صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۲:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۷۸۱۱۱

اندیشه سیاسى مسلمانان (بخش هفتاد و ششم)


فتح‌الله پریشان
زندگی و زمانه شهید اول

تکون اندیشه سیاسی به طور خاص و هرگونه اندیشه به طور عام معلول علت العلل و عامل محرکه ای است که در بستر و زمینه های اجتماعی و سیاسی زمانه ای خاص به وجود می آید. از این منظر است که فیلسوف آلمانی، دانشمند را فرزند زمانه خود می داند. زیرا اندیشه در بستر زمانی خاص و ناظر به پاسخگویی بحران و معضلی خاص در زمینه اجتماعی مجال بروز و ظهور پیدا می کند. از این رو، هنر و برتری اندیشمندان توجه به این عوامل زمانی و اجتماعی و رصد تحولات با دقت و دریافتی متقن تر و اصولی تر از دیگر مردمان است. یکی از این اندیشمندان اسلامی که به حق فرزند زمانه خود بود و حتی افق های جلوتر را نیز می دید، «شهید اول» اندیشمند شیعی مسلک و اولین شهید از سالکان فقه شیعی آل محمد(ص) در قرن هشتم هجری است.
زندگی و زمانه شهید اول
شمس الدین محمدبن مکی العاملی مشهور به شهید اول از فقهای بزرگ شیعه منسوب به جبل عامل لبنان است. جبل عامل لبنان اگر چه منطقه ای کوچک به لحاظ جغرافیایی است، اما از حیث علمی و فقاهتی و مرکزیت آن تا قرن ها برای علوم و فقاهت آل محمد(ص) خاستگاه بزرگی برای رویش، بالندگی و پویایی و مانایی فقه شیعی بوده است.
آوازه علمی علامه جلیل القدر حلی (رحمه الله علیه) شمس الدین نوجوان را در سال 750 قمری به سوی حله کشانید و مدت پنج سال نزد فخرالمحققین (فرزند علامه حلی) وی را به تلمذ واداشت. به گونه ای که در سن بیست و یک سالگی به اخذ اجازه ای خاص با القابی چون «مولانا الامام... سید فضلای بنی آدم» از استاد نائل آمد.
در عصر شهید اول، سلطان بایزید عثمانی بر آسیای میانه و سلطان برقوق در مصر و امیرعلی موید در خراسان فرمانروایی داشتند. شهید اول با فرمانروای سربدار خراسان از طریق یکی از رجال حکومت سربداران به نام شمس الدین محمد آوی مکاتبه داشته و با نوشتن کتاب معروف در فقه شیعه، یعنی «اللمعه الدمشقیه» و تقدیم آن به سلطان خراسان ضمن تکریم وی از پذیرش دعوت مهاجرت به خراسان و زیستن با دولت شیعی سربداران امتناع ورزید. رفتار رقابت آمیز امیران سربدار حکومت شیعی و تقسیم رهبری به دو دسته رهبری سیاسی و رهبری مذهبی و قتل برخی از رهبران مذهبی چون شیخ صوفیان، فرمانروایان سربداری را دچار چنان تضادی در درون خویش ساخته بود که به راحتی براثر کمترین سوءظن سر همدیگر را از تن جدا می کردند. این نکته تلخ تاریخی شاید رمز معمای بزرگ تاریخ تحول فقه سیاسی شیعه باشد که چرا شهید اول زندگی (حتی شهادت) در معیت حاکمان متعصب سنی را به قبول دعوت امیرعلی موید فرمانروای شیعی مذهب خراسان ترجیح داد؟
انقراض سربداران و شهادت شهید اول
یک سال قبل از شهادت شهید اول( 785 ق) سلسله سربداران بر اثر سیاست نادرست امیرعلی موید که برای سرکوب مخالفان داخلی به تیمور لنگ گورکانی پناه برد، منقرض گردید. البته نکات مثبت و برجسته جنبش سیاسی مذهبی سربداران به عنوان اولین های حکومت شیعی در یک مقطع حساس تاریخ ایران که به فرمانروایی مستقل آنها در قالب یک دولت شیعه از سال 736 تا 785 ق انجامید به قدری حائز اهمیت است که خود یک بحث تحلیلی تاریخی جداگانه ای را طلب می نماید. اگر چه آنها در مقطعی با پیوند انقلاب سیاسی و مذهبی و یکپارچه سازی مردم توانستند مقابل ستم ها و طغیان های قوم وحشی مغول ایستادگی نمایند، اما اسیر نفس خود شده سرانجام رقابت دنیایی دو جناح رهبری مذهبی و سیاسی و دیگر نارسائی ها آنها را از پای درآورد.
اما شهید اول بیشترین عمر خود را در جبل عامل و دمشق در حوزه حکومتی شامات گذراند و علی رغم تعصب شدید حاکم بر اوضاع دمشق و وجود قضات متعصبی چون عبادبن جماعه شافعی، شهید اول در قلمرو شیعه نشین جبل به جز شهرت علمی از اقتدار سیاسی هم برخوردار بوده و عملاً تئوری «دولت در دولت» را در این منطقه اجرا می کرده است. شهید اول به نوعی قربانی حسادت ها و تعصبات کور مذهبی به دلیل همین اقتدار علمی و سیاسی شد و به بدترین و فجیع ترین وضع به حکم قضات شافعی و مالکی مذهب دمشق به اعدام محکوم و به شهادت رسید. در شماره آتی به نحوه این شهادت و برخی اندیشه های سیاسی مشارالیه خواهیم پرداخت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات