صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۱:۳۷  ، 
کد خبر : ۱۸۸۹۲

دستان بسته سازمان ملل


در حالى که بان کى مون سال دوم دبیر کلى خود را شروع مى کند، سازمان ملل متحد ، نه موفقیت ملموسى را در سال گذشته داشته و نه راهکار مشخصى براى پرداختن به چالش هاى اقتصادى و سیاسى سال ۲۰۰۸دارد . تاکنون عملکرد بان کى مون و آنچه به نظر مى رسد رویکرد آینده او باشد، حتى به استقلال رأى و و فادارى به تساوى حقوق دولت ها و ملت ها نزدیک هم نبوده است. به نظر خانم فیلیس بینس، چنین خصوصیاتى است که اگر سازمان ملل فرصت و شانس بازسازى اعتبار از هم پاشیده و ظرفیت بالقوه خود را داشته باشد مورد نیاز است.او که مدیر پروژه هاى همکارى جهانى در انستیتوى مطالعات سیاسى در واشنگتن است، مى گوید وقتى دبیر کل در باره اولویت هاى سازمان ملل صحبت مى کرد نتوانست طرحى واقعى و برنامه ریزى شده براى هدف هاى اساسى ارائه دهد و سخنان او به عنوان پایان سال اول کارى او نمونه اى از کار او به ما ارائه مى دهد:

بان کى مون در نخستین کنفرانس مطبوعاتى خود در سال ۲۰۰۸ به چالش هاى عظیم اشاره کرد و در ضمن او به این امر اشاره داشت که در سال گذشته تنها در دوموضوع، «پیشرفت هاى مطمئنى داشته است، یکى

در باره مقابله با تغییرات جوى در جهان و دیگرى در باره حفظ صلح در دارفور». ولى باید گفت که مأموریت صلح در دارفور حتى پیش از این که موفقیت به دست آورد به دلیل کمبود نیرو و هلیکوپتر، دچار مشکل شده است. بان در توضیحات خود در کنفرانس مطبوعاتى، خود را مجبور مى دید بپذیرد که تنها ۹ هزار سرباز از ۲۶ هزار سرباز مورد نیاز را در اختیار دارد و اذعان کرد: «به همین دلیل است که نگران وخیم تر شدن شرایط در دارفور هستم» و با این گفته خوش بینى زودگذر خود را در مورد صلح در سودان تعدیل کرد. انورال کریم چودرى، معاون سابق دبیر کل سازمان ملل و نماینده عالى کشور هاى کم تر توسعه یافته (LDCS) مى گوید: برگرداندن اعتبار سازمان ملل به حالت نخست و مؤثر بودن دوباره آن اصلى ترین چالشى است که این سازمان با آن رو به رو است، به ویژه در این زمان که دبیر کل، دومین سال تصدى خود را آغاز مى کند. چودرى در مصاحبه اى در اواخر دسامبر اظهار داشت: سازمان ملل احترام خود و حمایت وسیعى را که از آن برخوردار بوده از دست داده است. او در این باره چندین نمونه را مطرح کرد، از جمله: تظاهرات و راهپیمایى هایى که در اعتراض به سازمان ملل برگزار مى شود؛ ممانعت از دیدار بالا ترین مقام هاى سازمان ملل از دفتر سازمان در محل رویدادهایى که حضور نمایندگان سازمان لازم است؛ اخراج مقامات سازمان به وسیله دولت هاى میزبان مجرى برنامه هاى سازمان؛ اجبار صلح بانان سازمان ملل به کناره گیرى، ایراد اتهامات مختلف علیه مأموران سازمان ازجمله مزاحمت هاى جنسى و... این فهرست مى تواند همین طور ادامه یابد. چودرى سیاستمدارى است که از اواخر دهه ۱۹۷۰ با جامعه جهانى همکارى داشته است مى گوید : احترام سازمان ملل هرگز تا این حد در سراسر جهان پائین نبوده است. این امر باید در اولویت توجه دبیر کل سازمان و گروه مدیریت ارشد این سازمان قرار گیرد.

