به نظر مى آید که در میان موضعگیرى هاى متعدد سارکوزى نگاه او به کاخ سفید مهم ترین اتفاق در دیپلماسى فرانسه است. چه تحلیلى از این موضوع دارید
من فکر مى کنم آمریکا همان بوش نیست و بوش نیز تمامى آمریکا نیست و این تفاوت بسیار مهم است. در این راه نباید تنها تهدیدات مطرح شده ازسوى نومحافظه کاران نسبت به جهان را دید. بلکه باید به تاریخ روابط پاریس- واشنگتن قبل از دوران بوش نگریست.
از نظر من بوش واقعاً از بدترین انسانهاست. زیرا اعمال وى در عراق و اقدامات وى علیه ایران که توسط دیک چنى و لابى هاى موجود در آمریکا انجام گرفت با گزارش اخیر سازمان هاى اطلاعاتى آمریکا ثابت شد که چیزى جز تحریفات دولت بوش نبوده است و تمامى این عقب نشینى ها مى تواند به کاهش تنش ها کمک کند. اما هنوز براى من مشخص نیست که آیا سارکوزى نیز با همین اندیشه در پى تقویت روابط با آمریکا است.
برخى معتقدند که سارکوزى تونى بلر دوم اروپا است یا آنکه مى خواهد جاى او را بگیرد. نظر شما چیست؟
بله شباهت هایى بین این دو وجود دارد بویژه در شیوه برقرارى ارتباط. شاید با گذشت زمان هم این شناخت ها بیشتر آشکار خواهدشد.
پس از روى کار آمدن سارکوزى تضادهایى پنهانى در روابط پاریس و پایتخت هاى اروپایى بروز کرده است تا حدى که امثال آلمانى ها با نگرانى خط مشى او را دنبال مى کنند، آیا شما هم این تلقى را دارید؟
این حقیقت دارد که راستگرایان اروپایى سارکوزى را بسیار اغواگر و جالب توجه مى دانند. زیرا حرکات و حساسیت دائمى وى سایر رهبران اروپا را به خود جذب کرده است. در برخى موارد آنگلا مرکل انتقاداتى به شیوه عملکرد سارکوزى داشته است. اما آنچه مهم است اهمیت روابط فرانسه با آلمان است. گاهى این روابط بین مقامات دو کشور تیره مى شود.
در حال حاضر سارکوزى در پى نوعى سلطه بر سایر رهبران اروپایى است. در آینده نیز احتمالاً بیشتر شاهد این امر باشیم اما به هر حال باید روزهاى آینده منتظر ماند.
درباره نگاه خاورمیانه اى او بیشتر توضیح دهید فکر نمى کنید سارکوزى رفاقت تاریخى فرانسوى ها با اعراب و ایران را به هم زده است؟
به هر حال سارکوزى نمى تواند میراث تاریخى فرانسه یعنى ارتباط با ایران را قطع کند هرچند نوعى تغییر در لحن و گفتار و شیوه عمل به وجود آمده باشد. اتحاد فرانسه با آمریکا نیز در رابطه با افزایش فشارها بر ایران براى جلوگیرى از ـ به ادعاى آنها ـ دستیابى ایران به سلاح اتمى به هر وسیله اى است. در رابطه با روابط دوستانه بین فرانسه و اسرائیل وراى این دوستى فرانسه خواستار ایجاد دولتى فلسطینى در کنار دولتى اسرائیلى است اما سیاست فرانسه در قبال کشورهاى عربى در حال تغییر و تحول است. سارکوزى خواستار برقرارى روابطى دوجانبه بین دولت هاى عربى و فرانسه است.
ژنرال دوگل در سال ۱۹۶۷ پس از جنگ شش روزه سعى کرد فرانسه را به جهان عرب نزدیک سازد اما این اتفاق به صورت یک آرمان باقى ماند زیرا همواره درباره سیاست فرانسه نسبت به اعراب نوعى حساسیت خاص وجود دارد.
نسبت به توانایى تیم جدید دیپلماسى فرانسه چه نظرى دارید آیا دولت سارکوزى ظرفیت اجراى این همه نقش هاى متنوع را دارد؟
در حالت کلى مى توان گفت که سارکوزى داراى یک سلسله توانایى برقرارى ارتباط است و وى از توانایى خود در زمینه بهره بردارى از فرصت ها براى نزدیک تر کردن خود به دیگر بازیگران سیاسى بویژه آمریکا استفاده مى کند و این روند هنوز جریان دارد که شش ماه براى کامل کردن آن کافى نیست. شکى نیست که سارکوزى همان طور که مى بینیم کاملاً متفاوت از وعده هایش و آن چیزى که در مبارزات انتخاباتى مى گفت عمل مى کند. شکى در این باره وجود ندارد. سارکوزى امروزه در حال حرکت به سمت نوعى سیاست متحد شدن با آمریکاست از این نظر مى توان گفت که وى در حال سقوط آزاد از ارتفاع بسیار زیاد است اما باید فرصت بیشترى به وى داد تا بتوان به درستى قضاوت کرد.
مخالفان و حریفان او درباره این سیاست ها چگونه مى اندیشند؟
هنوز دشمنان سارکوزى سکوت کرده اند و کسى وجود ندارد که با وى مخالفت کند به عنوان مثال مخالفان وى که از سفر معمر قذافى رهبر لیبى به فرانسه در جهت مخالفت با وى استفاده ابزارى کردند، در واقع نوعى سیاستمدارى خود را نشان دادند.
در خارج از فرانسه نیز مخالف جدى دیده نمى شود حتى کسانى که منافعشان در تعارض با سیاست هاى سارکوزى قرار دارد سعى مى کنند با ملاحظه شرایط و اوضاع محافظه کارى پیشه کنند اما شاید در آینده مخالفان خود را ظاهر کنند.