سیامک باقرى
مذاکره هسته ای در طی چند ماه اخیر به ویژه پس از وضع تحریم های جدید علیه ایران بارها از سوی ایران و گروه غربی مطرح شده است. مقامات آمریکایی، آلمانی، فرانسوی، انگلیسی و خانم اشتون رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا به صورت جداگانه و همچنین گروه 1+5 در قالب بیانیه ای در ماه جاری نیز آمادگی خودشان را برای از سرگیری مذاکرات با ایران اعلام کردند. این اعلام آمادگی ها در حالی است که ایران علیرغم وضع غیر قانونی و ناعادلانه تحریم ها توسط شورای امنیت سازمان ملل، همواره پیش قدم در مذاکره بوده است. حال این سوال مطرح است که چرا مذاکرات هسته ای 1+5 با ایران علیرغم آمادگی طرفین شکل نمی گیرد؟ و اصولاً چرا غربی ها مکرراً اعلام می کنند که آماده مذاکره با ایران هستند؟
1- به طورکلی شکل گیری مذاکرات بستگی به وجود بسترهایی دارد که طرفین مذاکره را برای نشست و گفت وگو قانع نماید. مهمترین و محوری ترین آنها این است که اگر طرفین مذاکره احساس کنند که ایده ای در این بین وجود دارد که دارای قابلیت چانه زنی برای کسب منافع و حل مسئله است، می تواند انگیزه موثری برای اقدام واقعی جهت شکل گیری مذاکرات باشد. بر این مبنا از آن جایی که طرح مذاکرات از سوی طرفین حاوی ایده جدیدی نبوده و مبتنی بر همان بسته های گذشته است، لذا گامی عملی برای برگزاری نشست نیز برداشته نمی شود. از سوی دیگر موضوع تبادل سوخت که در چارچوب بیانیه تهران تدوین شده بود، می توانست مبنای مفاهمه خوبی برای تداوم مذاکرات و حتی نتیجه بخش شدن آن باشد، تنها به جهت اینکه نافی محروم سازی ایران از فناوری صلح آمیز هسته ای بود، با استنکاف و پذیرش آمریکا و شرکای غربی اش شد. افزون بر این، رفتارهای آمریکا و متحدین آن اگرچه در سیاست های اعلامی شان آمادگی برای مذاکره را مطرح می کنند، اما عملاً دست به اقدامات و رفتارهایی زده و می زنند که هر نوع انگیزه ای را برای مذاکره و حتی برای میانجیگری طرف های ثالث نیز از بین می برند. از جمله این اقدامات، وضع تحریم های فراقانونی، تهدید به حمله نظامی، ارائه گزارش های غیر واقعی، تیره سازی فضای مناسبات، فشار بر آژانس بین المللی انرژی اتمی، دوگانگی در رفتار و... می باشد.
2- انگیزه های طرح مذاکره و محدود کردن آن در سیاست های اعلامی توسط غربی ها عموماً به نوع بازی که آنان طراحی کرده و انتظاراتی که از ناحیه تأخیرسازی مذاکرات دنبال می کنند برمی گردد. قاعده بازی آنها این است که به کارگیری دیپلماسی بسته ای از تنبیه ها، آمادگی تهران را برای امتیازدهی فراهم خواهد کرد. بنابراین به نظر می رسد که گروه غربی در انتظار مشاهده و ارزیابی تأثیرات فشارها و تحریم ها علیه ایران هستند که در صورت وجود نشانه های تغییر در ایران، زمان واقعی مذاکرات مطرح گردد. به همین جهت «وستروله» وزیر امور خارجه آلمان گفت که هنوز مطمئن نشدیم که تغییرات ریشه ای در موضع ایران به وجود آمده باشد. علت دیگر سیاست اعلامی غرب و آمریکا در خصوص آمادگی برای مذاکره به جهت گرفتن ابتکار عمل از ایران و مدیریت افکارعمومی جهان است.
در واقع آنها با طرح چنین ادعاهایی ضمن مدیریت افکار عمومی سعی دارند هماهنگی بین اعضای گروه 1+5 و سایر کشورهای دیگر را برای فشار بیشتر حفظ و توجیه فشارهای بیشتر بر تهران را به بهانه عدم آمادگی تهران به گفت وگو فراهم سازند.
با این حال، تجربیات گذشته نشان داده است که گروه غربی پس از ناکامی در سخت گیری ها و فشارهای خود بر تهران ناگزیراً سمت و سوی دیپلماسی بسته تشویقی مضاعف تر را جایگزین دیپلماسی بسته تنبیهی می نمایند. لذا برد و باخت بازی که آنها طراحی کرده اند در عنصر اراده طرف ایرانی استوار است.