صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۸  ، 
کد خبر : ۱۸۰۹۳۹

ابهام در مدیریت تصرف سفارت آمریکا در تهران


شعیب بهمن
سیزدهم آبان سال 1358، جمعی از دانشجویان مسلمان در یک اقدام انقلابی سفارت آمریکا در تهران را به تصرف خود در آوردند.
شواهد و قرائن و اسناد بدست آمده نشان داد که سفارت به جای فعالیت دیپلماتیک به امر جاسوسی و توطئه علیه انقلاب مشغول بوده است. هنگام ورود دانشجویان به سفارتخانه، عناصر داخل سفارت، اقدام به خرد کردن اسناد و نابودی آنان کردند. براساس همین رفتارها و عملکردها بود که امام راحل طی سخنانی آنجا را، جاسوس خانه، یا لانه جاسوسی نامیدند و فرمودند: «اینها یک مرکز توطئه و مرکز جاسوسی در مملکت قرار دادند. سفارتخانه ها حق ندارند که تفنگدار وارد کنند و اینها تفنگدارها در آنجا داشتند. اسلحه ها در آنجا داشتند، سفارتخانه ها حق ندارند که جاسوسی کنند، توطئه کنند و اینها جاسوسی می کردند...»
امام راحل همچنین این اقدام انقلابی دانشجویان را به انقلاب دوم تعبیر کردند و به مسئولان تأکید کردند «حالا که این لانه فساد کشف شده است خیلی چیزها برای ملت ما باید کشف بشود.»
بر مبنای فرامین امام راحل گروگان ها که در واقع جاسوس و توطئه گر بودند به مدت 444 روز در ایران نگهداری شدند و هر چندگاه نیز پرده ابهامی از ماجرا کنار زده می شد و برخی از اسناد را افشا می کردند و در کل مطالبات دانشجویان مورد تأیید مردم و رهبر انقلاب بود و آمریکایی ها و غرب در موضع انفعال قرار داشتند.
در این ماجرا از همان ابتدا و شروع کار ابهام و سوالات و شبهات ابهام انگیز زیادی در خصوص برنامه ریزی و مدیریت این مرکز اطلاعاتی و جاسوسی مطرح بود که برحسب ضرورت انقلاب به سکوت گذشت و هر زمان به جلو می آمد درباره آن سخن گفته نشد و نکات مبهم در این رابطه همچنان بر قوت خود باقی ماند که هنوز هم روشن نشده است. یکی از مهم ترین این ابهامات، مربوط به نقش سیدمحمد موسوی خوئینی ها می باشد که دانشجویان او را به عنوان نماینده امام مورد اتکا عملکرد خود قرار داده بودند و در سه ماهه اول تسخیر لانه، هرگز از مدیریت ابهام انگیز وی سخنی گفته نشده است.
اکنون پیش از 30 سال از آن روزگار می گذرد جا دارد که این موضوع به بحث گذاشته شود تا زوایای تاریک آن روشن گردد که در اینجا مهمترین محورهای آن ذیلاً ارائه می گردد.
1- اولین نکته ابهام این است که چرا این حرکت بدون اذن و اجازه امام انجام شده است. علی الظاهر امام انقلاب را در عمل واقع شده قرار داده اند با وجود اینکه موسوی خوئینی ها حکم نمایندگی امام را دارا نبوده اند. طبق اسناد حضرت امام در 21 تیر ماه 1358 طی حکمی خطاب به موسوی خوئینی ها نوشته اند:«جناب عالی تشریف ببرید در سازمان رادیو و تلویزیون با همکاری جناب قطب زاده امور برنامه های آنجا را تنظیم کنید که موجب شکایت مردم نباشد.»
با توجه به اینکه خوئینی ها در رابطه با عملکرد خود در این سازمان هیچ گزارشی ارائه نداده است ولی در مصاحبه ای چنین اظهار داشته است که: «سه نفر از برادران دانشجو... طبق قرار قبلی به محل کار بنده در جام جم آمدند. ابتدا گفت وگوی کوتاه درباره اوضاع جاری کشور و عملکرد دولت موقت و بازتاب منفی آن در جامعه خصوصاً در میان نیروهای انقلابی درگرفت... وقتی نظر بنده را درخصوص طرح جویا شدند، من نظر مثبت خود را اعلام کردم، پرسیدند: به نظر شما حضرت امام با چنین اقدامی موافق خواهد بود یا نه؟ من پس از تحلیل کوتاهی چنین نتیجه گرفتم، ایشان قطعاً موافق خواهند بود. آن برادران از من خواستند که به قم بروم و طرح آنها را با حضرت امام در میان بگذارم و نظر ایشان را هم بخواهم و چنانچه امام موافقت کردند، اقدام شود، اما من با این کار مخالفت کردم و دلائل خودم را نیز توضیح دادم، برادران نیز قانع شدند، تصمیم گرفته شد که پس از تصرف لانه بلافاصله به اطلاع حضرت امام برسانیم و چنانچه مخالفت کردند به سرعت محل را ترک کنیم...! این سبک و روش عملکرد در برابر ولی فقیه، رهبر انقلاب و بنیانگذار نظام حکایت از چه موضوعی می کند، آیا رضایت امام و در جریان قرار گرفتن ایشان برای چنین اقدامی لازم نبوده است؟
2- این اقدام در حالی صورت گرفت که دانشجویان توجیه شده بودند که حتماً امام را در جریان کار قرار خواهند داد. خانم معصومه ابتکار در این رابطه نوشته است: «به هر حال مقرر شد که حتماً امام خمینی را محرمانه از این برنامه مطلع کنیم و برای این کار، آقای موسوی خوئینی ها از علمای نزدیک به امام نامزد شد... بعد از اشغال سفارت بود که متوجه شدیم آقای خوئینی ها نتوانسته اند به امام اطلاع دهند، در حالی که سفارت تصرف شده بود و مردم پرشور انقلابی در اطراف سفارت با حیرت و تعجب مانده بودند و وضعیت اصلاً روشن نبود. از طرفی با توجه به اینکه در اوایل پیروزی انقلاب یک بار چنین اقدامی توسط گروهک های مارکسیستی انجام شده بود که توسط امام و دولت محکوم گردیده بود، لذا نگرانی و اضطراب در بین دانشجویان حاکم بود و همواره سوالات ابهام انگیز پشت سر هم مطرح می شد. ابراهیم اصغرزاده (به عنوان سخنگوی وقت دانشجویان بود) در نشستی به اوضاع آن روزها اشاره می کند و می گوید: «در این گیر و دار هنوز موسوی خوئینی ها نرسیده بود. یعنی با این که ما تلفن زده بودیم و لحظه تهاجم را به ایشان گفتیم و تأکید شد که خودشان را برسانند، هنوز در لحظات اولیه نرسیده بودند و برای ما مشکل بود کنترل این جو ... خیلی دنبال این بودیم که آقای موسوی خوئینی ها خودشان را برسانند. بعد از اینکه آقای موسوی خوئینی ها آمدند جلو درب لانه جاسوسی و وارد شدند جو بیرون آرام شد...»
موسوی خوئینی ها علت تأخیر را وجود ترافیک در مسیر راه توجیه می کند و هنگام حضور در سفارت با دفتر امام در قم تماس می گیرد و مختصری از اصل طرح و مراحل انجام شده را برای مرحوم حاج احمد آقا خمینی توضیح می دهد و سپس از او می خواهد که امام راحل را در جریان قرار دهد و به امام اطمینان بدهد که کسانی که اقدام به تصرف سفارت کرده اند «تابع دستور امام و مقلد امام هستند و اگر نسبت به اصل کار مخالفت دارند ما منتظر جوابیم.» مرحوم حاج احمد آقا طی تماس تلفنی پاسخ می دهند که: «امام فرمودند بچه ها نگران نباشند جای بسیار خوبی را گرفته اند و حالا نکند یک وقتی ول کنند بیایند بیرون.»
3- با نگاهی به اولین اطلاعیه های دانشجویان نشان می دهد که هیچ یک مرتبط با امام (ره) دیده نمی شود و دانشجویان سعی نموده اند رئیس وقت مجلس خبرگان آقای منتظری را در جریان قرار دهند. طبق اظهارات دانشجویان در مصاحبه های مختلف اظهار داشته اند که «قرار بود که 48 ساعت فقط گروگان گیری شود و مطالبات را اعلام کنیم. بعد هم رها کنیم. موضعگیری حضرت امام موجب گردید که مقاومت گردد.» بنابراین اسناد مشخص می کند که از هنگام طرح و اجرای تصرف و پس از آن، حضرت امام در جریان کار نبوده اند ولی از زمانی که در جریان کار قرار گرفتند محکم پای کار ایستادند و مسئولیت ها را عهده دار شدند و سیر جریان را مدیریت کردند و به آمریکایی ها پاسخ دادند که ما مرد جنگیم، ما مرد مبارزه هستیم. نکته قابل توجه اینکه در این قضایا که آقای موسوی خوئینی ها بدون اطلاع امام دانشجویان را وارد عمل می کند، هیچ موردی از هدایت و کنترل و برنامه ریزی براساس فرامین امام راحل دیده نمی شود. امام راحل تأکید کردند که «خیلی چیزها برای ملت ما باید کشف بشود.» حال این سوال پیش می آید که این خواست امام به کجا انجامید؟ این سوال و شبهه وجود دارد که خوئینی ها چرا اداره و کنترل کار برخورد با آمریکایی ها را رها کرد و اقدام به روشنگری نکرد و در این رابطه، چرا پس از سی سال هیچ آثاری در این زمینه ارائه نداد.
نکته جالب در تسخیر لانه جاسوسی در این است که: آقای خوئینی ها در همه جا، به عنوان نماینده امام در تسخیر لانه ظاهر می شدند در حالیکه در این رابطه چه به صورت کتبی و چه شفاهی هیچ جمله ای از طرف امام راحل دیده نشده است. به نظر می رسد که آقای موسوی خوئینی ها ابهامات بسیار فراوانی در این رابطه بر جای گذاشتند که هنوز هم زوایای تاریک زیادی درباره آن وجود دارد که باید از سوی ایشان پاسخ داده می شد.
4- برخی اسناد لانه جاسوسی بعدها در منزل عباس عبدی کشف شد! او کسی است که نزدیک به موسوی خوئینی ها بوده است. عبدی بعدها مشخص شد که با برخی از جاسوسان آمریکایی در تعامل و مذاکره بوده است و برای آمریکایی ها تحت عنوان نظرسنجی موسسه آینده، اقدام به بررسی نظرات مردم ایران در مورد دولت آمریکا و نگاه مردم ایران به نهادهای نظامی- امنیتی : سیاسی ایران و ... را انجام داده است، وی در اواخر سال 18 به همراه «قاضیان» دستگیر و محاکمه شد که خوئینی ها در حمایت از آنها نامه ای به رئیس دادگستری وقت نوشته و اعتراض می کند که چرا این دو نفر بازداشت شده اند؟
آقای خوئینی ها پس از اشغال لانه جاسوسی با استفاده از این موضوع، پست های بسیار مناسبی برای خود کسب کرد، پست هایی چون نماینده مجلس، نائب رئیس مجلس، دادستان کل کشور، مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری. وی هیچگاه ابهامات و مسائل تسخیر لانه جاسوسی را برای آیندگان روش نکرد که جای تأمل بسیار دارد.
5- پس از رحلت امام راحل حداقل کاری که موسوی خوئینی ها می توانست انجام دهد، همین مقطع 444 روز، خاطرات دانشجویان پیرو خط امام بود که باید ثبت و ضبط می شد که انجام نگرفت. با وجود اینکه وی در این مقطع، هیچ مسئولیت اجرایی و مشغله ای نداشت و فقط روزنامه «اسلام» را اداره می کرد، حتی از طریق همین روزنامه هم می توانست موضوع را دنبال کرده و به سوالات و شبهات و ابهامات موجود در این زمینه پاسخگویی کند که متأسفانه نکرد. پذیرفتنی نیست و با هیچ توجیهی نمی شود پذیرفت این دستاورد بزرگ انقلاب هنوز نکات تاریک داشته باشد. اکنون سی ویکمین سالروز آن حماسه بزرگ را پشت سر می گذاریم ولی جای یک گزارش جامع و قابل عرضه به جهان معاصر خالی است.
در پایان همه دستگاه های رسانه ای، قضایی، فرهنگی، تاریخی، سیاسی ، امنیتی، اطلاعاتی به تأسی از روحیه انقلاب رهبر معظم انقلاب اهتمام مضاعف بکار گیرند و خسارت های وارده ناشی از مدیریت ابهام انگیز گذشته را جبران کنند تا شاید پرده از زوایای ابهام انگیز کنار رفته و زوایای پنهان این حرکت بزرگ نمایان شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات