
حسین امیدی
گاهی تجارب رفتارهای سیاسی بازیگران در صحنه های داخلی، منطقه ای و بین المللی دارای آنچنان عبرت هایی است که بی اعتنایی بدان، خسارت های جبران ناپذیری به جای می گذارد و عمر سیاسی و تاریخ مصرف این بازیگران را تعیین می کند. با اینکه آمریکایی ها خود را واقع گرا و عملگرا معرفی می کنند، ولی مزیت رویکردهای پرشتاب برای تحول در موازنه های قدرت و نیاز آمریکا به ایجاد تغییرات بزرگ و همسو با منافع جهانی خود، آنها را به انکار واقعیت ها و رفتارهای ایده آلیستی می راند.
هفت سال اشغال عراق نیز عبرت های مشابهی باید برای آمریکا داشته باشد، ولی مقامات آمریکایی نمی خواهند به واقعیت های عراق اذعان نموده و با آن همزیستی کنند. فکر می کنند با انکار حقایق امکان تحمیل اراده خواهند داشت و تصاویر نامتناسب آنها قابل پیاده شدن است.
از ابتدای اشغال عراق، مقامات آمریکایی نسبت به بازیگران پرقدرت و نفوذ مراکز و جریان های پرسابقه و فرهنگ دینی و علمای بزرگ گروه های مبارز، مسئولان عراقی و... بی اعتنایی نشان دادند و از سویی انتظار استقبال و محبوبیت از مردم عراق داشتند! که پیامد آن، این است که با تمامی هزینه هایی که دولت آمریکا متحمل می شود، نه تنها به دستاوردهای مطلوب خود دست پیدا نمی کند، بلکه مفاهیم و تصاویر مجازی و یا خواسته های آنان نیز بازاری ندارد و ناچارند دست به تهدید بزنند و با چماق تروریسم و ناامنی سازی و کشتار مردم به صحنه آمده و باقی ماندن در زیر فصل هفتم منشور ملل را به عنوان خط و نشان به مسئولان عراق گوشزد کنند.
در انتخابات پارلمانی عراق که 8 ماه از آن می گذرد، آمریکایی ها با این تصور که یک بار دیگر بعثی ها و برخی چهره ها و گروه های فاسد را به قدرت برسانند به میدان آمده و تمامی کشورهای منطقه را برای حمایت از این جریان ها تشویق کردند و حاصل انتخاب چیزی شد که امکان کسب قدرت برای علاوی را فراهم نکرد. تلاش برای واگرایی در بین گروه های عراقی، تلاش برای شکاف بین گروه های شیعه، به کارگیری اهرم انفجار و ترور و کشتار مردم و تهدید به جنگ داخلی برای تحمیل علاوی به عنوان نخست وزیری در عراق، کارنامه رفتار و اقدامات آمریکا در هشت ماه گذشته است که جز سرافکندگی حاصلی برای آنها نداشته و میزان بی اعتمادی و تنفر را نسبت به آنها افزایش داده است.
مقامات آمریکایی همه توان خود را در ابعاد رسانه ای، سیاسی، دیپلماتیک، اطلاعاتی، امنیتی و مالی به کار گرفتند تا از اراده مردمی و مستقل جلوگیری کرده و گزینه مطلوب آمریکایی را به قدرت برسانند و بقیه گروه ها را حذف و یا به عنصری غیر موثر تبدیل کنند.
از سویی آمریکایی ها با فضاسازی رسانه ای و برجسته کردن برخی شاخص ها و حساسیت ها، تلاش کردند تا جلوی همگرایی گروه های شیعه را بگیرند و با تمامی اهرم های منطقه ای، تلاش کردند تا از هر گونه همکاری و مدل همکاری منطقه ای برای ایجاد توافق در عراق جلوگیری کنند، اما در تمامی تلاش های فوق شکست خوردند.
براساس اطلاعات موجود و اظهارات مقامات عراقی، دست به هر اقدامی برای جلوگیری از وفاق و توافق خارج از اراده خود زدند تا دولت عراق با مدلی خارج از مطلوبیت های آنان تشکیل نشود.
دلیل این اقدامات این است که آمریکا قادر به درک واقعیت های عراق نیست و شاید همین رویه آمریکایی موجب شده تا حتی برخی گروه های ائتلاف علاوی از مدتی قبل، خط خود را از اولویت های آمریکایی و علاوی جدا کرده و آماده همکاری برای تشکیل حکومت شدند.
مقامات آمریکایی برای نهادینه کردن بی ثباتی سیاسی و کند کردن تلاش های حکومتی و بازسازی اقتصادی، تلاش کرد تا اختیارات نخست وزیری را کاهش دهد که این کار خطرناک ترین طرح آمریکایی در عراق ارزیابی می شود. چرا که این کار فقط در خدمت تشدید تنش ها و جلوگیری از رشد و شکوفایی سیاسی و اقتصادی در عراق خواهد بود. در بخش دیگری از اقدامات مخرب و برای زمینه سازی برنامه های بعدی، مسئولیت دستگاه های نظامی و امنیتی را به عنوان سهم قدرت علاوی در دولت خواستار شدند که این موضوع نیز به عنوان عامل متلاشی کننده دولت و حکومت و دامن زدن به عوامل بی ثباتی و ناامنی قابل ارزیابی است.
پس از تمامی اقدامات مداخله گرانه و خطرناک و تخریب گر، در هفته گذشته و در طی چند دور نشست سران سیاسی عراقی در اربیل و بغداد، توافقات کلی برای تصدی مسئولان ارکان دولتی حاصل شد و طی آن مالکی به عنوان نخست وزیر مورد توافق همه گروه ها، طالبانی به عنوان رئیس جمهور و اسامه نجیفی و علاوی به عنوان رئیس شورای سیاستگذاری دولت تعیین شدند.
آنچه از رفتار آمریکا قابل استنباط است اینکه مراحل بعدی تشکیل دولت نیز در ترکیب کابینه و یا برنامه های حکومتی از ملاحظات آمریکا مصون نیست و همانگونه که از ابزار تروریسم و بمب گذاری در طی روزها و ماه های قبل استفاده کرده اند تا دولت و حکومت را به چالش بکشند، کماکان باید منتظر اقدامات مشابه از سوی آمریکا و گروه های همسو با آن در عراق باشیم. با تمام ورشکستگی تشکلی وهابی : تکفیری تحت مدیریت عربستان در عراق، آمریکا از بخشی از ظرفیت این گروه در عراق و از بقیه آن در یمن استفاده خواهد کرد. در چشم انداز نزدیک و به ویژه سال آینده که موعد خروج نیروهای آمریکایی در پایان 2011 فرا می رسد و ترکیب قدرت در آمریکا با موفقیت جمهوریخواهان در انتخابات میان دوره ای، می توان پیش بینی کرد که حکومت عراق در فشار و چالش جدی با رویکردهای آمریکایی قرار گیرد که در نتیجه می توان انتظار کارشکنی و ناامنی سازی و ادامه تنش سیاسی توسط آمریکا را داشت. تمایل برخی از مقامات نظامی برای باقی ماندن در عراق از یک سو با آمدن جمهوریخواهان قوت می گیرد و از سوی دیگر بحران اقتصادی و چالش های ناشی از ناکامی های عراق در منطقه و جهان، دست و پای سیاست خارجی آمریکا را خواهد بست.
آنچه محور اصلی در روندهای عراقی است، با سطح و نوع اهتمام مقامات عراقی شکل خواهد گرفت که باید براساس شناخت کامل صحنه عراق، نیازهای آن و ارزیابی دقیق از اوضاع منطقه ای و جهانی و با تکیه بر مدل همکاری منطقه ای دنبال شود.