مصاحبه خواندنی مجله ایتالیایی با الزهاردیوانگی امریکا کل خاورمیانه را به آتش تبدیل میکند
مجله لیمس ایتالیا که مجله ای اختصاصی در حوزه مسائل ژئوپلیتیک به شمار می رود، شماره اخیر خود را ویژه ایران قرار داده است. در این شماره مطالب خواندنی از جمله مصاحبه با دکتر محمود الزهار، وزیر امور خارجه دولت فلسطین و از از رهبران جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) ترتیب داده است. به گزارش رجانیوز، الزهار در این گفتگو ضمن اشاره به گزارش نهادهای اطلاعاتی امریکا و ضعیف شدن احتمال حمله به ایران، با صراحت هرگونه حمله به ایران را دیوانگی می خواند و خاطرنشان می سازد در این صورت کل خاورمیانه به آتشی در مقابل امریکا و اسرائیل تبدیل می شود.
وی حمله به ایران را بخشی از پازل امریکا برای تقویت منافع امریکا و اسرائیل در منطقه می داند و به همین جهت به پاسخ کوبنده حماس در قبال آن تأکید می کند. الزهار در این گفتگو به ادعاهایی مبنی بر وابستگی به ایران نیز پاسخ داده است. متن کامل این گفتگوی خواندنی در ادامه آمده است: حمله احتمالی امریکا به ایران چه مفهومی می تواند برای حماس داشته باشد؟به منزله اعلام جنگ، نه تنها در مقابل یک کشور مستقل بلکه در مقابل تمامی جنبشها و مردمی است که در خاورمیانه برای احقاق حقوق خود و بر ضد سیاست نابرابرانه امریکا در منطقه مبارزه می کنند. حمله به ایران، مواضع و موقعیت امریکا در منطقه را تقویت کرده و به منزله چراغ سبزی برای اسرائیل است تا بتواند با مردم فلسطین و نیروهای مقاومت تسویه حساب کند. در صورت چنین حمله ای پاسخ حماس چگونه خواهد بود؟حماس بخشی از جنبش مقاومت در مقابل اشغالگران صهیونسیت فلسطین می باشد و این مسئله همچنان دلیل اصلی مبارزات ما خواهد ماند. لازم می دانم این موضوع را برجسته کنم به دلیل اینکه در سالهای اخیر افرادی هستند که سعی در بدنام کردن ما و معرفی حماس به عنوان جنبشی خلاف جهت دیگر گروههای جنبش مقاومت دارند و ما را به صورت یک باند مسلح در خدمت بهترین پیشنهاد کاری نشان می دهند! حماس از درون مردم فلسطین بپا خاسته و مثل تمامی فلسطینیان قادر به شناخت متحدان واقعی خود از دوستان دروغین می باشد و می داند که ایران همواره با تمام وجود از مسئله فلسطین حمایت کرده است. حمله به ایران همچنین به معنی حمله به مقاومت فلسطین برای تضعیف جبهه مقاومت که در مقابل سیاستهای زیاده طلبانه امریکا و اسرائیل مبارزه می کند نیز می باشد. هیچ کس نباید این انتظار را از حماس داشته باشد که در مقابل حمله نظامی به ایران ساکت و بی تفاوت بماند. حمله نظامی امریکا به ایران را چگونه توصیف می کنید؟تروریسم دولتی برپایه بهانه های جاه طلبانه!
واشینگتن و برخی دیگر معتقدند که جامعه بین الملل نمی تواند اجازه دستیابی به سلاح هسته ای را به ایران بدهد. ولی این در حالیست که امریکا و همدستانش هیچ اعتراضی در مقابل سلاحهای هسته ای اسرائیل نکردند. این هم نمونه دیگری از سیاستهای نابرابرانه آنهاست. چیزی که برای اسرائیل به عنوان حق مسلم شناخته می شود، از یک کشور مسلمان به طور کلی دریغ می گردد و این در حالیست که ایران بارها اعلام کرده که قصد استفاده از فن آوری هسته ای برای مقاصد نظامی را ندارد. واقعیت اینست که امریکا می خواهد در ایران تجربه جنگ جنایتکارانه و از قبل پیروز خود در عراق را تکرار کند. ولی اگر واقعاً تصمیم به چنین کاری بگیرد، فاجعه ای هزاران بار بزرگتر از آنچه در عراق برایش اتفاق افتاد را پیش رو خواهد داشت. به نظر می رسد که بعضیها در امریکا متوجه این موضوع شدند و به همین دلیل گزارش سرویسهای مخفی امریکا که نشاندهنده عدم قصد ایران به دستیابی به سلاحهای اتمی می باشد را منتشر کردند. آنها می ترسند و با برملا کردن دروغهای خود دنبال پناهگاه می گردند ولی هرگز نمی توانند این واقعیت تاریخی تلخ را پاک کنند که امریکا همچنان به عنوان بزرگترین تضمین مصونیت اسرائیل از هرگونه مجازات در خاور میانه باقی می ماند. امریکا نیروهای قدس و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست گروههای تروریستی که حماس هم جزء آن می باشد، قرار داده است.
از نظر امریکاییها هر کس در مقابل سیاستهای زیاده خواهانه صهیونیستها بایستد و برای احقاق حقوق خود مبارزه کند، باید جنایتکار شناخته شود و هر گروه و سازمانی که در این راه مقاومت نشان دهد، تروریست شناخته می شود. برای بوش تنها مسلمانان و عربها کسانی هستند که منافع امریکا را تأمین می کنند و برایش هیچ اهمیتی ندارد که چنین کسانی در بین مردم خود بی آبرو و منفور هستند. اقدامات آنها در برابر حماس شاهد این گفته است. آنها درخواست انتخابات آزاد در منطقه را کرده بودند و با چشمان خود دیدند که حماس پیروز این انتخابات بود ولی این نتیجه نمی توانست از طرف کسانی که خواب پیروزی گروههای فاسد و آماده تسلیم در مقابل اسرائیل را می دیدند، مورد قبول واقع شود. بر علیه دولت قانونی و منتخب مردم دست به تحریمهای اقتصادی گوناگون و مجازاتهای بیشماری زدند که تقریباً دو سال است این منوال ادامه دارد.
برای اولین بار در طول تاریخ، مردمی محکوم و مجازات می شوند که کشور آنها مورد اشغال قرار گرفته! حمله به ایران در ادامه نقشه از میان برداشتن فلسطین صورت می گیرد. به همین دلیل است که پاسخ به چنین تجاوزی به صورت انفجار تمام خاورمیانه در مقابل آنها خواهد بود.
به نظر حماس حمله به ایران چه تأثیری می تواند بر خاورمیانه داشته باشد؟
چنین حمله ای تأثیرات خود را به صورت زنجیره ای در منطقه نشان خواهد داد زیرا به منزله حمله مستقیمی به تمامی نیروهای مقاومت در منطقه خواهد بود. هر بمبی که در ایران انداخته شود به منزله اعلام جنگی است به حماس، به حزب الله لبنان و به تمامی گروههای منطقه که حاضر نشدند در مقابل "ارزشهای" امریکا و اسرائیل سر خم کنند. آنان با آن بمبها به دنبال تسلیم بدون چون و چرا در مقابل نقشه های امریکا هستند ولی چنین چیزی هرگز صورت نخواهد گرفت. بار دیگر امریکاییها نتیجه دست کم گرفتن غرور جهان عرب را خواهند دید. باردیگر فرهنگ اسکتباری آنها با خودبزرگ بینی نظامیشان هماهنگ می شود! بار دیگر با شکستی هولناک مواجه خواهند شد. چون حمله به ایران نتیجه ای عکس نتیجه پیش بینی شده توسط متخصصان پنتاگون برایشان در پی خواهد داشت و به جای "خاور میانه صلح طلب" در مقابل خود خاور میانه ای در آتش خواهند دید و اولین کسانی که در این جنگ ضرر خواهند کرد، همان کسانی هستند که از طرف امریکا به عنوان کشورهای دوست خوانده می شوند.
اولین روز بعد از حمله به ایران را تصور کنید. چه اتفاقی در سرزمین فلسطین خواهد افتاد؟
اسرائیل این موقعیت را غنیمت شمرده و سعی خواهد کرد یک بار برای همیشه با نیروهای مقاومت فلسطین تسویه حساب کند. تمامی توجه جهان به نمایش آنها در ایران خواهد بود. چه موقعیتی بهتر از این برای نابودی مقاومت فلسطین برای آنها می تواند پیش بیاید؟ تنها زبانی که اسرائیل می شناسد و همواره با همان سخن گفته، زبان زور است. ولی این بار در حسابهای خود اشتباه می کند. مقاوت فلسطین برخاسته از مردم فلسطین است و نابودی یک "ملت" شدنی نیست. اسرائیل سعی خواهد کرد، آخرین حمله خود به غزه را انجام دهد. پاسخ ما نیز درخور حمله آنان خواهد بود. حمله به ایران خاور میانه را تبدیل به یک جبهه بسیار بزرگ متحد در مقابل آنان خواهد کرد.
به هر حال این واقعیت باقی می ماند که اگر سپاه پاسداران شکست بخورد، جنبش حماس یکی از بزرگترین حامیان سیاسی، اقتصادی و نظامی خود را از دست خواهد داد.
اگر این دلیل حمله امریکا به ایران باشد، پس امریکاییها باید به نیمی از جهان عرب و اسلام حمله کنند. به سیاست تحریم نگاه کنید. تحریم کنندگان می خواستند حماس را منزوی کنند، ما را به گوشه ای بکشانند و از بین ببرند. با این وجود، حماس امروز، قادر به برقراری و نگهداری روابط خود با تمام کشورهای عربی و اسلامی حتی کشوری مثل مصر که از طرف امریکا به عنوان متحد مورد اعتماد شناخته می شود نیز می باشد. حمله به ایران، این حمایتها را افزایش داده و باعث بی اعتباری نیروهای طرفدار سیاستهای امریکا در فلسطین خواهد شد. این مطلب در لبنان، مصر و اردن نیز مصداق خواهد داشت. هر کسی که در جهان عرب با امریکا همدستی کند، باید پاسخگو باشد.
رقبای حماس ادعا می کنند که شما قصد دارید در غزه تئوکراسی کوچکی بر اساس الگوی ایرانی بر پا کنید. این اتهام بی اساس بوده و کسانی آن را مطرح می کنند که می خواهند در عوض، برای ایجاد کاپیتالاسیون به نفع اسرائیل توافق کرده و آن را به نام صلح جا بزنند. این ما نیستیم که می خواهیم دولت تئوکراتیک متحجر حماس ایجاد کنیم بلکه آنان هستند که قصد دارند گروههای بانتوستانی را به عنوان دولت فلسطین جابزنند. اولویت ما همیشه متحد کردن تمامی نیروهای مقاومت و عاری از هر گونه تبعیضات مذهبی بوده است. بروند مدارک ما را بخوانند. در تمامی آنها از فداکاریها و از جان گذشتگیهای مسیحیان فلسطینی و استقامتی که آنها در کنار هموطنان مسلمان خود در مقابل جنایات رژیم اشغالگر اسرائیل نشان دادند، قدردانی شده است.
حماس حافظ سنت فلسطین بوده و به زندگی و همزیستی صلح آمیز مسلمانان و مسیحیان در فلسطین افتخار می کند. آن چیزی که ما را به هم پیوند می دهد، بسیار بسیار قوی تر از اختلاف در اعتقادات مذهبی است. چیزی که ما را به هم پیوند می زند، مسئله فلسطینی بودن است؛ ملتی که برای آزادی خود از ظلم رژیم صهیونیستی مبارزه می کند. جنگ ما بر سر اختلافات مذهبی نیست. مسئله یهودی، صهیونیست یا اسرائیلی بودن برای ما بی اهمیت است. مسئله اصلی ما اشغالگری و تجاوزگری آنهاست. اگر دولت متجاوز به فلسطین، دولتی اسلامی بود و اشغالگران نیز عرب و مسلمان بودند، حماس همچنان در مقابل آنها مقاومت کرده و به تجاوز آنها با سلاح گرم پاسخ می داد.
بعضیها معتقدند که حمله امریکا یا اسرائیل به ایران می تواند باعث بر ملا شدن روابط حماس و القاعده گردد.
این هم یکی دیگر از تبلیغات اسرائیل بر علیه ماست: «حماس هم مثل القاعده است! و در پشت آنها هم "محور شر" یعنی ایران قرار دارد» مسلماً قضیه به این منوال نیست. حماس یک جنبش ملیست که از ابتدا و همواره فعالیتهای خود را در داخل فلسطین متمرکز کرده و دقیقاً به همین دلیل از حمایت اکثریت مردم در فلسطین برخوردار شده است. هیچ اقدام یا مدرکی وجود ندارد که بتواند فعالیتهای ما را به "جهاد جهانی سازی شده" ارتباط دهد. این موضوع در مورد ایران هم صادق است؛ دولتی که هرگز مقاصد زیاده خواهانه نداشته و هرگز به هیچ کشوری اعلام جنگ نکرده است. اینگونه مسئله سازیهای غیرمتعهدانه، محصول و مورد نیاز امریکا و اسرائیل است تا با این بهانه و به نام مبارزه با تروریسم، جنایات و تجاوزات خود را توجیه کنند. حماس با انتخابات آزاد به دولت رسیده و ایران نیز کشوری مستقل و قانونی است. با این وجود قصد دارند جنگ به راه بیاندازند. این منطق فقط یک نام دارد: تروریسم دولتی.
آیا در صورت شکست ایران، حماس تضعیف خواهد شد؟
هرکس تصور پیروزی برق آسا بر ایران را داشته باشد، یا دیوانه است یا یک خودبزرگ بین خطرناک. خیر! مسلماً جنگ کوتاهی نخواهد بود. ایران، عراق صدام حسین نیست. منظورم فقط قدرت نظامی نیست که البته بد نیست امریکا و اسرائیل هم آن را دست کم نگیرند. من ایرانیها را خوب می شناسم و می دانم چقدر روح ملی آنها قوی می باشد. آنها ملتی غیور مثل ما فلسطینیها هستند. خوب است که امریکاییها کمی بر روی نتایجی که تروریسم دولتی اسرائیل در فلسطین به بار آورده، تأمل کنند. آنها رهبران ما را کشتند، صدها عملیات نظامی در قلمرو ما انجام دادند ولی با این وجود مقاومت هرگز شکسته و ضعیف نشد و حماس از بین نرفت. عین همین مسئله در ایران اتفاق خواهد افتاد.
آیا پاسخ حماس که در غزه است به حمله اسرائیل بر علیه ایران، نشاندهنده وابستگی حماس به دولت ایران نیست؟
خیر. به منزله یاری به کشور مسلمانی است که مورد حمله و تجاوز امریکا و اسرائیل قرار گرفته است. مسئله هسته ای فقط یک بهانه است. حمله به ایران نیز مثل جنگ با عراق با یک منطق انجام می گیرد: تحقیر جهان عرب و اسلام و تقویت اسرائیل و نگهبانی از منافع غرب در منطقه. امریکاییها از اشتباه خود در عراق درس نگرفته اند و دارند به حمله به ایران فکر می کنند. اگر این کار را انجام دهند، درس به یاد ماندنی در انتظارشان خواهد بود.
اسرائیل بر لزوم افزایش فشارها بر ایران اصرار دارد و انتخاب برخورد نظامی را نیز حذف نمی کند. ضمناً با بمباران مرکز هسته ای در دست احداث سوریه، پیام جنگی برای آنها فرستاد.
