صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۶  ، 
کد خبر : ۱۸۰۹۳۶

از ادعای جنگ با طالبان تا میز مذاکره!


على تتماج
15 اکتبر برابر بود با پایان نهمین سال لشکرکشی آمریکا به افغانستان. در اکتبر 2001 آمریکا به بهانه انتقام از عاملان حادثه 11 سپتامبر و مبارزه با تروریسم و با شعار آغاز جنگ های صلیبی به افغانستان لشکرکشی کرد. اکنون 9 سال از آن زمان می گذرد؛ در حالی که در کارنامه آمریکا می توان اموری چون کشتار صدها هزار غیرنظامی، ترویج فساد در افغانستان، تأسیس پایگاه های نظامی برای حضور بلندمدت، ناتوانی در برابر طالبان و آنچه تروریسم در افغانستان نامیده می شد، شکاف میان اعضای ناتو و تلاش آنها برای خروج از ائتلاف جنگ، تلاش های جدید برای سلطه نظامی بر پاکستان، استمرار بحران های امنیتی در غرب و سراسر جهان و... را مشاهده کرد.
افغانستان در حالی همچنان در اشغال به سر می برد که این روزها با تحولات جدیدی همراه است. در کنار مسائل امنیتی و سیاسی و عملکردهای اشغالگران، تحرکات کرزای، رئیس جمهور افغانستان و آمریکا برای مذاکره با طالبان از نکات قابل توجه در این حوزه است. در این چارچوب کرزای نشست بزرگ شورای ملی صلح را برگزار کرد.
در این نشست، سران قبایل و گروه ها، برگرفته از گروه های ملی و حتی طالبان به میزبانی حامد کرزای گردهم آمدند تا راهکاری برای برقراری ثبات و امنیت در افغانستان بیابند. بر اساس تصمیمات این شورا، برهان الدین ربانی که از جایگاه مردمی قابل توجهی برخوردار است به عنوان مسئول این شورا معرفی شد. (18/7/1389) نکته قابل توجه آنکه کرزای و آمریکا صراحتاً بر آغاز مذاکرات مستقل با طالبان اذعان کرده اند.
این رویداد مهم در حالی صورت گرفت که در قبال آن دیدگاه های متعددی مطرح است.
اولاً برخی ناظران سیاسی آن را ابتکار عملی از سوی کرزای و سران قبایل برای کاهش چالش های داخلی افغانستان دانسته که می تواند در تأمین امنیت و ثبات کشور موثر باشد.
آنها تأکید دارند، حضور نمایندگانی از اکثر قبایل از جمله طالبان موقعیتی ملی را برای بررسی شرایط کشور و اجرای طرح های مشترک برای مقابله با آ ن فراهم می سازد. امری که می تواند در کنار برقراری امنیت و آغاز روند بازسازی کشور، شرایط را برای خروج اشغالگران فراهم آورد. این اقدام مورد حمایت اکثریت مردم افغانستان است چرا که آن را گامی برای تأمین امنیت کشورشان می دانند. با توجه به انتقادهای شدید داخلی و نیز چالش های خارجی، کرزای برای تحکیم پایه های قدرت و نیز افغانیزه کردن روند تحولات همگرایی به سایر گروه ها را در دستور کار قرار داده است هر چند که همچنان برخی گروه ها با زیر سوال بردن مشروعیت دولت وی، از پیوستن به این روند خودداری می کنند.
ثانیاً برخی از ناظران سیاسی نیز این اقدام کرزای را نوعی تحرک به نیابت از نیروهای خارجی می دانند. پس از گذشت 10سال از اشغال افغانستان، نه تنها اهداف نیروهای خارجی محقق نشده بلکه هر روز با چالش های گسترده ای مواجه شده اند، چنانکه آنها در نهایت از مذاکره با طالبان سخن گفته اند. ناظران سیاسی تأکید دارند که شورای ملی صلح، گامی در جهت جداسازی بسیاری از قبایل و حتی بخشی از طالبان از گروه های معارض با نیروهای خارجی است که می تواند تکرارکننده سرنوشت شورای بیداری عراق در افغانستان باشد. حضور «پترائوس» که مجری طرح شورای بیداری عراق بوده در مقام فرماندهی نیروهای آمریکایی حاضر در افغانستان، این سناریو را بیش از پیش تقویت کرده است. آمریکا به نوعی تلاش دارد جنگ افغانستان به جنگ میان افغان ها مبدل شود در حالی که در نهایت نیروهای نظامی تشکل شده در افغانستان، به عنوان مجری طرح های آمریکا اقدام کرده و نقش واشنگتن در سایه قرار می گیرد. آمریکا تلاش دارد تا جنگ با طالبان را بومی ساخته تا در سایه آن از هزینه های مالی و انسانی خود کاسته و در نهایت بتواند به حداقل موفقیت هایی دست یابد. این عده از ناظران برگزاری نشست هایی میان مقامات پاکستان و افغانستان با مشارکت آمریکا در قبال طالبان را نشانه ای بر نقش نیروهای خارجی در تشکیل شورای صلح افغانستان می دانند.
این سناریو زمانی تقویت می شود که آمریکا از برخی مذاکرات مقدماتی با طالبان و نیز آمادگی برای خروج تعداد دیگری از اعضای طالبان از لیست تحریم های سازمان ملل خبر داده است. روند تحولات افغانستان نشان می دهد که آمریکا از یک سو دیگر توان ادامه جنگ را نداشته و برای فرار از باتلاق افغانستان جز مذاکره با طیف های مختلف و به نوعی تقسیم قدرت چاره ای در پیش روی ندارد. از سوی دیگر آمریکا، هر چند از خروج از افغانستان سخن می گوید، اما تلاش دارد، با ایجاد چند دستگی در افغانستان در حالی که نوعی ثبات را ایجاد کرده از مولفه تقابل های سیاسی برای حفظ موقعیت خود بهره برداری کند. در همین حال، رویکرد به طالبان افغانستانی می تواند ابزاری برای اعمال فشار بر پاکستان برای پذیرش خواسته های آمریکا از سوی اسلام آباد تلقی گردد.
به هر تقدیر، شورای ملی صلح افغانستان و گرایش کرزای به طالبان با هر عنوانی که شکل گرفته باشد، نمادی از تلاش افغان ها برای افغانیزه ساختن تحولات این کشور است که نشانه ای بر شکست های مکرر اشغالگران در اجرای اهداف شان در افغانستان و منطقه است. آنان که 10 سال پیش با ادعای مقابله با طالبان به اشغال افغانستان پرداختند اکنون نه تنها در این عرصه موفق نبوده اند، بلکه در نهایت به مذاکره با آنها روی آورده اند. امری که پیامدهای سنگینی برای آمریکا و ناتو در عرصه جهانی به همراه خواهد داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات