جورج بوش رئیس جمهورى آمریکا در آستانه سفر به خاورمیانه صریحاً از عزم خود براى استفاده از تمامى مسیرهاى ممکن در جهت جلوگیرى از نفوذ و روند فزاینده قدرت گیرى ایران در این منطقه استراتژیک خبر داد و آنچه از تحرکات و مواضع وى در روزهاى نخستین این سفر برداشت مى شود نیز مؤید همین موضوع است.
در این میان اعلام حمایت رئیس جمهور آمریکا از یک طیف سیاسى در کشورمان باعث به وجود آمدن پرسش ها و شائبه هاى فراوانى در میان افکار عمومى ، کنشگران سیاسى کشور و وفاداران به انقلاب شده است. هرچند که حمایت هاى آمریکا از برخى دسته هاى سیاسى در کشورمان و تخصیص بودجه هاى هنگفت به آنها در جهت پیاده سازى فرامین دیکته شده از مدت ها قبل فاش گردیده بود اما این موضع گیرى صریح رئیس جمهور آمریکا آن هم در آغاز سفر به خاورمیانه براى اعمال فشار به ایران و تضعیف موقعیت کشورمان در این منطقه ، مطمئناً حاوى پیام هاى کاملاً آشکارى است که فهم این پیام ها ضرورت شفاف سازى و مرزبندى این گروه هاى سیاسى با نظام و دشمنان انقلاب را بدیهى مى سازد.
رئیس جمهور آمریکا از مسیر ها و کانال هایى سخن گفته که تمرکز بر روى آنها را براى نیل به هدف اصلى اش که همانا تضعیف منطقه اى و جهانى ایران مى باشد مدنظر قرار داده است. بدون شک این مسیر ها منحصر به رایزنى ها و گفت وگو هاى دیپلماتیک با سران کشورهاى منطقه نیست چرا که سرمایه گذارى آمریکا به روى برخى از دسته هاى سیاسى درایران براى استفاده از آنها در چنین مواقعى صورت گرفته است کما این که این دسته ها حداقل در یک ماه اخیر با صدور بیانیه هایى در مورد تعلیق غنى سازى اورانیوم از سوى ایران(! )و نیز درخواست از دشمنان نظام براى نظارت بر انتخابات مجلس هشتم وظیفه هاى محوله را براساس فرامین صادر شده انجام داده اند.
در این شرایط اما ورود برخى از گروه هاى سیاسى به زیر چتر حمایتى دولت آمریکا که منجر به حمایت علنى و رسمى رئیس جمهور این کشوراز مجموعه جریان متبوع این گروه ها شده، حاوى نکات ظریفى است که مى بایست نهایت دقت و تأمل در آن صورت بگیرد. در شرایط کنونى پرسش اساسى افکار عمومى این است که مجموعه کدامین منافع مشترک این دسته هاى سیاسى با دولت آمریکا باعث شده که رئیس جمهور یک کشور دشمن به صراحت از آنها حمایت کند بى تردید اندکى درنگ در تحرکات و موضع گیرى هاى چند ماهه اخیر این گروه ها، چرایى این موضوع را کاملاً آشکار مى سازد. موسم انتخابات نزدیک گشته و ثبت نام از کاندیداهاى هشتمین دوره مجلس شوراى اسلامى نیز خاتمه یافته و بررسى صلاحیت کاندیداها آغاز شده است. گروه هاى سیاسى نیز در قالب جریان هاى بزرگ سیاسى کشور خود را براى قرار گرفتن در معرض گزینش انتخاب کنندگان آماده مى کنند. در این خصوص هرچند که تمامى این گروه ها حضور حداکثرى مردم براى انتخاب افراد و گروه هاى مورد وثوق خود را هدف مشترک مى دانند اما اقدامات و موضع گیرى هاى برخى از این گروه ها مغایرت و منافات کاملاً آشکارى با این خواسته دارد. آنچه از مجموعه تحرکات، اظهارات و موضع گیرى هاى نظریه پردازان و کارگزاران این گروه ها در چند ماه اخیر قابل استنباط است، تکاپو براى القاى نوعى بدبینى و تخریب حیثیت انتخابات است. این گروه ها از اواخر بهار امسال و در فاصله ۹ ماه مانده به موعد انتخابات، موضوع نگرانى از سلامت انتخابات را مطرح کردند و تقریباً تمامى آنها طى دیدارهایى با یکى از افراد با نفوذ نظام به ظاهر خواستار تلاش وى براى برگزارى سالم انتخابات شدند!
این که چرا در شرایطى که هنوز این گروه ها کوچکترین مقدماتى را در جهت آماده شدن براى شرکت در این انتخابات فراهم نکرده اند، ناگهان سخن از سلامت انتخابات به میان مى آورند، آیا موضوعى عجیب و شک برانگیز نیست بخصوص اگر این اقدام از سوى گروه هایى باشد که در طى ۴ سال اخیر در سه انتخابات متوالى مغلوب رقیب شده و در نازلترین سطح از برخوردارى اقبال عمومى به سر مى برند. مرحله دوم این پروژه بهانه گیرى هاى عجیب تر این گروه ها از زمان برگزارى انتخابات در ۲۴ اسفند بود. بهانه گیرى هاى فراوانى در این مقطع صورت گرفت اما به طور کلى تمرکز آنها عمدتاً در مورد قرار گرفتن زمان انتخابات در فاصله زمانى سه هفته اى میان اربعین حسینى و عید نوروز بود به گونه اى که عده اى فاصله دو هفته اى اربعین حسینى با زمان انتخابات را باعث استفاده جریان رقیب از فضاى معنوى حاکم در آن زمان ارزیابى کرده و آن را مورد اعتراض قرار دادند و عده اى دیگر نیز فاصله یک هفته اى انتخابات قبل از عید نوروز را مورد هجوم قرار دادند با این بهانه که مردم حساسیت لازم را در مورد انتخابات به خرج نمى دهند!
در این باره هم نگرانى این گروه ها از تصمیم گیرى مردم براساس آموزه هاى حماسه عاشورا و هم تلاش آنها براى ایجاد حساسیت کاذب و بى مورد در افکار عمومى نسبت به انتخابات و القاى تخلف در آن بسیار سؤال برانگیز مى باشد. مرحله سوم این پروژه نیز موضوع نظارت شوراى نگهبان بر انتخابات است که از مدتى قبل در دستور کار گروه هاى مورد نظر قرار گرفته که در این راستا این گروه ها به اظهار نظرهاى برخى از چهره هاى خود اکتفا نکرده و پاى نظریه پردازان و تصمیم سازان خود را به این عرصه باز کرده اند. این گروه ها دست به اقدام جدیدى نیز زده اند و آن ثبت نام تمامى افرادى است که در انتخابات گذشته کف احراز صلاحیت ها را به دست نیاوردند. بى تردید این اقدام و همه اقدامات صورت گرفته در تمامى مراحل این پروژه یک هدف را بیشتر دنبال نمى کند و آن اعمال فشار به نظام براى تأمین خواسته هاى غیر قانونى آنها است ولو این که این اقدام وارد کردن آسیب و خدشه به حیثیت انتخابات باشد.
پر واضح است که آسیب به حیثیت انتخابات یک کشور هزینه گزافى براى نظام آن کشور به همراه خواهد داشت و صرف این هزینه گزاف سبب قوت گرفتن دشمنان آن کشور خواهد شد. این خوشبینانه ترین حالتى است که مى توان به عنوان منافع مشترک این گروه ها و آمریکا قائل بدان شد هرچند که هم آغوشى حزب به زعم خود دولت ساز مشارکت با یکى از تشکل هاى سیاسى غیر قانونى در قالب ائتلاف براى ورود به مجلس هشتم که به مثابه حمایت از منویات و تفکرات الحادى این تشکل غیرقانونى است خط بطلانى بر این ساده انگارى ها مى کشد. قرار گرفتن تشکل غیر قانونى نهضت آزادى- که همانگونه که رفت صدور بیانیه هاى درخواست تعلیق غنى سازى اورانیوم از سوى ایران و نظارت خارجى بر انتخابات مجلس هشتم آنها اقدامى بى شرمانه در حق ملت ایران است- در گستره حمایتى حزب مشارکت و اعلام حمایت برخى از شوراى مرکزى این حزب از بیانیه هاى این تشکل و در کنار این ها اقدامات تخریبى در جهت ضربه زدن به حیثیت انتخابات آیا چیزى دیگر را به غیر از حمایت صریح بوش از این گروه ها به ارمغان خواهد آورد با در نظر گرفتن این واقعیت، پاسخ تمامى سؤالات و شبهات مطرح شده بسیار سهل الوصول خواهد بود. در چنین شرایطى این گروه ها مى بایست هرچه سریع تر مرزبندى هاى خود را با دشمن و نیز نسبت خود با انقلاب و آرمان هاى امام(ره) را مشخص کنند. به نظر مى رسد کمترین اقدامى که این گروه ها مى توانند در حال حاضر بدان مبادرت ورزند صدور بیانیه اى در جهت تبریک جشن از این ننگ بزرگ است. اقدامى که تاکنون این گروه ها از آن دریغ کرده اند. با تمامى این تفاسیر آنچه همواره در طى ۲۸ سال گذشته به وضوح به نمایش گذاشته شده، درک و فهم عمیق مردم از واقعیت هاى سیاسى کشور است. درک و فهمى که مطمئناً ثمره آن را مى توان در انتخاب ها و گزینش آن ها در عرصه تصمیم گیرى ها مشاهده کرد.