جایگاه فرهنگ و نقش آن در یک کشور بر هیچ کسی پوشیده نیست. همه می دانیم که امروزه بیش از آنکه تهاجم نظامی و تحریم های اقتصادی برای یک کشور ناخوشایند و موثر باشد عرصه فرهنگ به مراتب دارای اثرگذاری بیشتری در این حیطه است. چه آنکه حوزه های تهاجم مسلحانه و نظامی یا تحریم اقتصادی بیشتر دارای زمان و تاریخ مصرف هستند و پس از یک دوره کم یا زیاد این تهاجم رو به خاموشی می گراید. در این میان امکان مخالفت و مقابله با این دو نوع تهاجم در میان مردم یک جامعه وجود دارد و به راحتی تحت تاثیر این تهاجم ها کمر خم نمی کنند. بنابراین هرگز حاضر نمی شوند که به صورت کامل تحت سیطره یک قدرت خارجی درآیند. اما در حوزه فرهنگ چنین مشخصاتی وجود ندارد. زیرا در این فرایند ایدئولوژی و طرز تفکر زیربنای سایر مقوله هاست. تا زمانیکه یک ملت از نظر عقیدتی مغلوب یک دولت یا در مجموع یک اندیشه قرار نگیرد نمی توان گفت که آن ملت یا جامعه به تصرف یا اشغال قدرت ثانوی درآمده باشد. بنابراین قدرتهای بزرگ و سردمداران زر و زور هجوم های نظامی و اقتصادی امروزه دریافته اند که این سلاح ها دیگر کارایی گذشته خود را ندارند و به سلاح فرهنگی روی آورده اند. بر همین اساس هر مملکتی باید برای جلوگیری از انهدام فرهنگی خود و دفاع از شستشوی مغزی شهروندان خود توسط یک قدرت بیگانه و جلوگیری از اداره مغزها توسط قدرت ثانوی راه حلهایی را برای مبارزه با این اقدام بنیان بر افکن در پیش بگیرد. تدبیر حضرت امام(ره) در راه اندازی شورای انقلاب و بالتبع آن شورای عالی انقلاب فرهنگی مهمترین اقدام در این زمینه و نقطه عطف درحوزه فرهنگ می باشد.
به دنبال همین ضرورت و وجود یک اراده قوی و کارآمد برای حل مسایل فرهنگی کشور بود که رهبر معظم انقلاب با نگاه مدبرانه و ژرف اندیشی که به تکامل و تعالی جامعه دارند، برای نخستین بار مساله «مهندس فرهنگی» کشور را در سال 81 با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح کردند.
شورایعالی انقلاب فرهنگی قرارگاه اصلی مهندسی فرهنگی کشور است:این جا را در واقع باید اتاق فرمان فرهنگی کشور یا ستاد عالی فرهنگی و علمی دستگاه های کشور اعم از دستگاه های فرهنگی و سایر دستگاه ها و مرکز مهندسی فرهنگی کشور به حساب آورد. (مقام معظم رهبری 1381)
برای«مهندسی فرهنگی کشور» باید فرهنگ مهندسی شده ای که بر اساس آن می خواهد کشور مهندسی شود معین گردد. بنابراین جایگاهی که وظیفه مهندسی فرهنگی کشور را بر عهده دارد باید نخست مهندسی فرهنگ انجام دهد.
علاوه براین، غیر از سیاستگذاری به آن معنا (تعیین سیاست های پیشرو و مهندسی فرهنگی کشور)، کار دیگر شورا، مهندسی فرهنگ کشور است.
(مقام معظم رهبری 1381)
رهبر معظم انقلاب در سالهای بعد نیز بر ضرورت طراحی نقشه فرهنگی کشور و مهندسی فرهنگی تاکید داشته اند.
«شورای عالی انقلاب فرهنگی در حقیقت ستاد مرکزی فرهنگ کشور است. اینجا برنامه ریزی و طراحی و آینده نگری و کلان نگری و اشراف بر مسائل فرهنگی لازم است. نمی شود ما میدان را رها کنیم تا دیگران هر کاری که می خواهند، بکنند. امروز همان کسانی که ادعای آزادی می کنند و دم از لیبرال بودن می زنند، پیچیده ترین و دقیق ترین و ظریفترین شیوه کنترل را بر روی فرهنگ کشورهای خودشان، بلکه سراسر دنیا، اعمال می کنند و سعی دارند که فرهنگ خود را به کشورهای دیگر منتقل و تزریق کنند». (مقام معظم رهبری 1382)
«مهمترین تکالیف ما در درجه اول مهندسی فرهنگ کشور است. یعنی مشخص کنیم که فرهنگ ملی، فرهنگ عمومی و حرکت عظیم درونی و صیرورت بخش و کیفیت بخشی که اسمش فرهنگ است و در درون انسان ها و جامعه بوجود می آید، چگونه باید باشد؟ فرهنگ هدف کدامست؟ اشکالات و نواقص اش چیست؟ چگونه باید رفع شود؟ فرهنگ موجود کدامست؟کندی ها و معارضاتش کجاست؟مجموعه ای لازم است که اینها را تصویر کند.» (رهبر معظم انقلاب 1383)
مهندسی فرهنگ تخصصی فرهنگ اقتصادی، فرهنگ سیاسی، فرهنگ اجتماعی مهندسی فرهنگ این است که با رویکرد سیستمی اجزاء فرهنگ اعم از فرهنگ ملی، فرهنگ عمومی، فرهنگ تخصصی ، فرهنگ سازمانی ، در مجموعه فرهنگ جانمایی شده و روابط آنها بخوبی تنظیم شود. ضعف های اجزاء و روابط آنها برطرف شود. یکی از مهمترین تکالیف ما در درجه اول مهندسی فرهنگ کشور است.(مقام معظم رهبری 1383)
در سال 84 با گذشت سه سال از تاکید رهبری بر مهندسی فرهنگی نه تنها هیچ نتیجه قابل قبولی از طرح موضوع ارایه نشد بلکه باعث شد مجددا مقام معظم رهبری اهمیت این موضوع را برای اعضای شورا تبیین کنند.
«الان باید نقشه مهندسی فرهنگی کشور روی میز آماده باشد و باید روی آن بحث شده باشد. کار شده باشد، تصمیم گیری شده باشد و نقشه کلان با راه کارها- نه فقط چیزهایی که صرفاً آرزو و آمال است- کاملاً کشیده شده و مشخص شده باشد. این حرف اصلی ماست به شما دوستان.» (رهبر معظم انقلاب. زمستان 84)
... بنده با شما پیش خدای متعال احتجاج خواهم کرد و به پروردگار خواهم گفت من بهترین کسانی را که مناسب این کار می شناختم، در این شورا جمع کردم؛ شما به خدای متعال باید جواب بدهید؛ هرچه که فکر می کنید باید پیش خدای متعال گفت، آن را بیان کنید و به فکرش باشید. حالا این را می خواهم به شما عرض بکنم که مسئولیت این شورا به خاطر اهمیت و سنگینی مسأله ی فرهنگ و علم، مسئولیت سنگینی است؛ منتها ثقل اکبر در این جا فرهنگ است؛ چون هم خود علم و آموزش و هم جهتگیری و کیفیت و روی کردهای مختلف آن، تحت تأثیر فرهنگ عمومی جامعه است...
(رهبر معظم انقلاب 1384)
بر همین اساس خواسته یا ناخواسته اولین همایش مهندسی فرهنگی پس از 4 سال از تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری برگزار شد و ما این عمل را به فال نیک می گیریم.
سیاستهای برگزاری همایش
دبیر همایش مهندسی فرهنگی با عنوان این مطلب که 7 کمیته رسانه و تبلیغات علمی دبیرخانه پشتیبانی دانشجویی انتشارات و تشریفات برای تحقق اهداف همایش تشکیل شده اند، افزود : دو شورای ناظر با تغذیه فعالیت های کمیته های مذکور بر عملکرد آنها نظارت می کنند.
وی گفت : فعالیت های ستاد همایش نیز از نیمه تیرماه سال 85 آغاز شد که در اول مرداد ماه در 9 محور و 54 موضوع فراخوان آغاز شد که در اول مرداد ماه در 9 محور و 54 موضوع فراخوانی را در روزنامه های کثیرالانتشار منتشر کردیم و تا پایان مهلت قانونی ارسال آثار، 270 مقاله و خلاصه مقاله در آن شرکت کردند که با توجه به حجم آثار ارسالی تعداد داوران را از 40 نفر به 100 نفر افزایش دادیم
برگزاری همایش ها و سمینارها در صورتی پسندیده است که درنهایت راهی برای برون رفت از آن معضل یا برای اجرای یک طرح و برنامه به دنبال داشته باشد در غیر این صورت جز اتلاف زمان و هزینه نمی توان چیز دیگری برای پیامدهای آن متصور شد. حال که اولین همایش مهندسی فرهنگی برگزار شد و تمام شد مهمترین نتایج آن چه بوده است؟ آیا صرف پرداختن به امور نظری و چارچوبهای تئوریک موضوع می تواند راهگشا باشد؟ ما منکر وجود یک چارچوب قوی برای طرحهای کلان و مسایل مهم جامعه نیستیم ولی چرا پس از چهار سال از اشاره مستقیم مقام معظم رهبری درباره ضرورت مهندسی فرهنگی حال به دنبال یافتن چارچوبهای تئوریک موضوع افتاده اند؟
اما از همایش چه خبر؟
بر اساس برخی شواهد و انعکاس اخبار همایش شیوه برگزاری فاقد شکل متناسب با مهندسی فرهنگی بوده است.
جدای از اینکه حرف و حدیث ها در برخی محافل خبری بر سر هزینه های جانبی و پذیرایی مفصل در همایش مهندسی فرهنگی، اعتراض تعدادی از شرکت کنندگان در این همایش را برانگیخته بود ولی به گفته یکی از داوران و ارزیابان مقالات ارایه شده به همایش و بر اساس برخی اخبار برای برگزاری این همایش بالغ بر نیم میلیارد تومان هزینه شده بود و بیشتر مقالات ارائه شده در همایش قبلا و در مجلات دیگر ارائه شده بود. با وجود این برخی از همین مقالات دوباره ارائه شده با قراردادی به مبلغ 500 هزار تومان به دبیرخانه همایش عودت داده شدند.
جالب است بدانید که اولین چکیده مقاله موجود در کتاب منتشر شده همایش دو سال قبل در یکی از زیر مجموعه های ارشاد منتشر شده بود.
در هنگام توزیع تقدیر نامه برگزیدگان همایش که توسط رئیس مجلس شورای اسلامی برگزار می شد حدود 70درصد از برگزیدگان غایب بودند!
همایش در روز اول همزمان در 3 تالار خواجه نصیر، فیض و عطار و در روز پایانی در تالارهای خواجه نصیر و فیض برگزار شد؛ که در تالار خواجه نصیر ارائه مقالات و در تالارهای دیگر علاوه بر این،2 نشست (میزگرد) نیز برگزار گردید.
تالار خواجه نصیر با 700 نفر گنجایش، در لحظات ارائه مقالات جمعیتی بین 60 تا 70 نفری را در خود می دید که اغلب آنها ارائه کنندگان دیگر مقالات همایش بودند.
فضای سنگین و خواب آور تالار خواجه نصیر صحنه هایی از به خواب رفتن بزرگترهای مجلس و یا همان طراحان مهندسی فرهنگی را رغم می زد مخصوصا در نوبت های عصر همایش که برگزار کنندگان همایش را به قرار دادن ساعت های تفریحی و سعی در ریکاوری اهل فرهنگ و ادب، مجاب می کرد.
حال که اولین همایش مهندسی فرهنگی با این شکل و سیاق برگزار گردید و ممکن است که درآینده راه ورود به برگزاری همایشهایی از این دست باز شود و مانند سایر همایشهایی که روزانه در گوشه و کنار کشور برگزار می شود آیا نباید در این خصوص دقت بیشتری در راه اندازی اینگونه مراسم ها داشته باشیم؟
مصوبهسازی در شورا
اگر به موضوع مصوب پانصد و نود و سومین جلسه مورخ 23/08/1385 شورای عالی انقلاب فرهنگی - یعنی آخرین جلسه شورا- می توانیم به اساس فعالیتهای شورا پی ببریم.
جدای از اینکه آیا تصویب 8 مصوبه دریک جلسه شورا با آن همه حساسیتها و ظرافتهای کار فرهنگی با دقت در این مصوبات که حاصل آخرین نشست اعضای شوراست آیا امکانپذیر و شایسته است یا نه ولی می توان گفت که تقریبا هیچکدام از این مصوبات به جز یک مصوبه که بیشتر بر اصلاح روند گذشته نظر دارد دغدغه مسایل فرهنگی و بسیار حساس جامعه در شرایط فعلی نیست. مثلا می توان گفت دو مصوبه به انتخاب مسولین فرهنگی، اصلاح دو اساسنامه و آیین نامه و تصویب سه اساسنامه و آیین نامه دیگر حاصل یک جلسه شورا بوده است. در سایر مصوبات حداقل در چند سال گذشته نیز چنین روندی به چشم می خورد.
ظاهرا مصوبه سازی بیش از هر چیز دیگر در شورا اعتبار دارد و در عملیاتی شدن مصوبات و موضوعات و مقولات کلیدی و راهبردی نظام کمتر خود را نشان می دهند. مشخص نیست آیا درگیری ها و اشتغالات کاری و ذهنی بیش از حد اعضا اجازه تفکر و اندیشیدن درباره فرهنگ و مهندسی فرهنگی را به اعضا می دهد یا نه ؟ آیا صرف حضور و برگزاری جلسات در این زمینه می تواند راهگشا باشد؟
چه خوب است که شورای عالی انقلاب فرهنگی با بودجه 5/2 میلیارد دلاری و پس از گذشت 22 سال از تشکیل خود، به صورت جامع و مستدل اقدامات در خور توجه خود را که به صورت عملیاتی در جامعه ساری و جاری شده اند و به تقویت فرهنگ عمومی کشور انجامیدند را به گوش مردم و سایر مسئولین نظام برساند، در بحث اسلامی کردن دانشگاهها تا چه حد نقش ایفا کردند نه در بحث تغییر و جایگزینی مدیران دانشگاهها، در جلوگیری از نفوذ فرهنگ بیگانه و مبارزه با تهاجم فرهنگی چقدر موفق بوده اند نه در تصویب مصوبات در این زمینه، در هماهنگ نمودن دستگاههای فرهنگی مختلف برای مقابله با نقشه های شوم استعمار و ناتوی فرهنگی چقدر موفق بوده اند نه در برگزاری جلسات شورا به صورت مداوم و دهها موضوع از این دست.
حال سخن این است که براستی چند درصد مطالبات رهبر معظم انقلاب از شورای عالی انقلاب فرهنگی برآورده شده است؟ تا چه اندازه شورا به تزکیه محیطهای علمی و فرهنگی از افکار مادی و نفی مظاهر و آثار غربزدگی از فضای فرهنگی جامعه پرداخته و موفق بوده است؟ آیا توانسته به نشر افکار و آثار فرهنگی انقلاب اسلامی ، ایجاد و تحکیم روابط فرهنگی با کشورهای دیگر به ویژه با ملل اسلامی بپردازد و چه نتایجی حاصل کرده است؟ آیا به شیوه نوینی برای نو آوری در آموزش و پرورش دست یافته است؟ آیا دانشگاه اسلامی محقق شده است؟ در چه مرحله ای از تحول دانشگاه ها، مدارس و مراکز فرهنگی و هنری براساس فرهنگ صحیح اسلامی ، گسترش و تقویت هر چه بیشتر آنها برای تربیت متخصصان متعهد ، اسلام شناسان متخصص، مغزهای متفکر و وطن خواه ، نیروهای فعال و ماهر ، استادان ، مربیان و معلمان معتقد به اسلام و استقلال کشور قرار داریم؟ شورا چه موفقیتهایی در این زمینه داشته است؟ آیا چشم انداز بیست ساله نظام در فعالیتها و عملکرد شورا جایی دارد؟ ای کاش متن سخنان مقام معظم رهبری در دیدار امسال اعضای این شورا با ایشان منتشر می گردید تا می توانستیم داوری بهتری درباره عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی داشته باشیم.