
نیروهای انگلیسی بیستوپنجم آذر ماه پس از پنج سال حضور ناموفق در عراق، در یک مراسم رسمی با حضور مسئولان دولتی عراق، فرماندهان آمریکایی و انگلیسی و نیز اعضای شورای استانداری بصره، مسئولیت امنیتی این استان را رسماً به عراقیها واگذار کردند.
اتفاق مهم در این مراسم اعلام خروج کامل نظامیان انگلیسی به عنوان متحد راهبردی آمریکا از این شهر بندری بود؛ خروجی که مرحله اول آن، از سال گذشته با عقبنشینی محتاطانه بخش اعظمی از این نیروها به خارج از بصره آغاز شده بود. انگلیس از زمان اشغال این کشور کنترل چهار استان جنوبی عراق را بر عهده گرفت، این نیروها از سال گذشته آرام آرام کنترل امنیتی اوضاع را به نیروهای عراقی تحویل دادند؛ اما در اصل به فکر خروج کامل از باتلاق خود ساخته بودند.
میلبند، وزیر خارجه انگلیس در حاشیه مراسم بصره با اعلام خبر خروج کامل نظامیان این کشور از شهر بندری شیعه آن را گامی مهم و رو به جلو، و شاهدی بر افزایش توان نیروهای امنیتی عراق برای پذیرش مسئولیت امنیت دانست. اما تحلیلگران، تحلیلهای متفاوتی از این فرار برنامهریزی شده ارائه کرده و آن را نتیجه تحولات سیاسی در داخل انگلیس، داخل عراق و در سطح بینالمللی ارزیابی نمودهاند.
علت تصمیم دیر هنگام لندن برای خروج از عراق را باید در پاسخ به دو پرسش محوری که همواره در کانون تفسیر محافل سیاسی و خبری قرار دارد جستوجو کرد. از جمله:
1- علل اتخاذ این تصمیم از سوی متحد درجه یک و راهبردی آمریکا در شرایط حساس کنونی چیست؟
2- آثار و پیامدهای خروج نظامیان انگلیسی بر ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا چه خواهد بود؟
دلایل خروج انگلیسیها از بصره
تصمیم لندن به عقبنشینیی از بصره آن هم پس از پنج سال همراهی بیچون و چرا با سیاستهای کاخ سفید را باید در معادلات و تحولات جهانی، بویژه تحولات صورت گرفته در منطقه و داخل عراق ارزیابی کرد. این تصمیم معلول علل و عوامل سه گانه تحولات سیاسی انگلیس، وضعیت رو به اضمحلال ائتلاف جهانی به محوریت آمریکا و مهمتر از همه ناکامیهای سیاسی، امنیتی و همچنین حقوقی اشغالگران در مدیریت بحران پس از اشغال است.
1- تحولات سیاسی در انگلیس: شکست جریان سیاسی وابسته به تونیبلر در انتخابات از جریان رقیب به رهبری گوردون براون، آغازی بر چرخش سیاست خارجی انگلیس بود؛ سیاستی که تابع مطلق تصمیمات و اقدامات آمریکا بود. براون در نخستین روزهای پس از انتخابات موضوع خروج را مورد اشاره قرار داد. او که خود وارث حجم زیادی از سیاستها و اقدامات نادرست بلر بود، در یک اقدام برنامهریزی شده اما شتابان به منظور جلوگیری از هزینه بیشتر، کاهش تدریجی نظامیان خود را در عراق در دستور کار قرار داد و انتقال تدریجی نظامیان به داخل پادگانهای بصره را از سال گذشته آغاز کرد. وی در ادامه پس از آرام شدن فضا و بعد از یک پروسه تبلیغاتی گسترده، زمینه خروج کامل با کمترین هزینه را فراهم کرد در واقع براون سیاست حضور در عراق را از نظامی- امنیتی به پشتیبانی و آموزش محدود کرد.
