صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۶  ، 
کد خبر : ۱۸۰۹۳۸
نگاهی به اسطوره‌سازی در سینمای غرب

قهرمانان به نجات آمریکا می‌آیند


رضا فرخى
یکی از موضوعاتی که سینمای غرب همیشه به دنبال آن بوده، صادر کردن عناصر فرهنگی و هویتی خود به جوامع دیگر است. به نوعی که این صادرات مولفه ای در طول زمان، جایگزین عناصر فکری فرهنگ کشورهای دیگر شود و به تدریج بتواند به طور کلی آن فرهنگ را دستخوش تغییرات کند.
از همین رو، سوژه هایی که در این راستا به کار می رود هدفمند و کاملاً با برنامه ریزی انتخاب می شوند. به ویژه در ژانر فانتزی و تخیلی این رویه بیشتر به چشم می خورد. یکی از این مسائل اسطوره گرایی و حماسه سازی است که در این چند گاه اخیر روی این موضوع تمرکز زیادی هم شده که می توان آن را در فیلم های بسیاری مشاهده کرد. موضوع قابل توجه این است که تمام این اسطوره ها کاملاً غربی هستند؛ از جمله نوع لباس پوشیدن و رفتارهای آنها. اما نکته قابل توجه اینجاست که این اسطوره ها نه واقعیت دارند و نه حتی در حماسه های شاعران آمده. بلکه تنها ساخته و پرداخته ذهن تولیدکنندگان آن هاست که سعی دارند چنین اسطوره هایی را جزئی از نیروی آمریکا نشان دهند. به همین دلیل هم در نشان دادن این اسطوره های هالیوودی تا حد ممکن اغراق شده است. نمونه بارز تمام این مسائل را می توان در اولین فیلم «سوپرمن» به عینه مشاهده کرد. در این فیلم، شخصیت سوپرمن به عنوان یک اسطوره آمریکایی به تبهکاران و مهاجمان حمله می کرد و با دستگیر کردن آنها امنیت شهر را برقرار می ساخت. این فیلم در سال 1938 فروش خوبی کرد اما نکته قابل توجه، تأکید بیش از حد فیلم بر آمریکایی بودن شخصیت سوپرمن بود؛ شخصیتی که هیچ نقصی نداشت و کاملاً از هر خطایی مبرا بود و به همین دلیل مخاطب خود را وادار به همزاد پنداری می کرد. این موضوع در کشورهای شرقی هم صدق داشت، کشورهایی که خود در داشتن اسطوره های واقعی و حماسی چیزی کم نداشتند، اما جادوی برنامه ریزی شده سینمای غرب، آنها را به این امر تشویق کرد و به نوعی بعضی از آنها جذب قهرمان سازی های هالیوودی شدند.این رویه ادامه داشت تا اینکه در سال 2001 فیلم «مرد عنکبوتی» ساخته شد و اسطوره تصویری کاذب جدید آمریکا وارد پرده نقره ای شد. اسطوره ای که با تروریست های تهدیدکننده دنیای غرب مبارزه می کند و جهان را نجات می دهد.
حمایت از این فیلم، باعث شد تا قسمت های دوم و سوم آن هم ساخته شده و سوژه های یکسان آن به شکلی خاص در هر قسمت تکرار شود. اتفاقی که در فیلم هایی چون «هالک» و «انجمن نجیب زادگان عجیب» باز هم تکرار شد. در هر دو اینها، اسطوره ها افراد غول پیکری هستند که به تعبیر فیلم در راه های صحیح و مثبت تخریب می کنند.
اما اسطوره سازی منفی هم یکی از جریانات سینمای اسطوره ساز آمریکا بوده. فیلم های دراکولایی و خون آشامی، مانند «ملاقات با خون آشام» نمونه بارز این جریان است. در این فیلم ها، قابل باور و زیبا نشان دادن رذیلت های اخلاقی که اسطوره های منفی مرتکب می شدند، محور اصلی بوده است.
به ویژه در مجموعه فیلم های «بلید» که شخصیت اصلی فیلم نیمی خون آشام و نیمی انسان است و به نوعی این فیلم سعی دارد مانند فیلم های جدیدی مانند (new moon) خون آشام انسان نما را در ذهن بیننده پرورش دهد. می توان این نوع اسطوره ها را ادامه داستان های همیشگی کابالایی دانست که دست پرورده های یهود است.
به واقع بسیاری از روانشناسان بر این باورند که این نوع از اسطوره سازی در کنار اسطوره سازی های مثبت و کاذب هالیوودی به دنبال گسترش سلطه هژمونیک در بین کشورهای جهان، به ویژه در جوامع جهان سومی است. کشورهایی که اکثرشان دارای فرهنگی غنی هستند و خودشان اسطوره هایی واقعی دارند.
از سوی دیگر باید به این مسئله هم توجه کرد که این اسطوره سازی ها حربه ای برای قدرت نمایی آمریکا هستند، به گونه ای که حتی پس از دیدن آنها به مخاطبش این گونه القا می شود که این اسطوره خیالی، یا واقعیت است و یا در آینده به واقعیت تبدیل خواهد شد.
حتی رویکردهای جدیدتری هم در این زمینه از سوی غرب پیگیری شد، به گونه ای که به تدریج در کنار این اسطوره های تخیلی، شخصیت های عادی با مهارت های فوق العاده در انجام کارها تبدیل به اسطوره هایی در فیلم های هالیوود شدند. شخصیت های شکست ناپذیری که به هیچ وجه در جریان فیلم کشته نمی شوند. فیلم هایی مانند «تام رایدر» یا (resident Evile) را می توان از این دست دانست، چرا که در هر دوی آنها شخصیت اول داستان کشته نمی شود که تداعی کننده شخصیت نئو در فیلم «ماتریکس» هستند. در صحنه ای که در آن نئو از گلوله ها فرار می کند و در چند قدمی شلیک اسلحه با دست خود گلوله ها را نگه می دارد نقطه اوج قصه ای است که در آن منجی و اسطوره آمریکایی به هیچ وجه ممکن تسلیم نمی شود و به نوعی به مخاطب خود می گوید من هم مانند کشور خود شکست ناپذیرهستم تا شاید مخاطب در ذهن خود در مقابل این اسطوره های کاذب تسلیم شود.
از سوی دیگر سعی می شود سوپراستارهایی که در بعضی از این نقش ها تکرار می شوند به نوعی به تدریج به چهره هایی تبدیل شوند که مخاطبان همیشه با دیدن آنها به یاد صحنه های هیجان انگیز و اکشن آن فیلم ها بیفتند. این هم یکی از حربه های موثر در فریب مخاطب است. افرادی مانند سیلوراستالونه و یا آرنولد شوآتزینگر با سری فیلم های «ترمیناتور» از افرادی هستند که به دلیل تکرار در نقش های اکشن خاص به یک سوپر قهرمان زمینی تبدیل شده اند. به گونه ای که حتی کمپانی های ساخت بازی های رایانه ای هم از این موضوع بی نصیب نماندند و با ساخت بازی های فیلم های این بازیگران در بزرگنمایی بیشتر آنها نقش موثرتری بازی کردند.
به هر حال به نظر می رسد که به جز سری «بتمن» که ممکن است در آینده قسمت بعدی از آن ساخته شود اسطوره های فرازمینی هالیوودی در گیشه ها شکست خورده اند و به همین دلیل مدتی است هالیوود به دنبال ساخت فیلم هایی با اسطوره های انسانی شکست ناپذیر باشد. چرا که به باور آنها این اسطوره ها قابل باورتر و تأثیرگذارتر هستند، به ویژه برای مخاطبان امروز که نسبت به گذشته آگاهی نسبتاً بیشتری به جلوه های ویژه و سبک های تصویری دارند.
در صورت صحیح عمل کردن سینما و هنر ما این حربه سینمای غرب در افکار مردم کشورمان کمترین تأثیر را خواهد داشت. زیرا همه ما به خوبی می دانیم که فرهنگ غنی ما آنقدر مفاهیم و اسطوره های حقیقی دارد که می تواند انسان ها را به این اسطوره سازی های تخیلی و دروغین بی نیاز کند. به جز ادبیات فارسی که با کتاب هایی مانند شاهنامه فردوسی پر از اسطوره هایی از جنس ایرانی و شرقی است، دفاع مقدس ما خود به تنهایی اسطوره هایی تکرار نشدنی را متبلور نموده است که در میدان جنگ بسیاری از کارهایی را که اسطوره‌های دروغین غربی حتی در فیلم های خود قادر به نشان دادن آن هم نیستند انجام داده اند. تنها کافی است که اهل هنر در جامعه ما ببینند و بیندیشند، آنگاه خواهند دید که سوژه های عینی و واقعی بسیاری در این زمینه وجود دارد که می توان با پرداختن به آنها در مقابل خیال پردازی های غیر انسانی غرب حرفی برای گفتن داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات