مناقشه و بحران های ایجاد شده در روابط روسیه و آمریکا در ماه های اخیر از مسائل مهم در معادلات جهانی می باشد. ریشه های تقابل و اختلافات دو کشور را می توان از زمان پایان جنگ دوم جهانی تا فروپاشی شوروی یا به عبارتی در دوران جنگ سرد جست وجو کرد. دورانی که دو کشور به عنوان ابرقدرت های جهانی به صف بندی در برابر یکدیگر مبادرت ورزیدند و تلاش کردند تا جهان را به بلوک غرب و شرق تقسیم سازند. با پایان جنگ سرد که با فروپاشی شوروی همراه بود، ایالات متحده برای تشکیل نظام تک قطبی براساس هژمونی انحصاری تلاش نمود. آمریکا با حفظ متحدان سنتی و توسعه اراضی آنها به ویژه در قالب اروپای واحد و انقلاب های رنگین در اقمار گذشته شوروی برای این مهم تلاش کرد که تا حدودی نیز موفق بود. هر چند که واشنگتن برای حفظ این موازنه فعالیت های بسیاری داشته اما در سال های اخیر به ویژه به دلیل حضور سیاستمدارانی مقتدر نظیر پوتین در روسیه این موازنه ها با چالش هایی مواجه شده است. از یک سو آمریکا برای حفظ وضع موجود و نظام تک قطبی تلاش می کند و از سوی دیگر روسیه برای تغییر موازنه و به نوعی احیای اقتدار گذشته فعالیت هایی داشته است. اکنون محور تقابل ها و درگیری های مسکو و واشنگتن را در چند محور می توان مورد ارزیابی قرار داد.
بعد نظامی: از محورهای تقابل روسیه و مسکو رویکرد دو کشور به تقویت توان نظامی و به نوعی قدرت بازدارندگی می باشد. تقویت زرادخانه های هسته ای، آزمایش های پیاپی موشک های دوربرد، تولید نسل جدید سلاح ها و تجهیزات نظامی به ویژه در زمینه هسته ای، استقرار پایگاه های موشکی- در حالی که آمریکا برای اجرای طرح سپر موشکی در چک و لهستان و روسیه برای تقویت پایگاه رادار «قبله» در آذربایجان تلاش می کنند، تقویت متحدان خود به ویژه در مناطقی که حیاط خلوت طرف و یا دشمن مقابل محسوب می شوند نظیر تحرکات روسیه در قبال کشورهای آمریکای لاتین و سوریه و نیز تقویت قوای نظامی کشورهای اروپایی، آسیای مرکزی، قفقاز و پاکستان توسط آمریکا و... را می توان از تحرکات نظامی دو کشور برای اعمال قدرت بر دیگری ارزیابی کرد. در این زمینه روسیه با شتاب بسیاری برای احیای قدرت نظامی فعالیت می کند در حالی که با گرایش نظامی به چین و هند به نوعی به برتری نظامی در برابر آمریکا می اندیشد.
بعد اقتصادی: رقابت شدید پنهان روسیه و آمریکا را می توان در بخش اقتصادی به ویژه در قبال بازارهای انرژی مشاهده کرد. از یک سو آمریکا با ادامه شغال عراق و تقویت حضور نظامی در آفریقا در کنار توسعه روابط با کشورهای عربی برای حفظ هژمونی خود فعالیت می کند و از سوی دیگر روسیه نیز که عصر حاضر را دوران انرژی می داند برای رقابت اقتصادی و دستیابی به منابع انرژی جهانی به عنوان ابزار اقتدار تلاش می کند.
قراردادهای بلندمدت روسیه با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، پیگیری طرح باشگاه هسته ای جهانی برای تامین سوخت کشورها در خاک روسیه، تاکید بر اجرای طرح اوپک گازی که دامنه آن به کشورهای عربی و حتی آمریکای لاتین کشیده شده است را می توان اقداماتی گسترده از سوی روس ها برای مقابله اقتصادی با آمریکا دانست.
بعد سیاسی: تنش های سیاسی میان دو کشور در ماه های اخیر به چالش های جهانی مبدل شده است. مخالفت ها با طرح های یکدیگر در سازمان ملل، تنش های گسترده طرفین در پرونده هسته ای ایران، اختلاف در قبال تحولات فلسطین و کل خاورمیانه، بازگشت روسیه به عراق با فعالیت های نفتی، تلاش واشنگتن برای ایجاد انقلاب های رنگی در همسایگان و اقمار گذشته روسیه، بحران در کوزوو و مسئله استقلال این منطقه، اعمال قدرت دو کشور در قبال اروپا که این قاره را بر سر دو راهی انتخاب متحد قرار داده است، حضور فعال سیاسی در متحدان سنتی یکدیگر چنانکه پوتین شخصا درخاورمیانه به رایزنی با اعراب می پردازد و نمایندگانی به آمریکای لاتین گسیل می دارد و... را می توان از محورهای اصلی تقابل سیاسی طرفین دانست.
براساس آنچه ذکر شد می توان گفت که روسیه و آمریکا اکنون در مصاف برای احیای اقتدار دوران جنگ سرد قرار گرفته اند که در ابعاد گوناگون اجرا می شود. البته این نکته قابل ذکر است که این تقابل ها می تواند اهداف داخلی و خارجی مقامات دو کشور را نیز محقق سازد. در این راستا آنها با این صف آرایی افزایش ظرفیت های نظامی و توسعه طلبی های خود را توجیه می کنند در حالی که در عرصه داخلی نیز نوعی محبوبیت برای خود کسب می کنند که برای آینده سیاسی آنها به دلیل تغییراتی که در ماه های آینده خواهند داشت موثر خواهد بود در حالی که این تقابل، رعب و وحشتی جهانی را به دلیل ترس از تکرار جنگ سرد به همراه دارد.