حسین امیدى
مدتی است که یک سایت اینترنتی مدعی است، با انتشار اسناد پنتاگون، اطلاع رسانی کرده و افشاگری می کند. مسئولان سایت می گویند از طریق یک سرباز نظامی به هزاران سند محرمانه پنتاگون دست پیدا کرده اند که موضوعاتی مانند افغانستان و عراق و برخی کشورها و قدرت ها را در بر می گیرد.
معاون مسئول این سایت می گوید، اطلاعاتی که منتشر می شود، تا حدودی اصلاح شده و بنا به یک گزینش به اطلاع عموم می رسد و اقدام خود را مخالف پنتاگون نمی داند.
با مطرح شدن نام و اقدام ویکی لیکس، مقامات آمریکایی واکنش های خاصی بروز دادند. ابتدا آن را اقدامی خطرناک برای جان نیروهای آمریکایی و سپس آن را برای همکاران نیروهای آمریکایی یک تهدید تلقی کردند و نهایتاً آن را برای نیروهای آمریکایی چندان خطرناک ندانستند.
ویکی لیکس اسنادی در مورد افغانستان منتشر کرد و در آخرین اقدام خود که گفته می شود چهارصد هزار سند در مورد عراق است، اطلاعات دست چین شده ای را در سایت خود قرار داد.
در این اسناد به آماری در مورد تلفات عراقی ها در ایست و بازرسی های آمریکایی پرداخته شده و رقم یکصد هزار نفر را در مجموع 7 سال اشغال عراق تأیید می کند. سپس به شکنجه و اقدامات دستگاه های وابسته به حکومت و یا گروه های شیعی که موجب کشته شدن افرادی شده پرداخته و به شکلی ماهرانه مسئولان و یا برخی گروه های شیعه را متهم کرده است. در بخش دیگری از این اسناد در مورد عراق، به فعالیت هایی که ادعا می شود از سوی ایران و در جهت ناامنی و یا تشویق و تسلیح گروه های عراقی برای حمله به نیروهای آمریکایی است نیز پرداخته و ایران را متهم می کند.
از آنجا که ویکی لیکس با جنجال ماهرانه رسانه ای، جایی برای خود باز کرده و تلاش می کند با عنوان اطلاع رسانی، تصویری از برخی کشورها و یا عملکرد آنان ارائه دهد، قبل از ورود به محتوای این اسناد، سوالاتی مانند؛ این اسناد متعلق به کیست و چگونه به دست مسئولان ویکی لیکس افتاده و اگر اسنادی محرمانه و متعلق به پنتاگون هستند، چرا هیچ اقدام متناسب با آیین نامه های نظامی با آن صورت نمی پذیرد؟ محتوای این اسناد توسط چه کسانی تنظیم شده و از سوی ویکی لیکس با چه ضابطه ای اولویت بندی و انتخاب می شوند؟
چرا در اسناد افغانستان به کشتار بی هدف مردم و اقدامات غیراخلاقی نیروهای آمریکایی و مداخله آنان در حاکمیت و حکومت، ارتباط آنان با طالبان و مواد مخدر اشاره نمی شود؟ چرا این اسناد به بازی موش و گربه در تعقیب سران القاعده هیچ اشاره ای ندارد؟
در اسناد عراق هیچ بحثی از سلفی ها و تشکیلات القاعده عراق و مرتبط با سعودی ها در بین نیست؟ چرا به ارتباط مستمر مقامات و نیروهای آمریکایی در ارتباط با سران بعث نمی پردازد؟ چرا هیچ گزارشی در مورد بلاک واتر و بقیه شرکت های خصوصی امنیتی و اقدامات تروریستی، انفجارات و... وجود ندارد؟ چرا در این اسناد هیچ گزارشی در مورد مفقود شدن یک قطار مهمات که از اردن برای نیروهای ائتلاف اشغالگر می آمد و بنا به اعلام آمریکایی ها ربوده و مفقود شد!!، وجود ندارد؟ این اسناد چرا به فجایع و رسوایی های زندان ابوغریب اشاره ای نمی کند؟ چرا اسناد به ادعاهای اولیه آمریکا برای حمله به عراق و به دست نیامدن هیچ یک از بهانه ها نمی پردازد؟ چرا در اسناد منتشر شده هیچ اشاره ای در مورد نیروهای خارجی که از عربستان و اردن وارد عراق می شوند و یا اموال عربستان و پول رایج آنها که در خانه های تیمی بعثی و سلفی به دست آمده نمی پردازد؟ چرا اسناد منتشر شده آمار تلفات مردم عراق را کاهش داده و حداقل یک میلیون عراقی کشته شده را یکصد هزار نفر معرفی می کند؟ چرا اسناد به ترور مغزهای متفکر و دانشمندان اتمی عراق که توسط شبکه های تروریستی صهیونیستی ترور شدند، نمی پردازد؟
چرا در این اسناد درباره قتل عام هایی که در مناطق شیعی و با بمب گذاری های بعثی و سلفی و به ویژه در مناسبت های شیعی و طی سال های متمادی صورت گرفته هیچ گزارشی وجود ندارد؟ چرا در مورد انفجار در پارلمان عراق که با معاونت سفیر آمریکا در عراق انجام شد و یا انفجار مرقد دو امام معصوم در کاظمین که از تور امنیتی نیروهای آمریکایی عبور کرده اند، هیچ گزارشی وجود ندارد؟ اینها و ده ها سوال دیگر، هیچ پاسخی در اسناد ویکی لیکس ندارند و اگر گزارش های منطقه ای و اروپایی درست باشد، دست چین شدن اسناد با هبه و هدایای مالی دو کشور عربی حاشیه خلیج فارس متبرک شده اند.
حال تلاش می کنیم به برخی از سوالات و ماهیت این سایت تا حدودی پاسخ دهیم:
1- این اسناد بخشی از اسناد پنتاگون است که توسط مقامات میدانی و یا ستادی تهیه شده اند و در واقع تولید شده نظامیان آمریکایی هستند.
2- مفقود شدن و یا ربوده شدن یک برگ محرمانه در همه ارتش های جهان با پیگرد قضایی جدی روبه رو می شود و اینکه صدها هزار سند پنتاگون را یک سرباز و یا یک تیم حرفه ای هک کرده و یا ربوده باشند، هیچ تفاوتی به لحاظ پیگیری های قضایی نظامی ندارد. در حالی که کوچک ترین اقدام ضد امنیتی و یا سند مغایر منویات دستگاه های نظامی و امنیتی آمریکایی که به عنوان نمونه، انتشار تصاویر اجساد نیروهای آمریکایی در عراق و یا تصاویر مربوط به کشتن مردم بی گناه عراق با هلی کوپتر و یا تصاویر ضد اخلاقی در ابوغریب از سوی دستگاه های قضایی با جدیت دنبال شد ولی انتشار و یا ربوده شدن اسناد پنتاگون با مسامحه مواجه شده است، جای تأمل دارد.
3- این اسناد تلاش دارند با ذکر برخی واقعیت ها که برای کسب اعتماد افکار عمومی ضروری است، حجم جرایم و جنایات و فجایع نیروهای آمریکایی را در اشغال افغانستان و عراق کوچک کرده و ابعاد آن را بسیار محدودتر از واقعیت اصلی کنند.
4- این اسناد با پنهان کردن بسیاری از گزارش ها در مورد ایجاد فتنه مذهبی به گوشه ای از رویدادهای عراق با نگاه آمریکایی (پنتاگون) می پردازد تا بدین ترتیب و متناسب با شرایط سیاسی امروز در عراق به مهندسی رفتار و جایگاه و عملکرد بازیگران عراقی و غیرعراقی بپردازد.
هدفمندی گزارش ها و محتوای آن که اساساً توسط پنتاگون تهیه شده اند، برخی را متهم و برخی را در موضع مدعی و مظلوم قرار می دهد. جالب است که برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و یا علاوی خواستار رسیدگی به مفاد این گزارش ها هستند و دبیرکل سازمان ملل هم چشم خود را بر رویدادهای روزانه و نقض حقوق بشر و ارتکاب جنایات علیه بشریت در فلسطین و یمن و عراق و افغانستان توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی بسته است و حتی به حکم شورای حقوق بشر در مورد کاروان آزادی غزه و جنایاتی که در غزه توسط صهیونیست ها در جنگ 22 روزه به عمل آمد، پشت کرده و از آنچه در ویکی لیکس آمده، نگران است.
در واقع ویکی لیکس هم مانند برخی بیانیه های القاعده است که هر زمان آمریکا در محیط داخلی و یا در محیط اروپایی نیازمند یک توهم برای ارعاب افکار عمومی است، ظاهر می شود تا کاستی های سیاست خارجی و یا دیپلماسی و دستگاه های امنیتی آمریکا را جبران کند.
رسانه های جهانی هر روز به حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی که تعدادی از مردم عادی در پاکستان و یا برخی مناطق افغانستان را به خون می کشند، می پردازند و البته پس از چند روز مقامات آمریکایی به غیر عمد بودن آن اعتراف می کنند و ماجرا تمام می شود و هیچ کس نیز پیگیری نمی کند. تصاویر رفتار وحشی یک نظامی آمریکایی که در فلوجه خادم مسجد آن را به گلوله بست، همه جهان دیدند و کشتار فجیعی که در این شهر توسط نیروهای آمریکایی انجام گرفت از خاطرها نرفته ولی نه ویکی لیکس بدان پرداخت و نه دبیر کل سازمان ملل و نه حتی علاوی و دیگران در حاشیه خلیج فارس واکنش نشان ندادند.
5- هدف و کارکرد دیگر این اسناد جریان سازی است. در حالی که عراق در مسیر رها شدن از برخی مداخله گری ها و تأثیرگذاری آمریکا بر اراده سیاسی مردم و حکومت عراق است و در سطح منطقه نیز حنای آمریکا در حال رنگ باختن است، یک بار دیگر، آتش یک فتنه سیاسی و مذهبی می تواند برای آمریکا کارساز باشد تا در عراق زمینه همگرایی و همکاری را مسدود کند.
جریان سازی علیه مالکی و حکومت عراق، جریان سازی علیه گروه های شیعه، جریان سازی در سطح منطقه برای تحریک کشورهای عربی علیه حکومت عراق و یا حساس کردن کشورهای منطقه در مورد نقش ایران در عراق، کمترین هدف از انتشار این اسناد پنتاگون است.
6- بخش دیگری که تلاش می شود از طریق اطلاع رسانی ویکی لیکس در اذهان افکار عمومی جهانی ثبت شود این است که حقایق عراق و مشکل این کشور در همین اسنادی است که منتشر می شود و موضوعاتی مانند جنایات دستگاه های اطلاعاتی و نظامی آمریکا، شرکت های خصوصی امنیتی (بلاک واتر و ...) ، ارتباط مقامات آمریکایی با القاعده دست ساز در عراق که حتی رهبران القاعده در مورد آنها ابراز تردید کردند و ارتباط با بعثی ها و چگونگی تأمین سلاح و مهمات و پول برای آنها و نقش بندر بن سلطان، سلفی ها و عربستان در عراق و نقش امارات در جریان سازی و ناامنی در عراق که از طریق ارتباط با برخی عشایر سنی و شیعه و ارسال پول و سلاح انجام می گیرد و یا نقش اردن در حمایت از بعثی ها و خاندان صدام و دستگاه اطلاعاتی آن در تسهیل برنامه های آمریکایی در عراق و ده ها موضوع دیگر از اولویت و برجسته شدن در اسناد خارج می شوند.
این نحوه مستند سازی و فریبکاری اختصاص به عراق و افغانستان و ویکی لیکس ندارد و «تیری رودلارسن» که ناظر دبیرکل سازمان ملل در اجرای قطعنامه 1559 در لبنان است، هیچ گاه به تخلفات روزانه هواپیماهای اسرائیلی و یا شبکه گسترده جاسوسان آن که هر روز شکار می شوند و یا تعرضات مرزی صهیونیست ها به خاک لبنان و یا غارت ثروت نفتی و گاز در مرز با لبنان اشاره ای نمی کند ولی هر بار و متناسب با وضعیت رژیم صهیونیستی و نیاز آمریکا، مقاومت مردم لبنان را که از سرزمین خود در مقابل تجاوزات رژیم صهیونیستی دفاع می کنند به عنوان یک تخلف معرفی می کند و برای زمینه سازی های حقوقی و سیاسی، شرایط فعلی لبنان را خطرناک و تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی ارزیابی می کند. البته این درست است که منافع آمریکا و موقعیت آن و رژیم صهیونیستی هر روز در لبنان در تنگنای بیشتری قرار می گیرند ولی این شرایط از سوی لارسن به عنوان تهدید صلح و امنیت بین المللی تلقی می شود تا مقدمات و ابزار لازم در شورای امنیت در دست آمریکا قرار گیرد. وارونه جلوه دادن حقایق و ارائه تصویر ناقص و جابه جا کردن حجم جنایات نیروهای آمریکایی از طریق ویکی لیکس دنبال می شود و با جذاب سازی این سایت، تلاش می شود تا هر گونه استناد به رویدادهای عراق و افغانستان از طریق ویکی لیکس که همان اسناد پنتاگون است صورت پذیرد و واقعیت و حقایق اصلی پنهان بمانند.
در جنگ نرم، سایبری و فضای مجازی، اساس کار بر این است که هر کس بتواند روایت و تصویر خود را به عنوان حقیقت در ذهن افکار عمومی ثبت کند، آن تصویر و روایت اساس قضاوت است و می توان با این روایت دست به اقدامات بعدی زد، همانگونه که با حادثه 11 سپتامبر، همه جهان اسیر سیاست های آمریکا در روایت آن از این رویداد شدند.