صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۷۸۸۸۰

مصر و اردن دو بستر یک تحول


على تتماج
مصر و اردن به عنوان بخش هایی از خاورمیانه در ماه های اخیر شاهد تحولات جدیدی بوده اند. در کنار تحرکات این کشورها در عرصه منطقه ای به عنوان مجریان طرح روند سازش با بازیگردانی آمریکا تحولات داخلی این کشورها دارای نقاط اشتراکی می باشد.
اولاً مصر در هفته های آینده انتخابات پارلمانی را پیش روی دارد در حالی که از هم اکنون نیز تحرکات برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2011 آغاز شده است.
ثانیاً در اردن نیز دولت و گروه های سیاسی برای انتخابات پارلمانی فعالیت های خود را آغاز کرده اند.
نکته قابل تأمل در تحولات مذکور نوع نگاه مردمی می باشد که فضای ویژه را بر این کشورها حاکم ساخته است. در مصر موجی از اعتراض ها به نحوه برگزاری انتخابات به ویژه انتخابات ریاست جمهوری ایجاد شده است. مردم و بسیاری از گروه های سیاسی روند انتخابات پارلمانی را زمینه ای برای تکرار ریاست جمهوری حسنی مبارک و یا در نهایت جایگزینی جمال مبارک فرزند حسنی مبارک می دانند. هر چند که در مصر افرادی مانند البرادعی مدیر کل سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی خود را کاندیدای انتخابات معرفی کرده اند، اما مردم تأکید دارند که در نهایت دولت اجازه دگرگونی در ساختار سیاسی را نمی دهد.
در اردن نیز مردم و بسیاری از گروه های اجتماعی از جمله گروه های اسلام گرا با برپایی تظاهرات و اعلام عدم مشارکت در انتخابات عملاً به صف بندی در برابر دولت روی آورده اند. آنها حتی از تحریم انتخابات سخن گفته اند.
بررسی روند تحولات مصر و اردن نشان می دهد که دو کشور در فرآیندی مشابه از تحولات قرار گرفته اند و آن تشدید اعتراض های مردمی به روند ساختاری کشورشان است که در قالب انتخابات تبلور یافته است. البته هر چند که اکنون انتخابات و ساختار سیاسی اساس اعتراض های مردمی گردیده اما بررسی ساختاری و ریشه ای تحولات این کشورها نکات دیگری از این روند را آشکار می سازد.
1) مصر و اردن به رغم برخورداری از ظرفیت های متعدد در وضعیت نابسامان اقتصادی قرار دارند که موجی از فقر و بحران انسانی را به همراه داشته است. هر چند که دولتمردان این کشورها با برخی تحرکات اقتصادی و نیز کسب کمک هایی از آمریکا برآن بوده اند تا به مقابله با این روند بپردازند اماگسترد گی بحران اقتصادی و نیز فساد اداری حاکم بر این کشورها مانع از نتیجه بخش بودن این تحرکات شده است.
2) محور دیگر نارضایتی مردمی را ساختار سیاسی این کشورها تشکیل می دهد. هر چند که آمریکا همواره تلاش کرده تا کشورهایی مانند مصر و اردن را الگوی دموکراسی در منطقه معرفی کند، اما در واقع فضای حاکم بر این کشورها فضایی بسته با فرآیندی از پیش تعیین شده است که عملاً مردم را از حق تعیین سرنوشت خود محروم می سازد. مردم این کشورها خواستار دگرگونی در ساختار کنونی بوده چرا که روند کنونی را برگرفته از اهداف آمریکا می دانند که بسیاری از حقوق آنها را پایمال کرده است.
3) نکته بسیار مهم در تحولات اردن و مصر نگاه مردم به روابط خارجی دولتمردان شان است. مردم این کشورها روابط کشورشان با آمریکا و رژیم صهیونیستی را مغایر با منافع ملی و منطقه ای خود می دانند و بر رویکرد به حامیان مقاومت تأکید دارند. هر چند که دولتمردان اردن و مصر روابط با واشنگتن و تل آویو را در چارچوب منافع ملی می دانند اما مردم ضمن رد این روند اصل حمایت از ملت فلسطین و همگرایی با کشورهایی مانند سوریه ، لبنان و ایران به عنوان حاضران در جبهه مقاومت را خواستار می باشند. تفاوت دیدگاهی مردم و دولتمردان مصر و اردن در قبال تحولات منطقه ای و جهانی را در عملکرد آنها در قبال مسئله فلسطین می توان مشاهده کرد. در شرایطی که مبارک رئیس جمهور مصر و عبدالله دوم پادشاه اردن به روند سازش روی آورده اند و بعضاً در محاصره ملت فلسطین مشارکت می کنند، مردم مصر و اردن ضمن تحریم کالاهای صهیونیستی کاروان هایی را برای شکست محاصره غزه و امدادرسانی به فلسطینی ها تشکیل داده اند. البته دولتمردان اردن و مصر با ورود به عرصه سازش به عنوان ناجی صلح خاورمیانه و برخی اعتراض ها به رژیم صهیونیستی به ویژه در آژانس بین المللی انرژی اتمی برای توجیه مواضع سازشکارانه خود اقدام کرده اند که مردم آنها را اقداماتی ناکافی دانسته و خواستار تحرکات بنیادی در مقابله با صهیونیست ها و آمریکا هستند.
با توجه به آنچه از تحولات داخلی اردن و مصر ذکر شد می توان گفت که این کشورها تحولات جدیدی را تجربه می کنند که ریشه اصلی آن را نارضایتی مردمی از سیاست های دولتمردان شان در قبال تحولات منطقه ای به ویژه نارضایتی از همگرایی کشورشان با آمریکا و رژیم صهیونیستی تشکیل می دهد. بررسی روند تحولات نشان می دهد مردم این کشورها در کنار تلاش برای پایان دادن به دموکراسی تحمیلی از سوی آمریکا به دنبال دگرگونی در سیاست خارجی از حوزه انفعال و همگرایی با آمریکا و رژیم صهیونیستی به همگرایی با جبهه مقاومت هستند. البته دولتمردان این کشورها با برخورداری از حمایت های آمریکا به دنبال مقابله این روند می باشند. اقداماتی که با حمایت های آمریکا در حال اجرا است که خود بر میزان خشم و نارضایتی مردمی افزوده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات