صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۸۶ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۱۸۲۱۹

هلال محرم/ رضا گرمابدری

محرم سال 1429 هجری قمری است یعنی از محرم سال 61 هجری قمری درست 1368 سال می گذرد، سال هاست که حرکت این کاروان را از صدای زنگ های آن متوجه نمی شویم. در این سال ها خبر حرکت کاروان را نوجوانان و جوانانی می دهند که از چند روز مانده به محرم شروع به سیاه پوش کردن مساجد، منازل و حسینیه ها می کنند.

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنان خیرخواهانی چون، ابن عباس، ام سلمه، ابن عمر، محمدحنفیه و... حسین(ع) را از تصمیمش منصرف نساخت، زیرا او از چیزی آگاه بود که دیگران از آن بی اطلاع بودند. حسین(ع) به فکر عزیمت برای انجام ماموریت الهی خود بود. در شب هشتم ذیحجه سال 06 در میان اصحاب و یاران خطبه ای خواند و سپیده دم با به صدا درآمدن زنگ شتران کاروان حسین(ع) راه عراق را در پیش گرفت تا با اجابت دعوت هزاران کوفی که برای وی نامه نوشته بودند و با مسلم نماینده او بیعت کرده بودند و از او خواسته بودند تا به عنوان امیر و امامشان به کوفه رود زمینه های بازپس گیری منصب غصب شده توسط یزید ملعون را فراهم آورد.

کاروان منازل بین راه را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاشت: بوستان ابن عامر، تنعیم، صفاح، عقیق، ذات عرق، مغیثه، نقره، سمیراء، حاجر، زباله، قاع، عقبه و... تا اینکه در دوم محرم سال 61 قدم به سرزمین کربلا گذاشت.

مسائل پیش آمده در مسیر کم نبودند، اما در میان این مسائل عدیده موردی است که از هر منظری نگریسته شود اصرار بر آن دارد که بر یکی از برجسته ترین صفات این کاروان یعنی مظلومیت شهادت دهد. این مورد در منزل قصر بنی مقاتل رخ داد، آنجایی که امام حسین(ع) با عبیدالله بن حر جعفی مواجه شد و از وی طلب یاری کرد اما وی بهانه آورد و بعدها پشیمان شد و تا آخر عمر در حسرت این دعوت اجابت نشده ماند. عبیدالله بعدها داستان مواجه حضرت(ع) با خودش را بارها بیان کرد. فرازی از این بیان شاهد مظلومیت «کاروان مظلوم» است.

عبیدالله نقل می کند: در عمرم برای هیچ کس دلم نسوخت آنچنان که برای حسین(ع) رقت کردم هنگامی که دیدم حسین(ع) راه می رود و اطفالش در اطرافش در حرکتند.

محرم سال 1429 هجری قمری است یعنی از محرم سال 61 هجری قمری درست 1368 سال می گذرد، سال هاست که حرکت این کاروان را از صدای زنگ های آن متوجه نمی شویم. در این سال ها خبر حرکت کاروان را نوجوانان و جوانانی می دهند که از چند روز مانده به محرم شروع به سیاه پوش کردن مساجد، منازل و حسینیه ها می کنند. این نوجوانان و جوانان که در شب اول محرم همه مردم ایران به آنها می پیوندند، خود را اهل این کاروان می دانند و قرن ها است کسانی که پسر رسول خدا(ص) را در منزل زباله رها کردند و رفتند سرزنش می کنند، اینها عاشقانی هستند که با درس گرفتن از مکتب حسین اجازه ندادند یاد حماسه آفرینان این کاروان در دل تاریخ به فراموشی سپرده شود. آنها با ثابت قدم ماندن در راه حسین(ع) نام خود را به عنوان یاران راستین حسین(ع) در تاریخ ثبت کردند.

عبیدالله بن جعفر جعفی پس از سلب توفیق از حضور در بین یاران حسین(ع) و جا ماندن از قافله نور اشعاری سرود که در یکی از ابیاتش پیام بزرگی به اعصار و افراد نهفته است آنجا که گفته:

لقد فاز الاولی نصروا حسینا     و خاب الاخرون ذوو النفاق

آنهایی رستگار شدند که حسین را یاری کردند ولی دیگران به دلیل وجود نفاق در وجودشان زیانکار شدند.

مطلب به پایان رسید اما می دانم این بیان عبیدالله هیچ گاه جان شیعه را رها نمی کند آنجا که گفت:در عمرم برای هیچ کس دلم نسوخت آنچنان که برای حسین(ع) رقت کردم هنگامی که دیدم حسین راه می رود و اطفالش در اطرافش در حرکتند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات