صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۹  ، 
کد خبر : ۱۸۰۹۴۰

ایماژیسم؛ تصویرسازی مبهم از واقعیت

شهاب زمانى مقدمه: چند شماره ای است که این ستون در سیر بررسی مکاتب فکری - فلسفی غرب، به مطالعه اجمالی برخی از مکاتب ادبی غرب می پردازد. شاید دلیل این امر ارتباطی است که ادبیات و شعر و به طور کلی هنر بریده از معنویت و تجلی الهی در غرب با فلسفه دارد و ما ناگزیر از بررسی برخی از این مکاتب جهت آشنایی خوانندگان عزیز با روح کلی اندیشه، هنر، فکر و فلسفه غربی هستیم. در شماره گذشته پس از بررسی مکتب ادبی سمبولیسم گفتیم در ادامه آن مکاتب دیگری چون ایماژیسم و سوررئالیسم به وجود آمد. حال به بررسی مختصر مکتب ادبی ایماژیسم در شعر می پردازیم.

همان طور که می دانید شعر دارای مولفه های متعددی است و عناصری که شعر را به وجود می آورند چه در ساز و کارهای بیرونی و چه در ساز و کارهای درونی به عناصر متعددی وابسته اند که یکی از آنها ایماژ یا همان (image) به مفهوم تصویر است. تصویر در باب تفعیل از ریشه «ص و ر» است. یعنی صورت، یعنی تصور و صورت نگاری. تصویر به معنای صورت دادن و شکل دادن است و تصور تکثیر همین صورت است. شاعر به کمک کلمات می تواند مفاهیم صوری را از بیرون به روی صفحه کاغذ بیاورد. پس تصویرسازی یعنی اینکه شاعر بتواند با کمک کلمات و واژه ها تصویرهای مورد نظر خودش را چه به طور عینی و دقیق، چه به طور فرا واقعیتی منتقل کند.
چرایی پیدایش مکتب تصویرگرایی
ایماژیسم(Imagism) به معنای تصویرگرایی در اوایل قرن بیستم و در اعتراض به مکاتب ادبی حاکم بر سنت فکری - فلسفی غرب از جمله رومانتیسم به وجود آمد. گروهی از شاعران انگلیسی و آمریکایی تحت تأثیر مکتب سمبولیسم فرانسه مکتبی را در لندن بنا نهادند که در سال 1912 «ازرا پاوند» 1972 ـ 1885 آن را ایماژیسم نامید. او که شاعری آمریکایی ساکن لندن بود به همراه «تی. اس. الیوت» از پیشگامان و بنیانگذاران اندیشه ایماژیسم محسوب می شوند و تامس ارنست هیوم به عنوان تئوریسین و نظریه پرداز این مکتب بر افکار و عقاید الیوت و دیگر ایماژیست ها بسیار تأثیر گذاشت.
ایماژیست ها (تصویرگرایان) که بیزار از قالب ها و سبک های شعری قدیم بودند و با ادبیات و شعر رمانتیک، اشعار ویکتوریایی و شاعران «جورجین» به شدت مخالفت می کردند، به دنبال شیوه و سبکی جدید در شعر می گشتند تا خود را از قید و بندها، عادات و کلیشه های ادبیات و به ویژه شعر گذشته آزاد کنند تا با زبانی نو، افکار و احساسات شاعرانه خود را در ارتباط با این جهان ناپایدار و غیر قابل اطمینان بیان کنند.
بیان تصویرات ذهنی با بازی واژه ها، استفاده از زبان محاوره ای، رفتن به سرزمین های ناشناخته خیال و افسانه، استحاله در شکل و قالب شعر سمبولیست و هضم و استحکام بیان آن، به تدریج به نهضت ایماژیست های انگلستان رونق بخشید. آنان نگاهی نو به شعر داشتند و می خواستند با نوجویی و نوگرایی تحولی در شعر ایجاد کنند و تعریفی جدید برای آن ارائه دهند. به عنوان مثال هیوم با افکاری کلاسیک، شعر را به هنر «مجسمه سازی» تشبیه می کند و الیوت با الهام گرفتن از «تئوفیل گوتیه» می گوید: «شاعر باید با خلق تصاویر و تشبیه های نو و بدیع از ویژگی خلاقه زبان استفاده کند و زبان و در پی آن ادبیات را به جلو ببرد.»
در واقع ایماژیسم (تصویرگرایی) بیش از آنکه یک مکتب ادبی باشد مرحله ای گذرا در شعر بود که توانست زمینه را برای تحول شعر بعد از خود فراهم کند. پیروان این جریان ادبی تا حد زیادی پایه های اولیه «شعر آزاد» را بنا نهادند.
عقاید ایماژیست‌ها:
شعر آزاد:

تصویرگرایان طرفدار و مدافع «شعر آزاد» بودند. چون به اعتقاد آنان در این نوع شعر، دست شاعر برای ابتکار عمل و خلاقیت باز است و شاعر راحت تر می تواند احساسات درونی خود را بیان کند.
ایماژیست ها عقیده داشتند که باید به همه عادات قبلی پشت پا زد و شیوه ای نو آفرید، با بیانی تازه و زبانی تازه با بدعتی تازه شعری تازه سرود، شعری که در هذیان واژه ها گرفتار است، باید آهنگدار و اندیشمند هم باشد و تصویر و معنای روشن و صریحی را هم نمادین کند.
شعر نتیجه احساس و عواطف نیست، محصول تجربه است، باید در زندگی جمال و جلال را ببیند و تصویرهای ذهنی را پیش از آنکه شکل بگیرند از جا کنده، به زبان آورد. شعر باید محصول تجربه، فلسفه زندگی، خیال و مذهب و زیبایی باشد، با کلامی خوش آهنگ سروده شود، تمرکز جوهره اصلی شعر است و نباید سست و مبهم باشد. شاید به دلیل همین اعتقاد در مورد تأثیرگذاری مذهب در شعر است که تی اس الیوت برنده جایزه ادبی نوبل 1948 در خصوص مذهب می گوید: «بشریت بدون مذهب بی معناست.»
تصویرسازی:
پیروان این جریان ادبی مضامین ساده را با تصویرسازی به نظم در می آوردند. آنان به وسیله ایماژ یا تصویر به هر چیز مبهم حسی یا ذهنی، واقعیت خارجی می دادند.
بیانی صریح و روشن:
ایماژیست ها معتقد به مختصر و مفید گویی بودند. از نظر شاعران این مکتب باید در به کار بردن کلمات خسیس و صرفه جو بود. آنان می گفتند که باید همانطور که بدون استفاده از کلمات حاشیه ای و اضافی فکر می کنیم، حرف بزنیم و بنویسیم تا با بیانی صریح و روشن به اندیشه ناب خالص دست پیدا کنیم.
سمبول:
از نظر تصویرگرایان از آنجایی که هر شیء به طور طبیعی سمبول و نماد است بنابراین برای اشاره به آن باید به طور مستقیم خود آن شیء را بیان کرد و تشبیه، کنایه و استعاره را بکار برد.
اهمیت دادن به وزن و آهنگ شعر:
ایماژیست ها در وهله اول به ریتم و وزن شعر تأکید می کردند. آنان سعی داشتند تا حد امکان شعر را به موسیقی نزدیک کنند و سپس به موضوع شعر می پرداختند که این عقیده آنان متأثر از عقاید مکتب سمبولیسم فرانسه بود. مجموعه شعر «آئینه های وهم» (Mirrors of illusion) اثر «ادوارد استورر» از جمله آثاری است که با اندیشه ایماژیستی سروده شده است.
اثر دیگر ایماژیست ها با نام «چند شاعر ایماژیست» (Some imagist poets) اثر «آلدینگتون» و «خانم امی لوئل» در سه جلد در سال های 1915 ،1916 و 1917 منتشر شد که در واقع مقدمه ای را که آلدینگتون بر جلد اول این کتاب در سال 1915 نوشته بود، مرامنامه و بیانیه ایماژیست ها محسوب می شود.
و همچنین مجموعه «چند نفی» (A few Donاts) و مقالات ادبی «ازرا پاوند» با نام «بازنگری» (A Retrospect) از جمله آثاری است که بیانگر نظریات، عقاید و سبک نگارش ایماژیست ها است. ایماژیسم تلاشی بود برای تجدید حیات شعر و ارزش های آن که بنا به عقیده ازرا پاوند 1885 1972م) شاعر آمریکایی، با زبان سست و ساختار انتزاعی خود در اوایل قرن بیستم به کلی ماهیت خود را از دست داده بود.
بدین ترتیب ایماژیست ها کوششی برای تجدید حیات زبان شعر و مواد آن، یعنی کلمه و تصویر خیال به عمل آوردند و کوشش های آنها بیشتر جنبه قیام برضد قراردادهای موجود در آن دوره را داشت.
ایماژیست ها، آثار خود را در نشریاتی که در شیکاگو و لندن، زیر نظر ازرا پاوند و ریچارد آلدینگتون (1892-1962م) شاعر انگلیسی منتشر می شد، چاپ می کردند. ازرا پاوند پس از مدتی از این مکتب کناره گرفت و امی لوئل (1874-1925م) شاعره آمریکایی، کار او را دنبال کرد و سه مجموعه به نام چند شاعر ایماژیست در فاصله سال های (1914-1917) منتشر کرد. «جان گولد فلچر»، «هیلدا دولتیل»، «ویلیام کارلوس ویلیامز»، «اف.اس. فلینت» و «د.اچ.لارنس» انگلیسی از جمله شاعران معروف ایماژیست هستند.
دوره رواج ایماژیسم بسیار محدود بود. از این جهت نمی توان آن را نهضتی کامل به شمار آورد، اما تقریباً تمامی شاعران مهم آمریکا و اروپا از اوایل قرن بیستم تاکنون از قبیل تی.اس. الیوت (1888-1965م) شاعر آمریکایی تبار انگلیسی، «ویلیام باتلریتیس» (1865-1939م) شاعر ایرلندی و «والاس استونز» (1879-1955م) و «کارل سندبرگ» (1878- 1967م) شاعران آمریکایی تحت تأثیر تجربیات ایماژیست ها بوده اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات