سازی، لیستی از باج خواهی های خود را آماده کرده اند تا برای کمترین اقدام خود، بیشترین امتیاز را بگیرند. از ابومازن مصرانه می خواهند که به دولت خالص یهودی اعتراف کند و مسئولیت آوارگی 5/1 میلیون فلسطینی در اراضی 1948 را بپذیرد.
3- از سرگیری سیاست ترور گسترده رهبران و کادرهای مقاومت فلسطینی و لبنانی، بخش دیگری از برنامه های صهیونیستی است. این سیاست از ابتدای تشکیل گروه های تروریستی صهیونیستی و قبل از تأسیس این رژیم، سرلوحه برنامه های ارعاب و وحشت سازی و تضعیف فلسطینی ها و مقاومت منطقه ای قرار داشته و از ابتدای سال 2000 با شکل فجیع تر و گسترده تری به اجرا درآمده و قربانیان زیادی گرفته است.
4- افزایش دستگیری های فعالان و مسئولان حماس و گروه های جهادی در کرانه باختری و فشار بیشتر به حماس در غزه که از طریق استقرار نیروهای ابومازن در معبر کرم ابوسالم که یک معبر اسرائیلی است به اجرا درمی آید. با هدایت مسیر تردد و انتقال نیازمندی های مردم غزه از معبر رفح به این معبر، کنترل غزه در دست نیروهای ابومازن قرار می گیرد و یک بار دیگر زمینه های درگیری و شکاف در درون گروه های فلسطینی آغاز خواهد شد.
آنچه قابل ذکر است اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی برای هر دو حالت پیشرفت و یا شکست مذاکرات سازش نیازمند بی اثر و خنثی کردن دیگر پرونده های منطقه ای هستند. در لبنان، موضوع دادخواست اولیه دادگاه حریری و شهود قلابی و حمایت جدید جریان 14 مارس از این دو مقوله، به عنوان جدیدی برای فعال کردن فضای فتنه مذهبی تبدیل شده تا فرآیند و برنامه فلسطینی با هزینه کمتری به پیش برود.
در مورد سوریه، یک بار دیگر مذاکرات در مورد جولان را مطرح می کنند تا امکان مدیریت رفتار و سقف مواضع سوریه میسر گردد و در مورد ایران از یک سو مذاکره و از سوی دیگر، پالس های احتمالی برای حمله نظامی را در نظر گرفته اند.
پر واضح است که آمریکا توان تحمل یک جنگ جدید را ندارد و رژیم صهیونیستی بدون مداخله آمریکا برای اشغال و حمله نظامی به غزه نیز مشکل دارد .
این فضای سنگین نظامی که عمدتاً در عرصه رسانه ای پمپاژ می شود برای ثبت طلبکاری خود از طرفهای فلسطینی است.
پاشنه آشیل آمریکا و رژیم صهیونیستی، زمان و هزینه است که بنای رویایی طراحی ها و سناریوهای آنها را فرو خواهد ریخت و شاخص ها و شواهد زیادی برای این پدیده و استفاده از دو عامل زمان و هزینه وجود دارد.