سوریه نیز مدتهاست که مورد هدف امریکا قرار دارد. در حال حاضر تصمیم گرفته اند به صورت غیر مستقیم عمل کنند. بار اول نیست که این اتفاق می افتد و ضمناً این واقعه، بی ارتباط با مسائل دیگر نیست بلکه حمله به ایران نیز بخشی از نقشه ای است که قرار است با استفاده از زور، تعادل منطقه خاور میانه را به هم بزند. بعد از تهران یا به صورت همزمان نوبت به دمشق و سپس نیروهای اپوزیسیون شیعی در لبنان می رسد. بعد از آن، نوبت مصر و اردن است. استراتژی روشن و ویرانگر! زیرا باعث عکس العملی زنجیروار با تأثیرات مخرب بسیار در منطقه خواهد شد. مسلم است که در چنین وضعیتی تمامی جهان عرب و اسلام در نفرت از جنگاوران صلیبی- یهودی همصدا و متحد خواهند شد. حمله به ایران به منزله بزرگترین هدیه امریکا به بن لادن خواهد بود. همه مجبور به مبارزه خواهند شد. خوبست اروپا نیز به این مسئله توجه کند.
حماس در این صحنه چگونه نقش خود را بازی خواهد کرد؟
با دفاع از جبهه مقاومت در منطقه. چنین عکس العملی در پاسخ به حمله به ایران غیر قابل اجتناب است، نه فقط به خاطر احساس همبستگی با مردمی که بدون هیچ دلیل و توجیهی مورد تجاوز قرار گرفته اند بلکه به این خاطر که این حمله بخشی از یک استراتژی کلی است که قصد دارد در فلسطین نیز دولتی که حاضر به همکاری با آنها باشد، بر سر کار آورد. روز اول بعد از حمله به ایران، روز مقاومت نظامی در فلسطین خواهد بود.
مقاومتی که به نظر می رسد هیچ پیامدی از لحاظ سیاسی برایتان نخواهد داشت.
اگر منظورتان از پیامد سیاسی، پشتیبانی از صلح امریکایی مطرح شده در آناپولیس و امتیازات دروغین اسرائیل می باشد، حماس هرگز با آنان هم آواز نخواهد شد. ولی این واقعیت ندارد که حماس فقط با اسلحه فکر می کند. در گذشته حتی پیشنهاد صلح بلندمدتی را نیز به اسرائیل دادیم به این شرط که آنها از ترور شخصیتها دست برداشته، زندانیهای فلسطینی را آزاد کرده و به پشت مرزهای سال 1967 برگردند. آنها با حملات متعدد به منظور فتح غزه، تحریمهای پیاپی، ترور شخصیتها و فرماندهان نظامی انتفاضه، حکومت نظامی در سرزمین فلسطین و ساخت دیوار نژادپرستانه خود در کرانه باختری رود اردن به ما پاسخ دادند. بحث کردن درباه صلح در چنین شرایطی چه مفهومی می تواند داشته باشد؟
احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نابودی اسرائیل را پیش بینی می کند. حماس چطور؟
الزهار: منظور احمدی نژاد شکست رژیم صهیونیستی به عنوان شرط لازم برای برقراری حقوق مردم فلسطین می باشد. شکست دادن چنین رژیمی که با مصونیت کامل از مجازات به ظلم به مردم یک کشور می پردازد نه تنها حق مسلم بلکه وظیفه مقاومت فلسطین است. دین و مذهب هیچ ربطی به این موضوع ندارند. اتهامات آنتی- سمیتی و تلاش برای استفاده از قضیه هولوکاست که مردم فلسطین هیچ نقشی در آن نداشته اند، نمی توانند جنایات واقع شده در فلسطین را توجیه کنند. رژیم اسرائیل دشمن ماست نه به خاطر اینکه دولتی یهودی است بلکه به این خاطر که همه روزه حقوق ما را پایمال کرده و از زمینهای ما به ناحق بهره برداری می کند.
آیا اعلام چنین خط مبارزه ای برای حماس به معنی اعلام جنگ به ابومازن می باشد؟
به معنی عدم تسلیم در مقابل فشارهای امریکا و قطعنامه های اسرائیل می باشد. اگر دیگران می خواهند این کار را انجام دهند، باید تمام مسئولیت آن را در مقابل مردم فلسطین متقبل شوند. یک چیز از طرف ما مشخص است: تسلیم شدن هرگز از طرف ما به عنوان صلح شناخته نخواهد شد.
برای از سر گیری گفتگوهای ملی، ابومازن معتقد است که حماس باید به خاطر عملیاتی که در غزه بر علیه آنان انجام داد، عذرخواهی کند. چه کسی از چه کسی باید عذرخواهی کند؟ ما اکثریت هستیم و باید در کرانه شرقی رود اردن نیز قدرت در دست ما باشد، در صورتیکه در حال حاضر در اختیار گروهی است که هیچ فرصتی را برای پایمال کردن منافع فلسطین از دست نمی دهد. همانطورکه در آناپولیس اتفاق افتاد. یک به اصطلاح کنفرانس صلحی از طرف بوش بعد از شکست اولمرت در لبنان و برای پنهان کردن نقشه هایشان برای حمله به ایران برگزار شد. یک چیز مشخص است: به هیچ کس هرچند فلسطینی و عرب اجازه نابودی حقوق مردم فلسطین داده نخواهد شد. اما آیا این حقوق مردم فلسطین به معنی از بین رفتن حق موجودیت برای دولت اسرائیل می باشد؟
از لحاظ تاریخی، اسرائیل وجود خارجی ندارد. فقط فلسطین است که وجود دارد. راه حل مسئله فلسطین نیز ایجاد دولتی فلسطینی است از رود اردن تا دریای مدیترانه. وطنی از آن مسلمانان، مسیحیان و اگر بخواهند یهودیان. سرزمین فلسطین مال فلسطینیان است. هیچ شخص، گروه، دولت یا نژادی حق ندارد حتی یک سانتیمتر از آن را به کسی بدهد. ترجمه از مؤسسه اسلامی امام مهدی (عج)- ایتالیاارسال: فرزانه غلامی
جدیدترین توافقات "عباس" و "اولمرت"
تلویزیون رژیم صهیونیستی اعلام کرد نخست وزیر این رژیم و رئیس تشکیلات خودگردان به توافقات نهایی نزدیک شدهاند و طبق آن قرار است دو پایتخت در قدس تشکیل شود. به گزارش روزنامه الخلیج"، شبکه 10تلویزیون رژیم صهیونیستی اعلام کرد، "اولمرت" نخست وزیر رژیم صهیونیستی و "محمود عباس" رئیس تشکیلات خودگردان درخصوص مسائل حل دائم اختلافات به توافق نهایی نزدیک شدهاند.
بنا بر این گزارش، دو طرف توافق کردهاند تا در شهر قدس دو پایتخت تشکیل و مساله حق بازگشت آوارگان فلسطین نیز به طور محدود اجرا شود.
اولمرت و عباس توافق کردند در مقابل عقبنشینی اسرائیل از سرزمینهای اشغالی تا مرزهای سال 67 فلسطین، شهرکهای صهیونیستنشین بر جای خود باقی بماند.
بنا بر این گزارش، "رویو دروکر" تحلیلگر شبکه 10 رژیم صهیونیستی اعلام کرد این توافقات به صورت ضمنی میان عباس و اولمرت رد و بدل شده و هنوز چیزی میان آنها به ثبت نرسیده است.
از سوی دیگر جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) اعلام کرده بود پیشنهادهای رئیس جمهور آمریکا را قبول ندارد و هر توافقی میان عباس و اولمرت شکل بگیرد برای آن الزام آور نیست.
در همین حال "مارک رگو" سخنگوی اولمرت پس از پایان دیدار بوش با سران اسرائیلی اعلام کرد مذاکرات درباره مسائل اساسی از هفته آینده شروع میشود.
از سوی دیگر صائب عریقات مسئول هماهنگی امور مذاکرات تشکیلات خودگردان با طرف اسرائیلی اعلام کرد: اظهارات بوش نظرات و موضع شخصی وی است و لزوما مواضع فلسطین و اسرائیل نیست.
وی افزود: ما صلح را به هر قیمتی قبول نمیکنیم، بلکه میخواهیم اشغالی که از سال 1967 آغاز شد پایان بپذیرد و دولت مستقل فلسطین به مرکزیت قدس بر پا و مسائل ریشهای اختلاف، بویژه مساله آوارگان و ترسیم مرزها با استناد به قوانین بینالمللی حل شود.