
1- آسیب به پیکره اجتماعی- یکی از نقاط قوت نظام اسلامی از بدو شکل گیری و حتی پیش از آن در زمان به اوج رسیدن مبارزات مردم علیه رژیم طاغوت برخورداری از انسجام عمومی و اجتماعی بود. نظام اسلامی در طول سال های گذشته و در موقعیت های بسیار پرخطر این نقطه قوت را حفظ کرد و مهم تر اینکه به مدد آن بر بسیاری از مشکلات بزرگ که از جنبه های مختلف و متفاوت برخوردار بود، فائق آمد.
شاید به جرأت بتوان گفت در فتنه 88 یکی از کانون های قوت و قدرت نظام که آماج تیرهای زهرآگین و کشنده فتنه قرار گرفت، پیکره منسجم جامعه ایرانی بود. تهاجم سنگین دشمن به این بخش بی سابقه بود و خسارات جدی به آن وارد ساخت. نشانه این خسارات در اشکال مختلف قابل رویت بود. به نحوی که مشابه آن در هیچ یک از انتخابات های گذشته دیده نشده بود، چرا که موارد پدید آمده از جنس مسایل انتخاباتی نبود و همه شاخص ها از وقوع فتنه حکایت داشت. دشمنی و کینه ورزی پسر نسبت به پدر، همسر نسبت به همسر، دوست نسبت به دوست و همکار نسبت به همکار و ... از مولفه های فتنه بسیار پیچیده و خطرناک است. تداوم و تعمیق این کینه ورزی که در بخش هایی پیشرفت زیادی داشت پس از فتنه به یکباره قابل درمان نبود و می بایست به منظور جلوگیری از تبدیل شدن به زخم بدخیم سریع التیام یابد. مرهم معجزه گر این زخم ،آشکار ساختن حقایق بود که بیانات مقام معظم رهبری در آن نقش اصلی را داشت.
2- غافلگیری- روند انتخابات در ایران تا انتخابات ریاست جمهوری سال 76 سیر آرام و مشخصی داشت تا اینکه در سال 67 و با به صحنه آمدن محمد خاتمی و استفاده از روش های جدید تبلیغاتی از سوی حامیانش، نظام با یک غافلگیری سیاسی اجتماعی روبه رو شد و خاتمی با اختلاف فاحشی نسبت به رقیب اصلی اش در انتخابات به پیروزی رسید. پس از آن برای دو دوره مجدداً انتخابات روند گذشته اش را بازیافت و تنها در انتخابات ریاست جمهوری نهم قضیه در شکل و رفتار حامیان نامزدها و تبلیغات دستخوش تغییر و تحول شد. هنگامی که نوبت به انتخابات دهم ریاست جمهوری رسید، با وجود اینکه آثار و نشانه های چندانی دال بر تفاوت این انتخابات با انتخابات پیشین دیده نمی شد، برخی با فراست دریافتند در پس صحنه طبیعی و آرام موجود، توفان مهیبی در حال شکل گیری است. این افراد کم و بیش برداشت و احساس شان از اوضاع موجود را بیان می کردند و شاید بواسطه بسیار اندک بودن و نیز فقدان نشانه های بارزی که نظر آنها را تأیید کند، چندان مورد توجه و عنایت قرار نگرفت و به ناگهان از دل یک رویداد مهم سیاسی اجتماعی، یک پدیده خطرناک امنیتی بیرون آمد و نظام با غافلگیری امنیتی مواجه شد. چنانچه مسئولان مربوطه به هشدارهای آن تعداد اندک توجه می کردند و حتی آن را به عنوان یک احتمال ضعیف در برنامه انتخاباتی قرار می دادند و معادل آن به آمادگی می اندیشیدند چه بسا ابعاد حادثه رخ داده محدودتر و کم هزینه تر می شد. دشمن در فتنه 88 از اصل غافلگیری از نوع امنیتی استفاده زیادی برد تا جایی که می توان ادعا کرد بهره دشمن از این اصل در مقایسه با کل مسائل فتنه به میزان 60 درصد بود.
3- ایجاد آمادگی- روی آوردن نیروهای مهاجم در عرصه های مختلف به استفاده از اصل غافلگیری بیشتر به این سبب است که نیروی غافلگیر شده به جهت بی اطلاعی از آنچه که قرار است واقع شود و فقدان آمادگی متحمل خسارات و تلفات سنگین می شود و چه بسا همه چیزش را از دست بدهد. در نقطه مقابل چنانچه نیروی مورد هجوم از پیش آماده باشد قادر است به قوای مهاجم لطمات سنگین وارد سازد. نظام اسلامی پیشتر در دفاع مقدس دو اصل مهم غافلگیری و آمادگی را بارها تجربه کرده بود، اما در عرصه سیاسی اجتماعی برای اولین بار این دو اصل را در حالی تجربه کرد که ناخواسته نسبت به آن بی توجه بود و چه بسا احتمال نمی داد که این دو اصل در عرصه سیاسی و اجتماعی با کم و زیاد کردن هایی کاربرد تأثیرگذار و تعیین کننده دارد. در هر صورت با فتنه 88 دو اصل ذکر شده در فهرست مسائلی قرار گرفت که امکان دارد در انتخابات موضوعیت پیدا کند، از این رو با پرداختن به فتنه 88 می توان این دو اصل مهم را بیشتر مورد بررسی کاربردی قرار داد.
4- امکان تکرار : زمانی که استکبار برای براندازی در کشورهای دیگر مانند اوکراین، گرجستان و ... از شیوه جدید با محوریت انتخابات استفاده کرد، موضوع به عنوان یک رخداد خارجی در داخل ایران از زوایای مختلف تحلیل و بررسی می شد و کمتر کسی به این نتیجه رسیده بود که ممکن است در یکی از انتخابات های پیش رو در ایران این شیوه جدید به منظور براندازی نظام اسلامی به کار گرفته شود. حال که این شیوه جدید در این زمینه به کار گرفته شد و به لطف خدا و تیزبینی رهبر و وفاداری مردم به نظام شکست خورد، بحث بر سر این است که آیا امکان دارد این شیوه مجدداً در ایران تکرار شود؟ پاسخ قطعاً مثبت است، اما در توضیح باید گفت اگر چه همه چیز مو به مو مشابه فتنه 88 نخواهد بود، لکن برای مدتی این روش با تغییراتی به کار گرفته خواهد شد و محتمل تلقی شدن تکرار این توطئه این حسن را دارد که ضمن ممانعت از غافلگیرشدن، ترغیب به ایجاد آمادگی می کند. وجود این نکات در بحث فتنه بازخوانی آن را ضروری می سازد.
5- ایستگاه های مساعد برای فتنه- مردم رشید و دشمن شناس ایران در 9 دی و 22 بهمن سال گذشته با حضور ده ها میلیونی در خیابان ها و میادین سراسر کشور در برابر دوربین های رسانه های خارجی و ابراز تنفر و انزجار از فتنه گران ضربه مهلک و خردکننده ای را بر فتنه گران و ایادی آنها وارد ساختند. اثر این ضربه سنگین مردمی آنچنان زیاد بود که پس از آن فتنه گران به هیچ وجه نتوانستند خود را باز یابند و به دنبال آن دچار سرگشتگی و اختلاف شدید شدند و برخی افراد فرصت طلب تر بی سر و صدا خود را از معرکه بیرون کشیدند تا دوباره در زمان مقتضی خودی نشان دهند. با وجود چنین وضعیتی که بر فضای فتنه گران حاکم شده است نمی توان آنها را کاملاً نا امید و دست شسته از فتنه پنداشت. همانگونه که کم و بیش از برخی اظهارات آنها برمی آید فتنه گران به برنامه ریزی موسمی و ایستگاهی روی آورده اند تا شاید در موسمات و ایستگاه هایی که فراروی نظام قرار دارد زمینه ای فراهم شود و آنها بتوانند آتش افروزی کنند. یکی از این ایستگاه ها زمان اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها است. فتنه گران بر این باورند که اجرای این طرح بر قشر ضعیف و متوسط فشار معیشتی وارد می کند و چون این دو قشر تاب و تحمل این فشار را ندارند دست به اعتراض و آشوب می زنند و یا حداقل از آمادگی اعتراض و شورش برخوردار می شوند که در این صورت می توان با مدیریت این حالت اعتراضی، بر آن جنبه امنیتی و آشوب بخشید و حادثه ای تخریب کننده تر و وسیع تر از دوران فتنه آفرید و به لحاظ اینکه تعداد این معترضان احتمالی بسیار بیشتر از آشوبگران زمان فتنه 88 است، نظام در مهار آنان ناکام می ماند. اگر چه اقدامات آرام و گام به گام دولت بر اعتماد مردم نسبت به اجرای طرح افزوده است از جمله واریز مبلغ 81 هزار تومان به عنوان علی الحساب برای مدت دو ماه، و روش دولت در اجرای طرح احتمال تحقق پیش بینی آنها را به حداقل ممکن کاهش داده است، اما آنها ناگزیرند برای سرگرم نگه داشتن خود و هواداران اندکشان همچنان از این موضوع سخن برانند و انتظار کشیدن موسمی و ایستگاهی را از دست ندهند.
6- هوشیار نگه داشتن عوام و خواص : بازگشت ذهنی به روزهای اولیه فتنه 88 تصاویری را زنده می کند، یکی از این تصاویر آزاردهنده که به تدریج جایش را به تصویری زیبا و امیدوارکننده می دهد، تصویر اشتباه بسیاری از عوام و خواص نسبت به تشخیص موضوع موضعگیری و در نهایت اقدام بود. مقام معظم رهبری دوباره در جمع بسیجیان قم فرمودند:«... ممکن بود خیلی ها اشتباه کنند و خیلی ها هم اشتباه کردند، اگر چه اکثر آن کسانی که اشتباه کرده بودند، به فاصله کمی اشتباه را تصحیح کردند...» اشتباه تشخیص عوام و خواص در جریان فتنه 88 به عینه مشاهده شد و به برکت روشنگری های مقام معظم رهبری و دلاوری های بسیجیان بی نام و نشان که فرصت رخ نمایی حقیقت پدید آمد، اشتباه اصلاح شد، اما انتظار این است که چنین اشتباهی هیچگاه تکرار نشود و این خواسته مهم تحقق پیدا نمی کند، مگر اینکه تحلیل و بررسی فتنه زنده نگه داشته شود و مردم به هر بهانه ای آن را به یاد آورند، مرور کنند و از درس ها و عبرت های آن برای گذرگاه های سخت آینده ذخیره ارزشمندی فراهم سازند. مقام معظم رهبری برای هوشیار نگه داشتن مردم در جمع بسیجیان قم فرمودند: «آنچه که برای فهم درست قضایا لازم است، از جمله این است که ببینیم دشمن چه خطی را دارد دنبال می کند. امروز یکی از خطوط اصلی کار دشمن- که از عناصر مهم جنگ نرم به حساب می آید- این است که واقعیات را دگرگون جلوه دهد، حوادث گوناگون را دگرگون جلوه دهد... امروز اگر کسی کارهای دشمن را در عرصه عظیم شیوه های تبلیغاتی ملاحظه کند، از وسائل اینترنتی گرفته تا وسائل صوتی و تصویری، تا بلندگوهایی که در جاهای مختلف دارند- در داخل هم دارند- می بینید یک قلم عمده این است که حوادث کشور را دگرگون جلوه دهند، وضع کشور را مأیوس کننده، ناامیدکننده، رو به زوال، رو به انحطاط، رو به بن بست نشان دهند.»
