فرامرز پارسا
آمریکا و ناتو که سیاست نظامی گری در جهان را اولویت سیاست های خود قرار داده اند در چارچوب دکترین راهبردی خود اجرای طرح سپر موشکی در اقصا نقاط جهان را در پیش گرفته اند. نکته مهم در سیاست های آنها تأکید بر اجرای طرح سپرموشکی و استقرار سامانه های نظامی در ترکیه، کشورهای عربی و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز است. آنها با تهدید و اعمال فشار بر این کشورها در حالی تحقق طرح خود را پیگیری می کنند که همچنان ادعای مقابله با تهدیدات ایران، بهانه اصلی آنها برای اجرای این طرح عنوان شده است. این ادعای تکراری و نخ نما شده در حالی مطرح می شود که در حاشیه آن چند نکته قابل تأمل است.
نخست آنکه، ترکیب کشورهای هدف ناتو و آمریکا نشان می دهد که این کشورها از مخالفان رژیم صهیونیستی می باشند و این رژیم آنها را دشمنان خود می داند. با توجه به تعهد ناتو و آمریکا به صهیونیست ها به صراحت می توان گفت که اجرای طرح سپرموشکی در کشورهایی مانند ترکیه و کشورهای عربی اقدامی در جهت مهار این کشورها در جهت تأمین خواسته های رژیم صهیونیستی است. به عبارت دیگر پروژه ایران هراسی ابزاری برای سلطه آمریکا و ناتو بر کشورهای منطقه جهت اجرای خواست صهیونیست ها است. آمریکا همواره تأکید کرده است که برای تأمین امنیت رژیم صهیونیستی چتر هسته ای موشکی را در منطقه ایجاد می کند که هدف نهایی آن حذف مخالفان این رژیم در منطقه است.
دوم آنکه آمریکا و ناتو تلاش دارند تا همچنان سلطه نظامی خود بر خاورمیانه و کشورهای استراتژیک جهان را حفظ کنند. اکنون آنها در حالی پروژه ایران هراسی را تشدید کرده اند که هدف اصلی آنها نه ایران بلکه کشورهایی مانند ترکیه و ممالک عربی هستند که آمریکا به دنبال بهره برداری از موقعیت استراتژیک و منابع انرژی آنها است.
سوم آنکه آمریکا اتحاد منطقه در حل مسائل منطقه ای و تأمین امنیت را مغایر با اهداف خود می داند، لذا با هر ترفندی به دنبال شکست این اتحاد است. آنها که در اجرای این سیاست ناکام بوده اند با پروژه اجرای طرح سپرموشکی آن هم با ادعای ایران هراسی برآنند تا ضمن اختلاف افکنی در منطقه، حس رقابت در میان کشورها را برای داشتن طرح سپرموشکی ایجاد کنند تا در لوای آن فروش تسلیحات به منطقه را افزایش دهند. حاصل نهایی این اقدام ایجاد اختلاف و تنش در منطقه است که تمام کشورهای منطقه را با چالش مواجه می سازد. به عبارت دیگر طرح سپر موشکی نه برای مقابله با ایران بلکه فتنه ای علیه کل منطقه است.
با تمام این تفاسیر باید در نظر داشت که آمریکا و ناتو برای رسیدن به مقصود با چالشی بزرگ به نام همگرایی منطقه در توسعه مناسبات با ایران مواجه است که تاکنون سیاست های آمریکا را با شکست مواجه ساخته است. نمود بارز این مسئله را در مواضع ترکیه می توان مشاهده کرد که هرگونه مشارکت در طرحی را که امنیت ایران را تهدید کند، مردود و غیرقابل پذیرش دانسته است. کشورهای منطقه ضمن تأکید بر نقش ارزنده ایران در تأمین امنیت منطقه مخالفت خود را با هرگونه تهدید علیه آن اعلام داشته اند.
در نهایت می توان گفت که طرح سپرموشکی مطرح شده از سوی ناتو و آمریکا توطئه ای دیگر علیه اتحاد و امنیت منطقه است که همگرایی منطقه ای ضمن شکست این توطئه امنیت را برای منطقه به همراه خواهد داشت. در این میان گرایش منطقه به بهره گیری از تجربیات دفاعی ایران نقشی بس ارزنده در تحقق این مهم خواهد داشت، چنانکه جمهوری اسلامی ایران همواره مدافع کشورهای منطقه در برابر تهدیدات بوده و وحدت منطقه را تنها راه خروج بیگانگان از منطقه عنوان داشته است.