فرامرز پارسا
دولتمردان آمریکا در دوران اوباما در حالی با سیاست هویج و چماق به دنبال اجرای طرح های نخ نما شده خود علیه ملت و دولت ایران اسلامی می باشند که همواره در اظهارات خود از ایجاد اجماع جهانی در برابر ایران سخن می گویند. آنها بر این ادعایند که توانسته اند در تمام عرصه ها، اجماع را علیه ایران اجرا و جمهوری اسلامی ایران نیز برای خروج از انزوای جهانی جز پذیرش خواسته های آمریکا چاره ای در پیش روی ندارد.
هر چند آمریکا مانورهای تبلیغاتی بسیاری بر این ادعا انجام می دهد، اما بررسی تحولات جهانی نکاتی بس قابل توجه را آشکار می سازد.
نخست آنکه آمریکا در حالی از ادعای اجماع جهانی در اجرای تحریم علیه کشورهای هدف آمریکا از جمله ایران سخن می گوید که به اذعان خود مقامات آمریکایی، کشورها حاضر به پذیرش این روند نمی باشند. در این چارچوب «استوارت لوی» معاون وزیر خارجه آمریکا و مسئول اصلی پیگیری تحریم های ایران در جهان، صراحتاً اعلام کرده که جهان از جمله همسایگان ایران حاضر به تحریم ایران نیستند. نشریه واشنگتن پست که ارگان رسمی دولتمردان آمریکا می باشد نیز در اعترافی بزرگ اذعان کرد که اروپا به دنبال دور زدن تحریم ها است. اجماع جهانی برای شکست تحریم های آمریکا علیه ایران تا بدانجا پیش رفت که در نشست مجمع عمومی سازمان ملل 182 کشور قاطعانه با تحریم های یک جانبه آمریکا علیه سایر کشورها مخالفت کرده و خواستار پایان این روند شدند.
دوم آنکه آمریکا در حالی ادعای اجماع جهانی برای مقابله با دستیابی ایران به حقوق هسته ای اش را مطرح می کرد که اکثر کشورها از جمله عدم تعهد با 118 عضو، سازمان کنفرانس اسلامی با 57 عضو، اتحادیه آفریقا با 53 عضو و بسیاری دیگر از اتحادیه های منطقه ای، حمایت از حقوق هسته ای ایران را اعلام کردند. در نقطه مقابل، خواست ایران برای وادار ساختن آمریکا و دارندگان سلاح های هسته ای نظیر رژیم صهیونیستی به انهدام سلاح های هسته ای شان با اجماع جهانی همراه شد. مواضع 189 کشور در نشست بازنگری ان پی تی در حمایت از طرح ایران، نمودی از این حمایت است.
سوم آنکه، ایران در نشست های متعدد بین المللی، از جمله در شصت و پنجمین نشست سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل خواستار تغییر ساختار این نهاد بین المللی شد. در مقابل واشنگتن بر حفظ وضع موجود به ویژه حفظ حق وتو برای پنج کشور تأکید می کرد. در نهایت جهانیان دیدند که اجماع کشورها بر حمایت از مواضع ایران مبنی بر لزوم تغییر در ساختار سازمان ملل سوق یافت.
چهارم آنکه، از مسائل مطرح میان ایران و آمریکا، مواضع آنها در قبال فلسطین است. جمهوری اسلامی ایران همواره بر احقاق حقوق ملت فلسطین، خلع سلاح هسته ای رژیم صهیونیستی تأکید داشته و در مقابل واشنگتن بر حمایت قاطع از رژیم اشغالگر اصرار داشته و تمام قوانین بین المللی را در این راه نقض کرده است. بررسی تحولات جهانی نشان می دهد که اکنون موجی از گرایشات جهانی به حمایت از اصول ایران در قبال مسئله فلسطین ایجاد شده که محکومیت های پی درپی رژیم صهیونیستی در مجامع بین المللی و گرایش ملت ها به ارسال کمک های بشر دوستانه برای شکستن محاصره غزه تنها بخش های کوچکی از آن است.
در نهایت آنکه جمهوری اسلامی ایران همواره اتحاد منطقه ای را تنها راه حل پایان مناقشات و چالش های منطقه عنوان کرده و در مقابل آمریکا دخالت های خارجی و حفظ سلطه طلبی خود بر خاورمیانه را راهکار منطقه عنوان کرده است. روند تحولات منطقه نشان می دهد که اولاً سیاست های آمریکا در به اصطلاح حل مسائل منطقه با شکست مواجه شده چنانکه نمود آن را در روند به اصطلاح صلح خاورمیانه، تحولات عراق و افغانستان پس از سال ها اشغال و... می توان مشاهده کرد. ثانیاً همگرایی منطقه در حل مسائل منطقه ای روندی رو به گسترش را نشان می دهد که با محوریت ایران، ترکیه و کشورهای عربی می باشد. رایزنی های گسترده کشورهای منطقه از جمله ایران، عربستان، سوریه، ترکیه برای کمک به تثبیت ثبات در لبنان و عراق تنها گوشه کوچکی از اتحاد منطقه برای مقابله با چالش ها است که دستاوردی بزرگ برای منطقه است.
اکنون این سوال مطرح می شود که واقعاً اجماع جهانی با کیست؟ بررسی روند تحولات جهانی و منطقه ای، نشانگر جایگاه ارزنده ایران و تزلزل بیش از پیش آمریکا در دستیابی به اجماع جهانی در تحقق اهدافش از جمله در قبال ایران است و این حقیقتی انکارناپذیر است که جهانیان به آن اذعان دارند.