
قطعنامه های 1437 و 1447 شورای امنیت علیه ایران در جهت ایجاد تحریم های اقتصادی برای آنچه تغییر ایران نامیده می شود به تصویب رسیدند. با توجه به رویه ای که تاکنون در تاریخ سازمان ملل شاهد بوده ایم برای مجبور کردن کشوری به تغییر رفتار و یا حتی فراتر از آن تغییر حکومتی که در راستای منافع قدرتهای بزرگ حرکت نمی کند قطعنامه های شورای امنیت با سیری صعودی در ایجاد فشار و در چارچوب رویه های حقوقی پذیرفته شده از زمان پیدایش سازمان ملل تصویب می شود.
مساله هسته ای ایران از سال 2003 تاکنون به بهانه اصلی فشار آمریکا تبدیل شده است؛ آمریکا با خطرناک خواندن برنامه های هسته ای ایران برای امنیت بین المللی تلاش می کند اجماعی از قدرتهای بزرگ را علیه ایران فراهم آورد. این کشور در ابتدا تلاش کرد قدرتهای بزرگ را برای اقدامی قاطع علیه ایران متحد کند و سپس با کم میلی ترویکای اروپا را برای طرف شدن با ایرن در برنامه هسته ای پذیرفت و پس از عقب نشینیهای گسترده ایران در ابتدای مذاکرات با ایجاد فشار بر آژانس برای جلوگیری از عادی شدن پرونده ایران قدرت عمل کرد. فشارهای مدام آمریکا مانع اصلی حل و فصل پرونده هسته ای ایران بوده است. این پرونده با توجه به معیارهای حقوقی خاتمه یافته است اما واقعیت اینست که هیچ مساله ای در دنیا صرفا حقوقی نیست.
هدف غایی و اصلی تحریم همان مهار است. موقعی که ما از تحریم صحبت میکنیم اساسا از مهار صحبت می کنیم، یعنی هدف کشور تحریم کننده مهار کشور تحریم شونده است که می تواند به شکل سیاست تغییر رژیم، تغییر رفتار و ... باشد که به فراخور شرایط اتخاذ میشود. بررسی نقش اتحادیه اروپا در تحریم های فعلی و آتی علیه ایران به خاطر وزن بالای اتحادیه اروپا در تجارت خارجی ایران اهمیت زیادی دارد. اتحادیه اروپا در تعریف منافع جهانی خود با آمریکا در تضاد ذاتی به سر می برد. حرکت آمریکا از سال 2001 در جهت تبدیل شدن به هژمون با منافع اتحادیه اروپایی که با تقویت روند همگرایی تلاش می کند بر وزن خود در مبادلات جهانی بیافزاید و به قدرتی حداقل همپای ایالات متحده تبدیل شود در تضاد قرار دارد.
آمریکا توانست در سال 2001 به خاطر حمله به برج های دوقلو و حاکم شدن فضای ضد تروریستی گسترده در جهان اجماعی جهانی را علیه طالبان بوجود آورد و به این کشور در راس یک ائتلاف حمله کند. اما هنگام حمله به عراق در سال 2003 خبری از ایجاد ائتلاف نبود و آمریکا فقط پشتیبانی انگلستان را با خود به همراه داشت؛ این حمله در شرایطی صورت می گرفت که محور مسکو-برلین-پاریس علیه آمریکا شکل گرفت که البته راه به جایی نبرد. پس از حمله به عراق و ناتوانی قدرتهای مخالف، رایس خطاب به جهانیان و محور مزبور گفت: روسیه را باید بخشید، آلمان را باید نادیده گرفت و فرانسه را باید ادب کرد. اتحادیه اروپا بعنوان بزرگترین منطقه اقتصادی دنیا نتوانست موضع واحدی در بحران عراق اتخاذ کند و دچار شکاف شد. پس از این ناتوانی اتحادیه اروپایی نه به دو پاره، یعنی یک قسمت موافق آمریکا و یک قسمت مخالف آمریکا، بلکه به تکه هایی به اندازه اعضایش تبدیل شد که هر یک تلاش می کنند بصورت مستقل با آمریکا روبرو شوند و منافع ملی خود را حداکثر کنند.
بحث جدی فعلی برای اروپاییها در زمینه سیاست خارجی چگونگی برخورد با تحریم هایی است که آمریکا آنرا به جدیت پیگیری می کند. طرف های اصلی تجاری ایران در بین کشورهای اروپایی، قدرتهای بزرگ اقتصادی این اتحادیه است. کشورهایی مانند آلمان، ایتالیا، فرانسه و انگلستان طرفهای اصلی تجاری ایران به حساب می ایند. 70 درصد از واردات ایران از کشورهای امارات متحده عربی ،آلمان،چین،سوئیس،فرانسه، جمهوری کره،ایتالیا، انگلستان،هند و هلند بوده است که واردات از امارات را هم باید از جانب کشورهای تولید کننده دانست و نه خود این کشور. ترکیب کالای وارداتی ایران با توجه به گروه بندی به سرمایه ای و مصرفی نشان می دهد که کشورهایی مانند کره، چین و هند سهم اندکی در کالاهای سرمایه ای صادر شده به ایران دارند. به همین دلیل توان اروپا برای تاثیر گذاری بر ایران به صورت طولانی مدت بیشتر از کشورهای دیگر طرف تجاری ایران است. سوال اصلی اینست که آیا در شرایطی که اروپا در تحریم های علیه ایران نقش مهمی دارد آمریکا می تواند اروپا را در ایجاد تحریم کامل علیه ایران با خود همراه سازد؟
قدرت کشورهای اروپایی و نیازهای کنونی آنها با یکدیگر کاملا متفاوت است، به همین جهت باید کشورهای اصلی را جداگانه بررسی کرد و از بررسی کشورهای اروپایی با توجه به اتحادیه اروپایی که در آن یک موضع واحد بین آنها وجود داشته باشد پرهیز نمود.
انگلستان
کشوری که از زمان تحویل قدرت اول بودن در نظام بین الملل در دوران پس از جنگ دوم جهانی هرگز موضعی علیه آمریکا اتخاذ نکرده است و یک دنباله روی صرف ایالات متحده است. همراهی با آمریکا باعث می شود تا این کشور هزینه تقابل را از دوش خود بردارد و مزد همراهی را نیز به خوبی دریافت کند. مزایای این همراهی به قدری زیاد است که از صدمات ناشی از تحریم های علیه ایران بیشتر می باشد به همین دلیل انگلستان در تحریم های علیه ایران کاملا با آمریکا همراه خواهد بود.
ایتالیا
از زمان به قدرت رسیدن رومانو پرودی یک چرخش اساسی در استراتژی اتفاق افتاد که البته با شیب کم و بدون هیاهو اتفاق بوده است. پرودی که از فعال ترین شخصیتهای اروپایی در فرایند همگرایی به حساب می اید جانشین یک راستگرای افراطی مانند برلوسکونی شد که می گفت: حتی اگر آمریکا اشتباه کند نیز ما با او همراه خواهیم بود. برلوسکونی از مصادیق تاثیر فرد بر روابط خارجی یک کشور به شمار می رود. ایتالیا در شرایط اقتصادی مطلوبی قرار ندارد و راهبردی هم که در پیش گرفته است یک راهبرد ملی که جنبه اروپایی کافی نیز دارد می باشد به همین دلیل آمریکا را در تحریم های علیه ایران همراهی نخواهد کرد و در این شرایط بد اقتصادی هزینه تحریم علیه ایران را به جان نمی خرد. ایتالیا در برابر حوادث بین المللی موضع سکوت را در پیش گرفته است.
آلمان
قدرت اصلی اقتصادی اروپا با اکراه به همراهی با آمریکا اقدام خواهد کرد. آلمان که از فعال ترین کشورهای اروپایی و یکی از سه محور همکاری با روسیه و یکی از دو محور برلین – پاریس محسوب می شود قافیه را به آمریکا باخت. آلمان که قدرت سیاسی کافی مانند قدرت اقتصادی ممتاز خود در اختیار ندارد نمی تواند مانند قدرت کوچک تری چون ایتالیا راه خود را برود و ناچار از موضع گیری صریح در مناسبات بین المللی است. به خاطر نداشتن قدرت سیاسی کافی مجبور است که در تحریم های علیه ایران از آمریکا پشتیبانی کند و چیزی برای معوضه با عدم همراهی در تحریم ها در اختیار ندارد.
در اتحادیه اروپا کشورهای عضو دوست دارند چیزی را به اشتراک بگذارند که ندارند، به همین دلیل آلمان همواره از موضع گیریهای سیاسی واحد در چارچوب اتحادیه به شدت جانبداری کرده است و به خاطر افزودن بر وزن طرفداران خود حامی اصلی گسترش اروپا به شرق بوده است. آلمان در کشورهای اروپای شرقی نفوذ زیادی دارد، در مقابل کشوری مانند فرانسه طرفدار اتخاذ مواضع اقتصادی یکسان بوده است.
کشوری که باید تنبیه می شد. به نظر می رسد رایس در هدفش موفق شده است. فرانسه که قدرت اول سیاسی اتحادیه اروپاست و از از حامیان همگرایی نیز محسوب می شود و برعکس انگلستان واگن آخر و عامل ترمز اتحادیه نیست در بحث تحریم های علیه ایران موضعی متفاوت از آنچه به ظاهر محتمل است اتخاذ خواهد کرد. فرانسه در شرایط اقتصادی خوبی به سر نمی برد به همین دلیل میان هزینه سیاسی در همراهی با آمریکا و هزینه اقتصادی اولی را انتخاب کرده است؛ و توان مبادله بین دو گزینه را دارد. فرانسه برخلاف موضع گیریهای اولیه علیه آمریکا، در پرونده هسته ای ایران موضعی کاملا منطبق بر خواست واشنگتن اتخاذ کرده است. فرانسه ترجیح می دهد از نظر سیاسی با آمریکا باشد ولی در تحریم ها آمریکا را همراهی نکند. به نظر می رسد آمریکا نیز این را پذیرفته است. شرکتهای فرانسوی طرف تجاری با ایران به مبادلات خود ادامه خواهند داد.
انگلستان کاملا با آمریکا همراهی خواهد کرد، آلمان نیز روشی مانند انگلستان ولی با شدت کمتر را در پیش خواهد گرفت و در سوی دیگر نیز ایتالیا و فرانسه توجه جدی به تحریم ها نخواهند داشت. اتحادیه اروپا باز هم دچار شکاف است، شکافی که از سال 2003 اغاز شد و کماکان ادامه دارد. دلیل اصلی این عدم وحدت سیاست خارجی ایالات متحده است.
فراتر از وضع حاکم بر اتحادیه اروپا و موضع گیریهای متفاوت و متضاد آن؛ تحریم دیگر ابزار قدرتمندی به حساب نمی آید. شرایط جهان امروز کابرد تحریم را محدود کرده است. با جهانی سازی اقتصاد که بازارهای مالی را به یکدیگر پیوند داده است در برابر ادغام بازارهای مالی راههای برون رفت بی شماری نیز شکل گرفته است. پیچیدگی فراوان بازارهای مالی این کار را به صورت مطلق غیرممکن کرده است. قوانین سرمایه گذاری در حوزه های مختلف، انتقال و تبدیل ارز بین بانک ها و موسسات اعتباری به همان اندازه که کنترل قیمتی ارزهایی را در جهان میسر ساخته است، راههای برون رفت بسیاری نیز ایجاد کرده است. کنترل تمامی راهها غیرممکن است. نابود کردن تمام منابع مالی گروهی مانند القاعده که اجماع جهانی را نیز علیه خود به همراه داشت ممکن نشد چه رسد به نابودی منابع مالی کشوری مثل ایران امکانات بسیار زیاد در اختیار دارد و هیچ گونه اجماع جهانی نیز در مورد آن وجود ندارد و این وضع هر روز بیش از پیش به سود ایران در حال تغییر است.
از چند دهه پیش کارایی تحریم به شدت زیر سوال رفته است و وضع امروز نیز بهتر از گذشته نیست. تنها دلیلی که باعث شده ایالات متحده هنوز بر تصویب قطعنامه های بعدی علیه ایران اصرار کند ایجاد رویه برای فشار بشتر بر ایران و کاستن از هزینه های احتمالی برخورد آتی است. آمریکا نمی تواند حتی در صورت صدور قطعنامه سوم که بالاخره تصویب خواهد شد قطعنامه ای برای تحریم کامل ایران را از تصویب شورای امنیت بگذراند و ایران از جانب تهدیدی به نام تحریم کاملا در امان است.