2- تحول بیسابقه در افکار عمومی انگلیس: نارضایتی و نگرانی مردم انگلیس که طی پنج سال هزینههای سیاسی، انسانی و حیثیتی بسیار بالایی را تحمل کرده بودند، روند فزاینده پیدا کرده بود. افکار عمومی و محافل انگلیس بدلیل دنباله روی مطلق از بوش دچار نوعی تحقیر ملی در میان محافل سیاسی و خبری شده بود. آنها برای رهایی از این وضعیت همواره با تظاهرات و حرکتهای اعتراض گونه خروج از عراق را خواستار بودند. طبق نتایج نظرسنجی انجام شده از سوی شبکه اسکاینیوز 79 درصد از مردم انگلیس خواهان خروج از عراق بودند. فشارهای داخل نقش مهمی در تصمیم براون داشت. او ابتدا اعلام کرد تا اواسط 2008 تمامی نیروهای خود را از عراق خارج خواهد کرد اما شتاب تحولات او را وادار کرد پیش از تاریخ اعلامی تصمیم خود را عملی سازد.
3- قدرت گرفتن مقاومتهای مردمی و افزایش هزینهها: ناتوانی نظامیان انگلیسی در اداره امور سیاسی و امنیتی شهر استراتژیک بصره و بالا رفتن سطح آسیبپذیری آنها از جمله عوامل تاثیرگذار بر خروج از عراق با وجود تحمل هزینههای بالا بود. آنتونی رینی، فرمانده عملیات صحرا در سال 1998، در این باره میگوید: نیروهای انگلیسی مستقر در بصره بهای سنگینی برای ناکامی اقداماتشان پرداختند، آنها بدلیل ناکافی بودن نیروها و نداشتن یک استراتژی روشن از سوی رهبران سیاسی آمریکا پس از اشغال عراق، از همان ابتدا محکوم به جنگیدن بودند. در واقع انگلیسیها قربانی وضعیتی بودند که آمریکا بوجود آورده بود.
شبکه یک تلویزیون انگلیس نیز در علتیابی این خروج، با اشاره به گزارش تهیه شده از سوی سیاسیون و نظامیان این کشور که به گزارش پاناراما شهرت دارد، اعلام کرد: ناامنی در بصره و مساعد نبودن شرایط عامل مهمی برای خروج از این شهر بود، باید اذعان کرد که نیروهای انگلیسی توسط شبه نظامیان از بصره بیرون رانده شدند.
شبکه خبری بیبیسی نیز در تفسیر مشابهی از خروج نیروهای این کشور، بر نقش عمومی مردم بصره در تصمیم انگلیسیها اشاره کرد و گفت: طبق نتایج نظرسنجیهای انجام شده در عراق، 86 درصد ساکنان این شهر، انگلیسیها را عامل ناامنیها میدانند و خواهان خروج آنها از بصره هستند.
باتریک سندرز از نظامیان ارشد انگلیسی در بصره در بیان ریشههای خروج میگوید: باید اعتراف کرد که هدف 90 درصد اقدامات خشن در بصره نظامیان انگلیسی هستند، تا جایی که مردم بصره حتی ما را علتالعلل مشکلات میدانند و شبه نظامیان نیز دنبال بیرون راندن ما هستند.
در گزارش پاناراما تصریح شده است که گاهی اوقات بیش از70 حمله در یک روز به محل استقرار نظامیان انگلیسی در کاخ بصره صورت میگرفت و هر دقیقه 10 خمپاره به محل استقرار نظامیان ما در بصره شلیک میشد.
4- نامشروع بودن اشغال و حضور از دیدگاه نهادهای سیاسی و حقوقی بینالمللی: این موضوع عامل مهمی بود که از ابتدای اشغال دامنگیر اشغالگران بود تلاشهای پنج ساله برای کسب مشروعیت نیز نتیجه بخش نبود. به تعبییر آندرومکی، فرمانده نیروهای انگلیسی در افغانستان، جنگ عراق از همان ابتدا، یک درگیری خسارتبار و نامشروع بود که کوفیعنان، دبیر کل سازمان ملل نیز آن را نامشروع خواند ارتش انگلیس نیز از این مسئله رنج میبرد و نمیتوانست از آثار آن رهایی یابد. مسئله دیگر که به عدم مشروعیت کمک کرد این بود که جنگ عراق از آغاز مملو از ادعاهای دروغین، غیرقابل اثبات بود، بویژه در خصوص سلاحهای کشتار جمعی که بلر همصدا با بوش به بهانه آن جنگ علیه عراق را آغاز کردند اما پس از گذشت پنج سال از ارائه کوچکترین سند ناتوان بودند.
5- اختلاف نظر نظامیان انگلیسی و آمریکایی در مدیریت بحران: فرماندهان و نظامیان انگلیسی بر خلاف بلر که گوش به فرمان بوش بود و خود را مجری دیپلماسی بوش میدانست، از اینکه تابع دستورات آمریکاییها باشند و به عنوان نیروهای تحت امر مقامهای ارشد سیاسی و نظامی آمریکایی در عراق قرار گیرند، اکراه داشتند و خود را در حوزه مدیریت و فرماندهی تحقیر شده میدانستند. این وضعیت زمینهساز تنشهای آنها با نظامیان آمریکایی شد. سرهنگ تیمکراسی، دومین مقام بلند پایه نظامی انگلیس در عراق در مصاحبه با ساندیمیرور، رامسفلد و سیاستهای او را عامل مشکلات عراق اعلام کرد و گفت او مشکلات موجود در عراق رانادیده میگرفت.
موج انتقاد نظامیان انگلیسی از فرماندهان آمریکایی بویژه رامسفلد وزیر دفاع وقت آمریکا از همان سال 2003 آغاز شد و پس از پنج سال، بدلیل انحصارطلبی آمریکاییها در مدیریت و تقسیم منافع جنگ، تشدید شده بود. سرمایک جکسون، فرمانده ارشد انگلیسی در این باره به دیلیتلگراف میگوید: سیاستهای آمریکا از لحاظ عقلانی شکست خورد، و رامسفلد مسئول همه این اتفاقات در عراق است. تیمکراسی و جکسون بعدا در گزارشی، مستندات ارائه شده از سوی فرماندهان آمریکا برای ادامه حضور را رد کرده و بر خروج از عراق تاکید نمودند. ساندیتایمز نیز در تحلیلی نوشت: این اختلاف نظرها باعث شد که حتی بعد از اعلام آمادگی انگلیس برای کاهش نیرو در عراق، آمریکاییها آن را فرار از عراق توصیف کنند.
اوضاع دشوار نظامیان انگلیسی در بصره، تنش آنها با آمریکاییها، متهم شدن آنها به اشغالگری و تجاوزگری، شرایط روحی و روانی بسیار ضعیفی را برای آنها ایجاد کرده بود که حتی در موقع بازگشت به انگلیس نیز روی خوش از مردم عراق نمیدیدند. به تعبیر کنپولاک، عضو ارشد موسسه تحقیقات بروکینگز آنها دیگر نمیخواستند در عراق بمانند و در حقیقت آنها در عین حضور در عراق انگار در آنجا نبودند و انگیزهای برای این حضور نداشتند.
6- فروپاشی ائتلاف بینالمللی و از دست رفتن مشروعیت تصنعی آمریکا و انگلیس: به تعبیری تنها ماندن انگلیسیها در میان آوارهای ائتلاف متلاشی شده پیرامون آمریکا از پیامدهای اشغال و حضور آمریکا و انگلیس در عراق بود که این شکاف و واگرایی در ائتلاف نومحافظهکاران در سطح بینالمللی، در گذر زمان با فاصله گرفتن مقطعی دیپلماسی اسپانیا، ایتالیا، استرالیا، لهستان و اخیراً بریتانیا از ائتلاف آشکار شد. این پیامد اقدامات غیرحقوقی و خارج از مقررات آمریکا و انگلیس، یا در بستر انتخابات و جابهجایی قدرت و یا در شکل استعفا خود را نشان داد. ادامه این فرایند باعث فروپاشی نومحافظهکاران و تیم مردان جنگی بوش در سطح داخل و سطح بینالمللی شد. به عنوان مثال باید گفت که جنگ عراق و اشغال این کشور، به پاشنه آشیل همه سیاستهای تونیبلر مبدل شد. در چنین وضعیتی بود که متحد راهبردی آمریکا خود را در میان آواری از ناکامیها، اتهامات و خسارات سنگین سیاسی و حیثیتی در محاصره میدید که با فرو ریختن اعتبار سیاسی و نظامی آمریکا در عراق و منطقه همه چیز برای انگلیسیها مفهوم خود را از دست داد و راهی جز فرار برای در امان ماندن از افتضاح بزرگتر و خروج از عراق پیش رو نمیدیدند.
پیامدهای خروج
خروج نیروهای انگلیسی از بصره، به عنوان جدا شدن حلقهی اصلی ائتلاف در عراق بود که مقدمهای برای خروج دیگر متحدان از عراق و در نهایت خودآمریکاییها خواهد بود. این تصمیم لندن باعث شد که انگلیسیها بیش از هر زمان دیگری خود را در میان مردم عراق و جهان تنها و منزوی بینند. این وضعیت خود باعث پیچیدهتر شدن شرایط آمریکاییها خواهد شد.
در واقع از یک سو آنها به عنوان تنها کشور اشغالگر همواره در معرض انتقاد مطبوعات و اعتراضات مردمی و هدف گروههای شبه نظامی خواهند بود به بیانی تنها سیبل ماندگار برای شلیکهای نرم و سخت، آمریکا خواهد بود و از سوی دیگر انتقادهای محافل سیاسی و خبری داخل آمریکا به شدت بیشتر خواهد شد و نومحافظهکاران تنها به ناچار باید تصمیم به خروج را اعلام کنند.
نخستوزیر استرالیا اعلام کرد تا ژوئن 2008 نظامیان خود را از عراق خارج خواهد کرد. گیتس وزیر دفاع آمریکا نیز تصریح کرد: نخستین گروه از نظامیان در ماه جاری میلادی از عراق خارج خواهند شد.
آثار دیگر را باید در شرایط بعد از خروج اشغالگران در بصره دید، شهر استراتژی بصره که به پایتخت نفتی عراق معروف است، با اکثریت جمعیت شیعه چند بازیگر سیاسی مدعی را در دل خود دارد: طرفداران صدر در موضع غالب، مجلس اعلا، حزب فضلیت و نیروهای امنیتی دولتی که همواره با همدیگر برای کسب حوزه نفوذ بیشتر رقابت و گاهی تقابل داشتهاند از این جملهاند. بنابراین ورود دولت اگر توام با درایت و مدیریت آگاهانه نباشد میتواند زمینه لازم را برای تنشهای داخلی که انگلیس و آمریکا نیز تمایل زیادی برای تشدید آن دارند، فراهم کند و نیز میتواند به بحرانی بین دولت با جریانهای سیاسی از یک سو و نقشهای طیفی و قبیلهای از سوی دیگر تبدیل شود. در صورت بروز چنین وضعیتی دولت هم دچار بحران خواهد شد و درگیری جریانهای شیعه را بدنبال خواهد داشت، چیزی که انگلیسیها بعید نیست برای آن تدابیر، اسباب و امکانات لازم را قبل از خروج فراهم کرده باشند. اما شواهد اولیه بعد از خروج اشغالگران حاکی از آن است که دولت با درایت و تعامل مثبت گروهها توانسته است که آغاز خوبی در اداره امور داشته باشد و از بروز تنشهای احتمالی جلوگیری کند.