صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۸۶ - ۱۰:۴۷  ، 
کد خبر : ۱۷۹۱۲

هشداری برای نظام آموزشی


معاون « آموزش عمومی » وزیر آموزش و پرورش اعلام کرده است : امسال 115 هزار دانش آموز ابتدائی پس از ثبت نام در مدارس ابتدائی کشور مدرسه را ترک کرده اند و این آمار نگران کننده است .

با در نظر گرفتن تعداد ثبت نام های انجام شده برای سال تحصیلی 87 ـ 86 به نظر می رسد به یک تحقیق نیاز داریم تا مشخص شود که این تعداد عدم مراجعه به مدارس را بایستی « انصراف از تحصیل » تلقی کرد یا آنکه بخشی از این جمع به علت مهاجرت تغییر محل کار والدین یا دلایل موجه دیگر صرفا محل تحصیل خود را تغییر داده اند و احیانا در محل مناسب دیگری البته با تاخیر زمانی به تحصیل مشغول شده اند

متاسفانه اطلاعات منتشره در این خصوص برای پاسخگوئی به این دو سئوال کافی به نظر نمی رسد لکن با احتساب میزان مردودیهای هر ساله به نظر می رسد که ابعاد « ریزش تحصیلی » در نظام آموزشی کشور بسیار وسیع و نگران کننده است . این نکته بویژه با عنایت به تعهدات و مسئولیتهای نظام آموزشی کشور در جهت تامین اهداف آموزش و پرورش رایگان جزو ابهاماتی است که بایستی برای رفع آن بررسی های کارشناسانه ای صورت پذیرد و مسئله بصورت ریشه ای بررسی شود.

بعلاوه با توجه به اطلاعات و ارقام موجود در زمینه « ریزش تحصیلی » در مقاطع راهنمائی و متوسطه و همچنین تفوق عددی آن در مقایسه با مقطع ابتدائی این نگرانی وجود دارد که احیانا ریزش تحصیلی در مقاطع راهنمائی و دبیرستان حتی از این ارقام نیز فراتر رود. صرفنظر از اینکه اصولا « انصراف از تحصیل » و « ریزش تحصیلی » دو مقوله جداگانه محسوب می شوند و هر یک علل و عوامل موثر و متفاوتی دارند لکن از دیدگاه « آسیب شناسی اجتماعی » نهایتا به عوامل هم جهت در مقولات اثرگذار بر « آسیب های اجتماعی » تبدیل می شوند.

بررسیهای کارشناسی در قلمرو آسیب های اجتماعی نشان داده است که بخش اعظم افرادی که بر اثر آسیب های اجتماعی به انحراف کشیده شده اند و یا دیگران را به انحراف کشانده اند جزو کسانی هستند که آموزشهای عمومی ناقص ناکافی و غیرموثری دیده اند و یا اصولا از این نوع آموزش محروم مانده اند.

دقیقا به همین دلیل است که بایستی انصراف از تحصیل در مقاطع مختلف آموزش عمومی را جدی تلقی کرد و برای بررسی علل و عوامل موثر در بروز این پدیده لازم است که تحقیقات کارشناسی صورت پذیرد. این نکته بویژه آنگاه اهمیت مضاعف پیدا می کند که انصراف در « مقطع ابتدائی » رخ داده باشد. تجربه نشان داده است که احتمال گرایش مجدد دانش آموزان پس از انصراف از تحصیل برای بازگشت دوباره به مدرسه اگر صفر نباشد در بسیاری از موارد « ناچیز » بوده است و در واقع بایستی این گروه از دانش آموزان را تقریبا برای همیشه از گردونه تاثیرگذاری دوران آموزش عمومی « حذف شده » تلقی کرد.

این نکته بویژه از آن جهت اهمیت دارد که دانش آموزان در گروه سنی ابتدائی قاعدتا در سنی نیستند که پس از خروج از مدرسه در جائی به « کار » مشغول شوند و یا سرگرمی مفید و مناسبی پیدا کنند. معنی صریح این عبارت اینست که انصراف از تحصیل بویژه در مقطع ابتدائی را بایستی بعنوان « پدیده ای منفی با اثرات نامناسب اجتماعی » ارزیابی کرد و از هم اکنون به فکر چاره جوئی در این مقوله برآمد.

خوبست برای لحظه ای برروی این نکته به تفکر بپردازیم که یک کودک یا نوجوان 7 تا 12 ساله که پس از ثبت نام دیگر به مدرسه مراجعه نمی کند ممکن است در کجا و یا چه انگیزه ای با چه شیوه ای سرگرم شده باشد و وقت خود را چگونه پر می کند آیا احتمال انحراف وی و سواستفاده های بعدی از ناآگاهی و خردسالی وی نگران کننده نیست متاسفانه در برخی موارد مشاهده شده است که باندهای خلافکار برای ایجاد پوشش بهتر برای اقدامات خلاف خود از وجود کودکان و نوجوانان کم سن و سال بهره گیرند و از ناآگاهی سردرگمی آنها بیشترین سواستفاده های ممکن را به عمل آورده اند و نهایتا حتی درصورت دستگیری « کودک بزهکار » نیز مسئولیتی متوجه آنها نیست . چرا که فاقد ارتباط سببی یا نسبی با وی هستند.

علاوه بر این نگرانی عمده تر اینست که کودکان بی بهره و محروم از آموزشهای عمومی در مدارس در معرض فراگیری مطالبی قرار می گیرند که باعث نوعی جسارت بی منطق می شود و آنها تدریجا در مسیری به زندگی خود ادامه می دهند که احیانا هم برای خود و هم برای جامعه به معضل بزرگی تبدیل می شوند و باعث بروز بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی می گردند.

معاون آموزش عمومی وزارت آموزش و پرورش هدف از آموزش نسل جدید را پرورش فضائل اخلاقی و معنوی یادگیری مهارتهای انسانی و زندگی با رویکرد دینی معرفی کرده و خاطرنشان ساخته است که شناسائی و پرورش استعدادها کمک به پرورش عادت به نظم و قانون ایجاد تفکر پرسشگری تحقیق و پژوهش و کنجکاوی بلندپروازی و آرمانخواهی سرلوحه ایجاد مدارس کارآمد و اثربخش محسوب می گردد. طبعا لازم است به این اهداف و آرمانها صحه گذاشته شود.

و از وجود چنین چشم انداز روشنی برای نظام آموزش کشور تقدیر گردد لکن مسئله اینست که آندسته از کودکان و نوجوانانی که در مدارس کشور ثبت نام کرده اند ولی از حضور و ادامه تحصیل در مدارس منصرف شده اند چگونه و در کجا از چنین آموزشها و روشهای تربیتی برخوردار خواهند شد

مطمئنا طرح این سئوال برای ملامت و عیب جوئی از مسئولین محترم نظام آموزشی کشور نیست بلکه لازم است با آسیب شناسی نسبت به عواقب انصراف برخی کودکان و نوجوانان از تحصیل به این نکته بیندیشیم که آثار و تبعات این پدیده چیست و چگونه می توان به مهار این پدیده پرداخت و آثارو تبعات منفی آنرا به حداقل ممکن رساند

ناگفته پیداست که مسئولیت نظام آموزشی کشور حتی با اطلاع رسانی نسبت به انصراف 115 هزار دانش آموز ابتدائی در سراسر کشور به پایان نرسیده است بلکه انتظار منطقی اینست که دفتر آموزش عمومی با انجام تحقیقات کارشناسی در این مقوله به تفکیک استانها درصدد یافتن علل و عوامل موثر در این مقوله باشد تا برای چاره جوئی در این مقوله راهکارهای فوری و موثری جستجو شود. چرا که بیم آن می رود بی تفاوتی در این زمینه باعث بروز مشکلات و تنگناهائی برای فرد و جامعه گردد و در آینده نه چندان دور ناهنجاریهای ناشی از این پدیده گریبان همه را بگیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات