بنبست جاری لبنان بر سر انتخاب رئیس جمهور جدید لبنان توسط پارلمان روز چهارشنبه گذشته و پس از آن که اعضای پارلمان برگزاری نشست فوقالعاده برای انتخاب جانشین امیل لحود، رئیس جمهور پیشین را که دوره زمامداریاش در ماه نوامبر پایان یافت برای یازدهمین بار متوالی به تعویق انداختند وارد مرحله جدیدی شد.
چند دستگی به وجود آمده در لبنان از سوی کشورهایی که هر یک ادعا دارند که لبنان در معرض فشارهای خارجی غیرقابل قبول است به بهترین شکل ممکن ترسیم شده است.
آخرین قدرتی که قدم به این میدان گذاشته فرانسه است. نیکلا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه که دیپلماتهای دولتش از مدتها قبل به دنبال میانجیگری بین دولت فواد سنیوره، نخستوزیر و جنبش حزبالله به رهبری سید حسن نصرالله بودهاند هفته گذشته روابط خود با سوریه را به حال تعلیق درآورد.
استدلال سارکوزی برای اتخاذ این تصمیم این بود که سوریها به مداخله خود در روند سیاسی لبنان ادامه میدهند. نگرانیای که در لحن گفتار سارکوزی موج میزد انعکاس دهنده سخنان ماه گذشته بوش بود که در آن تاکید کرد واشنگتن از مداخله سوریها در امور لبنان به تنگ آمده است.
آنچه به نظر میرسد این دو از آن غافل ماندهاند این که مداخله دقیقا همان کاری است که خود آنها با اظهارات و اقداماتشان در حال انجامش هستند. واقعیت تلخ در تحولات لبنان این است که هیچ کشوری، چه سوریه باشد، چه ایالات متحده و چه فرانسه محق به مداخله در امور داخلی لبنان نیست.
موضع فرانسه از آنجا قابل توجه است که این کشور به عنوان مستعمرهداری که در گذشته سوریه و لبنان را تحت اشغال خود داشته در اقدامات اخیر خود گرایشاتی امپریالیستی را دنبال میکند. تلاش بدوی پاریس برای میانجیگری بین سیاستمداران لبنان اقدامی نمادین و به نوعی ظاهرسازی بود.
وقتی فرانسه تصمیم گرفت دامنه تلاشهای دیپلماتیک خود را به سوریه گسترش دهد در واقع این گونه به نظر میآمد که قدرتهای خارجی یک بار دیگر به دنبال واداشتن لبنان به پیروی از دیدگاههای خود هستند.
درست است که شکافی عمیق بین سیاسیون لبنان به وجود آمد اما دقیقا به همین دلیل آنها باید براساس مطالبات کسانی که حامی آنها هستند و به آنان رای دادهاند، عمل کنند. حتی یک لبنانی هم وجود ندارد که رای خود را به نفع فلج سیاسی کشور به صندوق ریخته باشد و از امتناع لجوجانه یک گروه از مذاکره برای یافتن راهحلی پایدار حمایت کند. همه در لبنان بهایی که در نهایت برای ناکامی در دستیابی به راهی میانه پرداخت خواهد شد را میدانند.
فقط آنارشیستهای ضد ملت و صهیونیستها هستند که خواستار رجعت لبنان به سوی خشونت داخلی بهسان آنچه لبنانیها برای ربع قرن شاهدش بودند، هستند. آنچه لبنان میخواهد حمایت غیرجانبدارانه بینالمللی از روند مذاکرات سیاسی در این کشور با هدف بازسازی و احیای فضای سیاسی مبتنی بر گفتوگو است. قانونگذاران لبنانی باید این واقعیت را بپذیرند که جز در برابر آنانی که به آنها رای دادهاند در برابر کس دیگری مسوولیت ندارند. لبنانی میتواند با لبنانی کنار بیاید و چنانچه سیاستمداران کشور به عنوان نمایندگان ملت لبنان و نه عروسک خیمه شببازی دولتهای خارجی عمل کنند این مهم دست یافتنی است.