2- چنانچه فرانسه در گذشته آفریقا را عرصه اقتدار خود می دانست بار دیگر حضور فعال در این قاره را سرلوحه کار خود قرار داده است. سفرهای سارکوزی به بسیاری از کشورهای آفریقایی، مداخله در امور داخلی این کشورها، تاکید بر احیای روابط با کشورهای کلیدی نظیر لیبی و الجزایر و حتی انعقاد قراردادهای هسته ای با آنها در شرایطی که این حربه را راهکاری برای تقویت حضور در آفریقا می داند، بیانگر رویکرد استعماری فرانسه به آفریقا است. فرانسه برای کسب درآمدهای مالی و بهره گیری از ذخایر انرژی آفریقا به این امر روی آورده است.
3- تاکید بر اجرای طرح تشکیل اتحادیه مدیترانه ای با محوریت فرانسه از دیگر اقدامات پاریس است. این اقدام که اروپایی ها آن را انشعابی جدید در اروپا و به نحوی یکه تازی فرانسه می دانند را می توان گامی برای تقویت جایگاه فرانسه در مدیترانه دانست که برای ایجاد اقتداری منطقه ای صورت می گیرد.
4- بازگشت فرانسه به خاورمیانه نکته ای قابل تامل است. در حالی که پاریس برای حفظ پایگاه در لبنان و مصر فعالیت می کند. سفر سارکوزی به عربستان، قطر، امارات و درخواست برای ایجاد پایگاه نظامی در امارات و انعقاد قراردادهای هسته ای با این کشورها بیانگر نگاه جدید و فراگیر فرانسه به منطقه است که با قراردادهای نظامی و اقتصادی اجرا می شود.
در نهایت می توان نتیجه گرفت که فرانسه برای احیای استعمارگری خود در جهان فعال گردیده است در حالی که مخالفت های اروپایی ها و بحران های داخلی این کشور مانع از اجرای این مهم می شود به ویژه اینکه نگاه منفی جهانیان به سیاست های گذشته فرانسه مانع از پذیرش خواست این کشور می شود.