7- بازگشت فریب خوردگان- همانطور که پیشتر اشاره شد یکی از خسارت های فتنه متوجه انسجام اجتماعی شد و عده ای فریب خورده و پس از آشکار شدن هویت فتنه گران به هر دلیلی نتوانستند موقعیت گذشته شان را بازیابند و با وضعیتی بلاتکلیف و درونی فروپاشیده منزوی شدند. فتنه گران از این حالت فریب خوردگان خرسند و در پی آن بودند تا از بازگشت آنها به دامن نظام جلوگیری کنند تا زخم های نشسته بر پیکر جامعه التیام پیدا نکند. این موضوع بسیار مهم در هیچ بخشی از نظام مسئول و متولی نداشت و کسی هم در فکر این نبود که باید برای این مسئله مهم نیز چاره اندیشی کرد و این در حالی بود که ادامه این وضع می توانست فرصت هایی هر چند اندک را برای فعالیت های بیشتر فتنه گران مهیا سازد تا اینکه چندی پیش در دیدار مسئولان نظام با مقام معظم رهبری، ایشان به این مهم اشاره کرده و در راستای بحث بسیار دقیق و هوشمندانه «جذب حداکثری و دفع حداقلی» که کمر دشمن مکار و حیله گر را شکست و ناامیدی آن را به نهایت رساند، فرمود: «البته میزان و معیار این کار اصول و ارزش ها است، اما باید توجه کرد که ایمان اشخاص درجات متفاوتی دارد و باید کسانی را که جزو مجموعه بوده اند، اما بر اثر اشتباه یا غفلت، کنار افتاده اند با نصیحت و دلالت به راه برگرداند.»
معظم له با ارائه مباحثی که ابعاد فتنه را بیشتر هویدا می سازد بیش از هر کسی اقدام به موعظه و راهنمایی کردند که یکی از علل آن زمینه سازی برای بازگشت غافلین و فریب خوردگان است که بسیار هم موثر افتاد، حتی درباره افراد بسیار شاخص و بزرگ. ادامه روشنگری درباره فتنه می تواند افراد دیگری را که همچنان دچار شک و و شبهه، سرخوردگی، پشیمانی ناآشکار و ... هستند به دامان نظام بازگرداند تا امید و سرمایه فتنه گران به صفر برسد.
8- تداوم دشمنی : فتنه سال 88 به این امر صحه محکمی گذاشت که دشمنان نظام اسلامی و در رأس آنها آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی به هیچ وجه قصد ندارند از دشمنی با ایران دست بردارند، بلکه کیفیت این فتنه نشان داد عزم آنها برای دشمنی و براندازی نظام بیشتر از گذشته است. در مقابل این حرکت دشمن فتنه سال 88 این امکان را برای نظام ایجاد کرد تا نظام هم بتواند درخصوص دشمنی استکبار با انقلاب اسلامی در افکار مردم ایران یک بازتولید و بازآفرینی را انجام دهد. بیانات مکرر مقام معظم رهبری پیرامون فتنه این بعد را کاملاً تقویت می کند. ایشان در دیدار دانشجویان در قم درخصوص این نکته فرمودند: «شواهد و قرائن فراوان اثبات می کند که حوادثی که گاه در کشور رخ می دهد از جمله حوادث سال 78 و فتنه 88، از نتایج برنامه ریزی های میان مدت و بلندمدت دشمن است.» رهبر انقلاب در ادامه، تداوم توطئه های استکبار را با وجود شکست های متعدد آنان نشانه مأیوس نشدن زورگویان جهانی عنوان کردند و افزودند: «با توجه به این واقعیت، نظام اسلامی و ملت ایران نیز باید هوشیارانه، به دنبال برنامه ریزی های بلند مدت باشند.»
9- طرح مسایل ضد فتنه: بازگشت مکرر به بحث پیرامون فتنه سال 88 با توجه به جایگاهی که در تاریخ انقلاب اسلامی پیدا کرده است ضمن آماده ساختن اذهان برای شنیدن مسائل جدید در این باره بر ارزش مفاهیم ضد فتنه می افزاید. به عنوان مثال مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان قم با دستاویز قرار دادن موضوع فتنه به تشریح سه عنصر مهم: بصیرت، اخلاص و عمل به هنگام و به اندازه پرداختند. منفور بودن فتنه و فتنه گری در نزد مردم به آن معنایی که پلیدترین و شرم آورترین اشکال آن را در خیابان های تهران دیدند، انگیزه و علاقه آنها برای آشنایی بیشتر با زوایای آن و مسائلی که به آن مربوط می شود را به شدت افزایش داده و این فرصت طلایی همه اهل نظر و تحلیل را فرا می خواند تا با ارائه بیشتر بحث های عالمانه و افشاگرانه علیه فتنه کلیه راه های فتنه گری را مسدود کنند.