فرامرز پارسا
هر چند که محافل رسانه ای و سیاسی با ادعاهای واهی به ویژه فضاسازی برای معرفی دور جدید روند سازش به طرح به اصطلاح مقابله با ایران به دنبال اجرای پروژه تکراری ایران هراسی و به زعم خود نمایش انزوای جایگاه منطقه ای ایران بودند، اما روند تحولات فرآیندی مغایر با این ادعا را نشان می دهد.
نخست آنکه براساس نظر سنجی های صورت گرفته در منطقه پس از آغاز روند سازش، بیش از 70 درصد مردم منطقه به رغم فضاسازی تبلیغاتی غرب علیه ایران، همچنان آمریکا و رژیم صهیونیستی را تهدید اصلی منطقه دانسته و بر توسعه روابط با ایران به عنوان کشوری دوست و برادر تأکید کرده اند. ملت های منطقه صراحتاً رویکرد دولتمردان شان به روند سازش با صهیونیست ها و همکاری با آمریکا را مغایر با منافع منطقه دانسته و خواستار الگوگیری از ایران برای مقابله با تهدید واقعی منطقه یعنی رژیم صهیونیستی شده اند. نکته مهم آنکه بسیاری از محافل رسانه ای منطقه حتی به انتقاد از خرید های تسلیحاتی کشورهای شان (123 میلیارد دلار) پرداخته و تأکید کرده اند در شرایطی که آمریکا سلطه نظامی بر این کشورها دارد، این خریدها صرفاً کمک به اقتصاد آمریکا است و تأثیری بر امنیت کشورهای شان ندارد. آنها خواستار لغو خرید های تسلیحاتی و گرایش به ایران به عنوان کشوری با قدرت دفاعی بالا هستند.
دوم آنکه، تفاوت های آشکار در سفرهای مقامات غربی به ویژه آمریکایی به منطقه با سفرهای مقامات ایرانی، خود سندی دیگر بر شکست ادعای توانایی روند سازش در اجرای پروژه انزوای ایران است. در شرایطی که مقامات آمریکایی برای جلوگیری از اعتراض های مردمی به صورت پنهانی به منطقه سفر می کنند، مقامات جمهوری اسلامی با برنامه ای از پیش اعلام شده و در میان استقبال گسترده مردم و دولتمردان کشورهای منطقه به این کشورها سفر می کنند. نمونه بارز این امر را در نوع واکنش مردم لبنان به سفر مقامات آمریکا، اروپا و حتی کشورهای عربی و سفر مقامات ایرانی به کشورشان می توان مشاهده کرد. در شرایطی که مقامات این کشورها به صورت پنهانی و در نهایت با تشریفات عادی دیپلماتیک به لبنان سفر می کردند، حضور دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران اسلامی با استقبال بی نظیر مردم و دولتمردان لبنان همراه بود. امری که به صراحت بیانگر جایگاه عظیم ایران در میان ملت های منطقه و انزوای هرچه بیشتر غرب در میان مردم خاورمیانه است.
سوم آنکه به رغم ادعاهای آمریکا مبنی بر تضعیف جبهه مقاومت با آغاز روند سازش، نه تنها مقاومت در منطقه تضعیف نشده بلکه هر روز در ابعاد بیشتری گسترش یافته است. توسعه مناسبات میان حاضران در جبهه مقاومت با محوریت ایران، ترکیه، سوریه، لبنان و فلسطین که نمود آن را در دیدارهای مقامات ارشد و توسعه مناسبات همه جانبه این کشورها می توان مشاهده کرد، در کنار گرایش بیشتر مردم منطقه به جبهه مقاومت به ویژه پس از شکست روند سازش و برملا شدن واهی بودن ادعای آمریکا در حمایت از حقوق اعراب و فلسطینی ها در برابر رژیم صهیونیستی، عملاً جایگاه مقاومت در منطقه را به نمایش گذاشت.
بسیاری از ناظران سیاسی اذعان کرده اند که روند صلح خاورمیانه بدون توجه به طرح های جبهه مقاومت به ویژه ایران امری غیر ممکن است. این اعترافات را باید اعتراف به شکست پروژه انزوای ایران و اذعان به موقعیت برجسته آن در معادلات خاورمیانه دانست.
در نهایت می توان گفت که پس از گذشت تنها چند هفته از روند سازش و به رغم تبلیغات واهی محافل رسانه ای و سیاسی غرب و صهیونیست ها مبنی بر تأثیر آن بر انزوای ایران، نه تنها این ادعاها محقق نشده بلکه روند تحولات و حتی شکست مذاکرات سازش اقتدار و جایگاه منطقه ای ایران را به نمایش گذاشت؛ به ویژه اینکه شکست روند سازش به دلیل استمرار جنایات و اشغالگری صهیونیست ها و حمایت آمریکا از این روند، حقانیت مواضع ایران مبنی بر محکوم به شکست بودن روند سازش را برای منطقه و جهان اثبات کرد؛ امری که در نهایت به تقویت جبهه مقاومت و انزوای خط سازش با محوریت آمریکا منجر شد.