فتحالله پریشان
شیخ علی بن حسین بن عبدالعالی کرکی معروف به محقق کرکی یا محقق ثانی، از فقهای جبل عامل و از اکابر فقهای شیعه در قرن نهم و دهم هجری است. وی در میان سالهای 937-941 درگذشته است. کتاب معروف «جامع المقاصد» را در شرح قواعد علامه حلی نوشت.
در خصوص سیر تحولی و تربیتی محقق کرکی گفته شده که وی پس از آشنایی و به دست آوردن تجارب و علوم در حوزه علمیه «جبل عامل»، رهسپار حوزه «دمشق» و از آنجا راهی «بیت المقدس» شد و لختی از زمان را نیز به تحقیق و دانش اندوزی در شهر «الخلیل» گذراند و سپس بار خود را بسته، رهسپار مرکز حوزه اهل سنت در «مصر» گردید. این سفرها و دیدار حوزه های گوناگون او را به یکی از بزرگترین دانشمندان قرن دهم با القابی چون «محقق ثانی»، «مولای مروج»، «محقق کرکی» و «شیخ علایی» تبدیل کرد.
از لبنان تا مصر و از مصر تا نجف، حضور در حلقه های درس و تحقیق و استفاده از محضر استادانی چون؛ علی بن هلال جزایری (بزرگترین استاد محقق ثانی)، محمدبن داودبن موذن جزینی و...توانست جوانه های علم، تحقیق، فقاهت و دیانت را در وجودش بارور کند.
محقق کرکی با اغتنام فرصت به منظور ساماندهی امور شیعه و به دعوت رسمی دربار ایران و شاه اسماعیل صفوی کرسی تدریس علوم دینی در نجف را ترک و عازم ایران شد. آمدن محقق ثانی به ایران و تشکیل حوزه درسی در قزوین و سپس در اصفهان و پرورش شاگردانی مبرز در فقه، سبب شد که برای نخستین بار پس از دوره صدوقین، ایران به مرکز فقه شیعه تبدیل شود. یکی دیگر از بخش های حساس زندگی محقق کرکی، انتخاب وی به عنوان شیخ الاسلام رسمی کشور ایران و دادن اختیارات به اوست که وظیفه محقق را بیش از پیش سنگین کرد و از طرفی این فرمان نشانگر عظمت او در میان شاهان صفوی به مثابه یک رهبر شیعی است. جمله شاه طهماسب اول در واگذاری منصب شیخ الاسلامی برای نخستین بار در ایران به محقق کرکی و تفویض اختیارات تام به وی معروف است: «شما به حکومت و تدبیر امور مملکت سزاوارتر از من می باشید. زیرا شما نایب امام زمان ـ سلام الله علیه ـ هستید و من یکی از حکام شما هستم و به امر و نهی شما عمل می کنم.»
در واقع وجود کسانی چون شیخ لطف الله میسی، شیخ علی منشار (پدر زن شیخ بهایی)، شیخ عبدالصمد (پدر شیخ بهایی)، سیدماجد بحرانی، شیخ حر عاملی و شیخ بهایی در طول دوره صفویه تا اندازه ای توانست جلوی انحرافات بیش از حد آنان را بگیرد و تشیع را مذهب رسمی کشور گرداند و مردم و صاحبان حکومت، عالمان الهی را محترم بشمارند.
از این رو، به درستی درباره تلاش این مصلح بزرگ در احسن التواریخ آمده است: «بعد از خواجه نصیرالدین طوسی هیچ کس مانند محقق ثانی در راه اعتلای مذهب شیعه و مرام ائمه طاهرین ـ علیهم السلام ـ سعی و کوشش به عمل نیاورده است.»
محقق اهتمام فراوانی در شکوفایی حوزه های علمیه داشت. از این رو از موقعیت خود در نزد شاه برای تحصیل دانشجویان علوم اسلامی، استحکام اعتقادی و ترویج تفکر تشیع استفاده می کرد. اصلاح روش صوفیانه صفویان از دیگر تلاش های وی بود. زیرا آنان با تصوف پیوندی ناگسستنی داشتند و دچار انحرافاتی شده بودند. شهید مطهری نقش محقق کرکی و دیگر عالمان دین را در اصلاح سلاطین صفوی چنین تبیین می کند:
«فقهای جبل عامل نقش مهمی در خط مشی ایران صفویه داشتند... صفویه درویش بودند. راهی که ابتدا آنها بر اساس سنت خاص درویشی خود طی می کردند اگر با روش فقهی عمیق فقهای جبل عامل تعدیل نمی شد... به چیزی منتهی می شد نظیر آنچه در علوی های ترکیه و شام هست. این جهت تأثیر زیادی داشت در اینکه اولاً روش عمومی دولت و ملت ایرانی از آن گونه انحرافات مصون بماند و ثانیاً عرفان و تصوف شیعی نیز راه معتدل تری طی کند. از این رو فقهای جبل عامل از قبیل محقق کرکی و... حق بزرگی بر گردن مردم این مرز و بوم دارند.»
علاوه بر اینها محقق کرکی از فرصت پیش آمده برای تبیین نظریه حکومتی اسلام ناب، یعنی ولایت فقیه بهره کافی و وافی برد که در زمان های گذشته با این عمق و وسعت امکان پذیر نبود. او این اندیشه بلند را در رساله نماز جمعه چنین بیان می کند: «فقها و دانشمندان امامیه اتفاق کرده اند که فقیه عادل امین که جامع شرایط فتوا باشد ـ فقیهی که از او به مجتهد در احکام شرعی تعبیر می شود، نایب امامان شیعه است ـ در حال غیبت در تمام آنچه که یک امام در راستای حکومت می تواند انجام دهد و البته عده ای از اصحاب، کشتن و جاری کردن حد را استثنا کرده اند، [اختیار دارد]» در شماره های آتی بیشتر در این مورد بررسی خواهیم کرد.