صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۸۶ - ۰۹:۳۵  ، 
کد خبر : ۱۷۹۵۳

احراز صلاحیت / محمدکاظم انبارلویی


دعواى دوم خردادى‌ها با شوراى نگهبان در مورد «احراز صلاحیت» نامزدها وارد مرحله جدیدى شده است. بارها حقوقدانان و فقها روى این موضوع بحث کرده‌اند که مسئله سمت‌هایى چون ریاست جمهوری، رهبری، خبرگان رهبری، نمایندگى مجلس، حتى استاندار شدن یا فرماندار شدن و .... نیاز به احراز صلاحیت دارد. همین طورى نمى‌شود با تکیه به اصل برائت، به هر کسى که از راه رسید رضایت داد که او چنین سمت‌هایى را اشغال کند.

آقایان دوم خردادى این منطق را قبول نداشتند. اخیرا سعید حجاریان در گفتگو با روزنامه اعتماد گفته است: «برخلاف دوستانم از اصطلاح «احراز صلاحیت» دفاع مى‌کنم. همه دوستان ما اصل را بر برائت گذاشته‌اند و گفته‌اند لازم نیست براى کاندیداتورى صلاحیت احراز شود. اما من مى‌گویم اتفاقا در امور مهم مثل مجلس، ریاست جمهورى و خبرگان رهبرى حتما صلاحیت کاندیداها باید احراز شود. اما توسط مردم ....» (1) خوب با فتواى آقاى حجاریان معلوم شد، امر احراز صلاحیت که بارها شوراى نگهبان و دیگر صاحب‌نظران روى آن تاکید داشتند خیلى چیز بدى نیست.

حالا اختلاف سر این است که این احراز صلاحیت را شوراى نگهبان انجام دهد یا مردم؟ پاسخ حجاریان این است که مردم!

اگر بخواهیم به فتواى آقاى حجاریان عمل کنیم باید ببینیم چه وضعیتى بر سر احراز صلاحیت‌ها با نفى این نقش از شوراى نگهبان پدید مى‌آید؟

بى‌تردید مردم در هر انتخابات سه دسته مى‌شوند،

1- عده‌اى که به یک نامزد راى مى‌دهند و صلاحیت او را احراز مى‌کنند

2- عده‌اى که به این نامزد راى نمى‌دهند و صلاحیت او را احراز نمى‌کنند

3- عده‌اى که اصلا راى نمى‌دهند

بر کسى پوشیده نیست که نماینده‌اى که انتخاب مى‌شود نه تنها نماینده کسانى است که در شهر او به او راى داده‌اند، بلکه نماینده کسانى است که به او هم راى نداده‌اند و از آن بالاتر طبق اصل 84 قانون اساسى او در برابر تمام ملت مسئول است و در سوگند نمایندگى براساس اصل 67 تاکید شده است: «من در برابر قرآن مجید به خداى قادر متعال سوگند یاد مى‌کنم.... از ودیعه‌اى که ملت به ما سپرده به عنوان امینى عادل پاسدارى کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوا را رعایت کنم و ...»

همان طور که ملاحظه مى‌شود قانون اساسى او را به عنوان وکیل ملت مى‌شناسد. ممکن است نماینده‌اى از یک شهر کوچک با 30 هزار راى به مجلس راه یابد او چه طور مى‌تواند وکیل یک ملت 70 میلیونى باشد در حالى که حتى بخش عظیمى از مردم شهر او به او راى داده‌اند.

امین بودن، با تقوا بودن و صفت عدالت را کدام مردم باید در او احراز کنند؟! بدون شک مردم هیچ یک از شهرهاى ایران در این احراز صلاحیت شرکت ندارند. حتى بخشى از مردم شهر او هم در این احراز صلاحیت یا نظرى ندارند [به دلیل اینکه در انتخابات شرکت نمى‌کنند] یا اگر دارند نظر مخالف دارند. آقاى حجاریان آیا فکر مى‌کنند با این نظریه‌پردازى در مورد «احراز صلاحیت» حیثیتى براى دموکراسى باقى مى‌گذارند؟!

آیا به این فهم از احراز صلاحیت چیزى به نام اعمال «حاکمیت ملی» از طریق مجلس باقى مى‌ماند؟!

ما با آقاى سعید حجاریان در مورد اینکه عقد نمایندگى از نوع «وکالت» نیست موافقیم پیش از این هم آیت‌الله مهدوى کنى در یکى از سخنرانى‌هاى خود در جامعه اسلامى مهندسین به این مهم اشاره کرده بودند. اگر تعریف ایشان را بپذیریم و آن را «نوعى عقد مدرن»(2) بدانیم آیا مشکل حل مى‌شود؟ چطور مى‌شود نماینده‌اى با 30 هزار راى از شهرى که بخش عظیمى از مردم حوزه انتخابیه صلاحیت او را تائید نکرده‌اند و همچنین مردم دیگر شهرهاى ایران هم صلاحیت او را احراز نکرده‌اند، براساس «عقد مدرن» نماینده یک ملت 70 میلیونى باشد.

عقل عملى و نظرى حکم مى‌کند و حتى عقل مدرن هم آن را امضاء مى‌کند که یک نهادى متشکل از6 فقیه و 6 حقوقدان مسئولیت خطیر احراز صلاحیت نامزدها را به عهده گیرند و آنها به عنوان امناى ملت این وظیفه سنگین را از زمین بردارند.

مردمسالارى در هیچ کشورى بدون حساب و کتاب احراز صلاحیت‌ها پا نگرفته است. معلوم نیست با راه‌حل آقاى حجاریان براى احراز صلاحیت‌ها قبل از برگزارى انتخابات شاهد چه صحنه‌هایى باید باشیم. هجوم مردم به فرماندارى‌ها و فریاد عده‌اى که مى‌گویند فلانى صلاحیت ندارد و عده‌اى دیگر فریاد برمى‌آورند صلاحیت دارد، اگر کار به خون و خونریزى نکشد خیلى باید خدا را شکر کرد.

پى‌نوشتها:

1و 2 - مصاحبه سعید حجاریان با اعتماد 11/10/86

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات