کنشگران در ساحت سیاسى دو دستهاند؛ یک عده بازیگرند، یک عده اداى یک بازى را در مىآورند.
بازیگران عمدتا از طیف نخبگان و خبرگان سیاسى هستند که با مدیریت یک گفتمان در تولید قدرت و توزیع آن نقش اصلى را ایفا مىکنند. با ظهور انقلاب اسلامى و رهبرى بىبدیل امام خمینی(ره) نخبگان سیاسى به حاشیه رفتند و براى اولین بار در تاریخ معاصر مردم به عنوان بازیگران اصلى عرصه سیاست به نقش آفرینى پرداختند.
قانون اساسى جمهورى اسلامى طورى طراحى شده است که مردم در مقام تصمیم سازى و تصمیمگیرى در مرکز ثقل قرار دارند و به عنوان متغیر اصلی، قدرت را مدیریت مىکنند. اینکه طى سه دهه گذشته قدرتهاى جهانى بویژه آمریکا با کار مداوم روى نخبگان در به انحراف کشاندن انقلاب اسلامى شکست خوردند و تمام توطئهها و طراحىهاى آنها ناکام مانده به این دلیل بود که مردم بازیگر اصلى صحنه سیاست در کشور بودند.
مردم ما حتى این قدرت را داشتند که نخبگان را هم مدیریت کنند. ملت ما مسلمان است و به قرآن به عنوان مجموعهاى از آموزهها و احکام الهى ایمان راسخ دارد. این ملت اراده کرده است نظامى را طراحى کند که فقط در آن خدا حاکم باشد. لذا در بحث حقوق اساسى آنجا که سخن از حاکمیت ملت به میان مىآید تصریح مىکند که؛ «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست» [فصل پنجم قانون اساسى اصل 56]
لذا مردم با تکیه به خدا و اولیاى الهى بازى اولیاى طاغوت و در راس آنها آمریکا به عنوان شیطان بزرگ را نخوردند و پشتیبان رهبران و نظام الهى باقى ماندند.
با تعمیق گفتمان انقلاب اسلامى در منطقه و جهان اکنون ملتهاى مسلمان بیدار شدهاند و موجى از بیدارى اسلامى در همه جا مشاهده مىشود به طورى که در هر کشور اسلامى یا غیر اسلامى انتخاباتى برگزار شده، اسلامگرایان پیروز آن انتخابات یا جزء اثرگذارترینها در نتایج انتخابات هستند.
لذا نمىتوان انکار کرد که این موج بیداری، مردم را در کانون اصلى قدرت به عنوان بازیگران اصلى عرصه سیاست در منطقه قرار داده است. قدرتهاى جهانى توانایى مقابله با این پدیده را ندارند و به همین دلیل نقشههاى آنها علىرغم اینکه از دقت و ظرافت خاصى برخوردار است همگى نقش بر آب مىشود.
آمریکا در عراق، افغانستان و فلسطین اشغالى گرفتار مصیبتى است و تا تسلیم مردم و اراده ملتهاى منطقه نشود از این گرفتارى و مصیبت نجات نخواهد یافت و این سه کشور به صورت سه لکه بزرگ خونین وجدان بشرى و افکارعمومی، جهان را علیه واشنگتن تحریک مىکند. ژنرالهاى آمریکایى تا ابد نمىتوانند این سه لکه خونین را بر سینه خود به صورت مدال خونخوارى و ستم پیشگى تحمل کنند. بالاخره باید روزى دستها را به علامت تسلیم بالا ببرند. اگر امروز این کار را نکنند فردا خیلى دیر است. مصاف آمریکا با ملت ایران که طى سه دهه نفسگیر همچنان ادامه دارد روزى باید پایان پذیرد. آمریکایىها خوب به یاد دارند آن هنگام که ارتش ایران و حتى ملت ایران در خواب بودند و آنها دزدکى صدها کیلومتر به خاک ایران تجاوز کردند و در صحراى طبس در خاک الهى ایران به زمین نشستند، خدا بیدار بود و تومار آنها را با توفانى بسان داستان سوره فیل در هم پیچید. آنها باید بدانند در دعوا با ملت ایران خدا با ماست و آنها هیچ غلطى نمىتوانند بکنند. آمریکا باید به بازى خطرناک بسیج جامعه جهانى علیه ملت ایران پایان دهد. موضوع هستهای، دموکراسى و حقوق بشر چیزى نیست که به بهانه آن به ملت ایران بتوان پیله کرد. عقل جهاندارى حکم مىکند که آمریکا فریب عدهاى منافق در داخل را که «بازیگر» نیستند و اداى «بازی» را در مىآورند نخورد و به اراده ملت به عنوان اصلىترین بازیگران عرصه سیاست در ایران، گردن نهد. همچنین در منطقه دست از شرارت و خونریزى بردارد و سرنوشت کشور فلسطین، افغانستان و عراق را به دست بازیگران اصلى آن یعنى ملتهاى منطقه بسپارد و هر چه زودتر خود را از باتلاقى که خود پدید آورده است رهایى بخشد.