انورادها میتال، پایه گذار و مدیر سیاسى انستیتوى پژوهشگران اوکلند واقع در سانفرانسیسکو مى گوید: اگر بگذارند سازمان ملل استقلال خود را حفظ کند و از منابع مالى لازم برخوردار باشد، مى تواند بدون نظر و بدون تعصب در مسائل و فوریت هاى زمان ما از جمله فقر، کشمکش ها، بیمارى هایى نظیر ایدز و تغییرات جوى، تأثیرى واقعى داشته باشد. خانم بینس در این مورد اظهار داشت: متأسفانه سازمان ملل متحد و نمایندگى هاى آن به دلیل این که به وسیله سرمایه طرف هاى غربى کنترل مى شوند، ناتوان شده است. این مراکز سرمایه اى با دادن کمک هاى مالى به این سازمان، آن را به گروگان گرفته اند. اولویت براى سازمان ملل و نمایندگى هاى آن در سال ۲۰۰۸ این است که اختیارات قانونى خود را که یارى رساندن به همه کشور هاى جهان براى فعالیت هاى صلح آمیز و پیشرفت بر اساس اصول عدالت، شرف و اعتبار انسانى، رفاه و سلامت مردم است، احیا کنند. در ضمن از سازمان ملل انتظار مى رود مشکلات سیاسى قدیمى و جدید را جدى بگیرد و در سال ۲۰۰۸ براى آنها راه حلى بیاید. این مشکلات بین ده ها مشکل شامل بحران خاورمیانه، دارفور، میانمار، عراق، لبنان، افغانستان و جمهورى کنگو است.

در کنفرانس مطبوعاتى، بان کى مون دبیر کل سازمان قول داد که جهان را به کوششى دوباره در زمینه کاهش فقر برانگیزد - همان طور که در باره تغییرات جوى در مجمع عمومى در ماه سپتامبر انجام داد. او گفت که انتظارها از سازمان ملل هر سال بیشتر مى شود و سالى که در پیش داریم حتى سخت تر از سال پیش خواهد بود. سال ما با بحران در کنیا و تجدید خشونت در سریلانکا آغاز شده است.ما باید فرایند شکننده صلح در خاورمیانه را به ثمر برسانیم.باید کاربیشترى براى کمک به مردم عراق انجام دهیم تا از برخوردها خلاصى یابند و زندگى از هم پاشیده خود را دوباره بسازند. ما باید تلاش خود را در افغانستان ادامه دهیم تا دوباره به هرج و مرج و بى قانونى گرفتار نشود.

ولى آیا او از عهده همه این قول ها و یا دست کم بیشتر آنها در سال ۲۰۰۸ بر مى آید خانم بینس مى گوید نشانه اى امیدوار کننده در این مورد وجود ندارد.

یکى ازملموس ترین و مخرب ترین تأثیرات سیاست خارجى ۷ سال اخیر دولت پرزیدنت بوش، نمایش پیروزمندانه یک طرفه نظامى گرایى به بهاى نادیده گرفتن و یا تضعیف اعتبار سازمان ملل است. این حرکت به روشى ساده تر یعنى، تخلف از منشور سازمان ملل و قوانین بین المللى و قطعنامه هاى سازمان ملل، که بیشتر هم بدون نتیجه مانده است، انجام پذیرفته است. خانم بینس به IPS گفت که یکى از قربانیان اصلى در این میان عراق بوده که در واقع قربانى به اصطلاح «جنگ علیه تروریسم» شده است.

پرسش در باره آینده غیر مطمئن این است که آیا آمریکا دست سنگین تسلط خود را از جامعه جهانى برخواهد داشت و به سازمان ملل اجازه خواهد داد ذره اى شانس این را داشته باشد که نقش خود را در برقرارى منشور خود ایفا کند: بلاى جنگ را پایان دهد، از حقوق بشر در مورد همه مردم و ملیت ها پاسدارى کند و براى از بین بردن فقر و نابرابرى در جهان تلاش کند. تاکنون امکان انجام این اقدام ها فراهم نبوده است، زیرا سلطه آمریکا بر سازمان ملل در آمریکا مورد توافق هر دو حزب ( جمهورى خواه و دموکرات) است و سرانجام این مادلین آلبرایت وزیر خارجه در کابینه به ظاهر تکثرگراى دولت کلینتون بود که در سال ۱۹۹۵ گفت: «سازمان ملل ابزارى است براى سیاست خارجى آمریکا». به یقین سایر کشور ها هم در سال هاى اخیر نقش هاى مخربى در مسیر پیشرفت سرنوشت ساز سازمان ملل بازى کرده اند. ولى سلطه ایالات متحده به عنوان مانع و بزرگ ترین سد براى واقعیت بخشیدن به قدرت بالقوه این سازمان، باقى مى ماند. تقویت سازمان ملل و قدرت یابى آن بخشى از یک راهکار بین المللى براى مقابله با جنگ و احقاق حقوق بشر و حفظ سیاره مان و «تهیه داربستى براى حکومت قانون در جهان» است؛ نشانه اى است از بروز تحول مثبت در افق سیاست بین المللى.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات