مهرداد بهمنی
بی شک یکی از مهمترین وجوه تمایز میان اصولگرایان و لیبرال مسلکانی که با شعار تحقق دموکراسی، انسانیت و اخلاقیات را در پای بی بند و باری و هرزه نگاری ذبح می کنند، به آزاد اندیشی و بیان حق بدون در نظر گرفتن وابستگی های حزبی و جناحی باز می گردد. اصولگرای واقعی از آنجا که جز به کلام حق و تحقق احکام دین در جامعه به چیز دیگری نمی اندیشد، هرگز حاضر نمی شود تا حقیقت را فدای مصلحت کند.
این موضوع از آن جهت بیان شد که در طول ماه های اخیر بارها و بارها شاهد تماس های مکرر اشخاصی بودیم که در ظاهر و لوای همفکری در آرمان ها به منظور جلوگیری از درج مطالبی که در قالب نقد سینما و تلویزیون در نشریه به آن اشاره می شود، تماس های مکرر گرفته تا شاید ما را از ادامه راه خود منصرف گردانند. در حالی که خود آنها بهتر از دیگران بر این موضوع واقفند که دغدغه احساس مسئولیت و پایبندی نسبت به آن به هر نوع ارتباط و نسبتی ترجیح دارد و به هیچ وجه نبایستی متأثر از ملاحظات بی وجه و غیرقابل قبول از میان دیدگاه ها و نظرات انتقادی پرهیز کرد هر چند که چنین بیانی آزردگی و ناخشنودی همراهان، دوستان و هم اندیشان را در برداشته باشد بویژه آنکه احساس شود دوستان مورد انتقاد که دیروز و زمانی که خود مسئولیت چنین اموری را برعهده نداشتند و در زمره منتقدین بودند امروز دچار برخی از آفات عملگرایی شده و در دام درهم تنیده آن گرفتار گردیده اند که در این صورت انتقاد صریح و روشن از عملکرد مستوجب انتقاد آنها وظیفه ای مسلم و فروگذاری آن گناهی نابخشودنی و خلاف رسوم و آداب دوستی و رفاقت و جفا و خیانت به اهداف و آرمان هایی است که هر دو طرف بر آن معتقد می باشند اگر از زاویه ای که مشخص گردید به موضوع نگریسته شود از تلخی انتقادها کاسته خواهد شد و چنانچه به انتقادها توجه شود و عیوب تذکر داده شده رفع گردد و آثار مثبت آن تبلور یابد طعم انتقادها شیرین خواهد شد. بر این اساس لازم است نسبت به هر آنچه که در عرصه هنر و بویژه هنرهای نمایشی نیازمند انتقادات، انتقادهای مشفقانه کرد. هیچ کس ادعا ندارد که برنامه های صدا و سیما تاترهای به نمایش درآمده و فیلم های سینمایی اکران شده در سلامت کامل است برعکس بسیاری و شاید همگان نسبت به عیب ها و ضعف های آنها اذعان داشته باشند، آیا کسی باید به این عیب ها و ضعف ها بپردازد یا خیر؟ پاسخ روشن است باید به عیب ها ضعف ها پرداخت و هشدار داد، این می شود انتقاد. آیا مسئول مربوطه باید از چنین عیب یابی ها و ضعف شناسی ها برافروخته شود یا اینکه از آنها استقبال کند و در صدد جبران برآید، وضوح بحث مانع ادامه آن می شود. از این رو در راستای انتقاد به عملکرد معاونت سینمایی کشور باید یادآوری شود که دولت مردمی دکتر احمدی نژاد با شعار بهبود بخشیدن به تمامی نواقص و ایراداتی که در طول سال های گذشته جامعه را به انحا مختلف مورد مورد تهدید قرار می داد پا به عرصه حیات گذاشت. بی شک این شعار با سیاقی که آن معاونت در پیش گرفته است، همخوانی و قرابت ندارد. صدور مجوز اکران فیلمی چون (ازدواج به سبک ایرانی) که سال ها در محاق توقیف دولت قبل بوده و یا اکران فیلمی چون (چهارشنبه سوری) درست یکماه بعد از برگزاری جشنواره و در شرایطی که مسئولان فرهنگی و امنیتی کشور بهتر از آن آگاهند و یا اکران فیلمی چون (هوو) که القا کننده اندیشه ای جز بی بند و باری و ابتذال نیست، چه توجیهی دارد. آیا می شود با اتکا به چند تئوری، حال را فدای آینده کرد؟ یا اینکه تساهل و تسامح در آنان نیز نهادینه شده است؟
آیا صدا و سیما چنین حقی را دارد که مبلغ آثاری باشد که جز اشاعه منکرات و بی بندو باری دستاوردی برای مخاطبان ندارد؟ چه گونه است که صدا و سیما برای پخش تیزر آثاری چون (خداحافظ رفیق)، (بید مجنون) و (خیلی دور خیلی نزدیک) هزار اما و اگر می آورد اما برای پخش تیزر (هوو) با مشکلی روبرو نیست؟
صریحا باید اعتراف کرد که وضعیت برنامه های فرهنگی صدا و سیما و وزارت ارشاد در شرایط مطلوبی قرار ندارد و چناچه بخواهد همچنان بر این عملکرد خود اصرار و ابرام بورزند، در آینده نزدیک با موج جدیدی از تهاجم فرهنگی روبرو خواهیم شد که اینبار مهار آن بسیار مشکل تر خواهد بود.