دکتر صادق سلیمینمین ـ عبدالله شمسی
3- محسن میردامادی
محسن میردامادی متولد 1334 نجف آباد و دبیرکل فعلی حزب مشارکت است. وی لیسانس خود را در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشگاه امیرکبیر(پلی تکنیک تهران)، فوق لیسانس مطالعات استراتژیک را از دانشگاه قائد اعظم پاکستان و دکترای روابط بین الملل را از دانشگاه کمبریج انگلستان اخذ کرد.(1)
در سوابق سیاسی، اجتماعی و مدیریتی او، مسئولیت روابط بین الملل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، استانداری خوزستان، معاون مرکز تحقیقات استراتژیک، عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و نمایندگی مردم تهران در مجلس ششم دیده می شود. میردامادی همچنین از دانشجویان پیرو خط امام(ره) و رهبران جنبش دانشجویی محسوب می شد که در جریان اشغال سفارت آمریکا حضور داشتند. او همچنین از اعضای موسس دفتر تحکیم وحدت است.
معاون اجرایی و عضو شورای سردبیری روزنامه های سلام و مشارکت و همچنین مدیر مسئول روزنامه نوروز در سوابق مطبوعاتی وی به چشم می خورد.(2)
محسن میردامادی که در حال حاضر دبیرکل حزب مشارکت است، همانند بیشتر اعضای مشارکت با تغییری آشکار دیگر آن فرد انقلابی که سفارتخانه آمریکا را تصرف می کند نیست بلکه متأثر از جریان روشنفکری و تحصیل در دانشگاه کمبریج، به فردی دموکرات و لیبرال تبدیل شده است.
لس آنجلس تایمز در مقاله «رابین رایت» در 29 دسامبر2000 در باره دگرگونی محسن میردامادی می نویسد: «محسن میردامادی فاصله زیادی با روزهای پر التهاب 1979 پیدا کرده است. در آن زمان، او دانشجوی تقریباً ژولیده و نامرتب مهندسی اشغال سفارت ایالات متحده آمریکا را طرح ریزی کردند ... اندکی بعد از آن، او اونیفورم سبز تیره سپاه پاسداران انقلاب را بر تن کرد و عازم جبهه جنگ شد... اما امروزه میردامادی مرد ریزنقشی است که ریش جوگندمی آراسته ای دارد و ترجیح می دهد که پیراهن راه راه و کت و شلوار خاکستری تیره به تن کند ... »(3)
نویسنده این مقاله در باره تغییر ماهیت میردامادی ادامه می دهد: «میردامادی در خلال مصاحبه در ستاد حزبش که با سفارت سابق آمریکا فاصله چندانی ندارد، گفت: ... هرچند تأکید اولیه ما بر کسب استقلال از نفوذ قدرت های خارجی و تشکیل جمهوری اسلامی بود، ... اما تأکید امروزی ما بر آزادی است. ما می خواهیم بیشتر جمهوری باشیم.»(4)
دیدگاه های فردی میردامادی، همانند دیدگاه های حزب است که بیشتر تأکید بر مردم سالاری و جمهوریت نظام دارد و به نوعی موید مطالب فوق است.
او برخلاف عملکرد و مواضعش در اول انقلاب و زمان حیات امام خمینی، اکنون خوشبین به رابطه با آمریکا، اظهار می دارد: «زمانی خصومت سازی با آمریکا در جهت منافع ما بوده است، اما امروز دیگر اینطور نیست، بلکه امروز منافع ما در تنش زدایی با آمریکا است.»(5) و در باره منافع ما در قبال آمریکا معتقد است که: «منافع ما در قبال آمریکا باید این باشد که تنش زدایی کنیم.»(6)
وی در غائله آفرینی های حزب متبوعش بعد از تاسیس در سال1377 کم و بیش دخیل بود، اما در مقایسه با برخی از اعضای حزب همچون تاج زاده، خاتمی و حجاریان کمتر در معرض دید رسانه ای قرار داشت، در عین حال نقش وی در تحصن نمایندگان مجلس ششم و اغتشاشات بعد از انتخابات 1388 بارز و آشکار بود. به همین سبب بعد از این انتخابات بازداشت شد و همانند تاج زاده به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام، مجموعاً به شش سال حبس تعزیری و 10 سال محرومیت از فعالیت در احزاب و مطبوعات محکوم گردید. (7) میردامادی قبل از این محکومیت در سال 1382 نیز به اتهام تبلیغ علیه نظام، توسط قاضی شعبه141 دادگاه عمومی تهران به سه ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شده بود.(8)
4- محمدرضا خاتمی
متولد1338، فوق تخصص بیماریهای کلیه، متخصص داخلی، استاد یار دانشگاه علوم پزشکی تهران که مدتی هم در انگلستان تحصیل می کرد، عضو شورای مرکزی و رئیس دفتر سیاسی و دبیرکل سابق حزب مشارکت است. در سابقه مدیریتی و اجرایی وی، معاونت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در کابینه شهیدرجایی، نمایندگی مجلس ششم(تهران) و نائب رئیسی مجلس دوره ششم مجلس شورای اسلامی به چشم می خورد.
عضویت در شورای ستاد مرکزی انتخابات سید محمد خاتمی(دوم خرداد)، عضو دانشجویان پیرو خط امام و تسخیر لانه جاسوسی نیز از فعالیت های او بوده است. او مدتی صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامه مشارکت بود و اکنون مدیریت نشریه آیین وابسته به حزب مشارکت را بر عهده دارد.
هفته نامه عرب زبان «المجله» در 11 مارس 2000، در توصیف محمد رضا خاتمی می نویسد: «محمدرضا خاتمی» نام جوانی در جمع دانشجویانی که لانه جاسوسی را فتح کردند...اغلب دوستان محمدرضا بعد از حادثه اشغال سفارت آمریکا به کارهای سیاسی ادامه دادند ولی محمدرضا به دانشگاه بازگشت تا درس خود را در دانشکده پزشکی دنبال کند. پس از أخذ دکترا، برای خدمت نظام وظیفه به سپاه پاسداران پیوست... همراهی «محمدرضا» با برادرش در سفرهای خارج از کشور بیانگر این بود که او کاندیدای ایفای نقش سیاسی مهمی در کنار برادرش خواهد بود. لذا وقتی اسم او جزء موسسین جبهه مشارکت اعلام شد، کاملاً مشخص شد که وی نامزد نمایندگی مجلس آینده از جانب این جبهه است ... پدر محمدرضا خاتمی از مراجع دینی مشهور بود ولی علی رغم جو دینی خانوادگی، اندیشه محمدرضا به سکولاریسم نزدیک تر است تا به مذهب؛ وی می گوید تسلط روحانیون بر حکومت موجب بی ارزشی و بی حرمتی دین شده است....»(9)
اندیشه و عمل محمد رضا خاتمی، تقریباً بر اساس مشی و دیدگاه های حزب است و در فعالیت های حزبی نیز در مقام دبیرکلی و دیگر مسئولیت ها نقش فعالی بر عهده داشته است، از جمله شرکت در تحصن نمایندگان مجلس ششم به عنوان سخنگوی متحصنین که نطق های آتشینی را علیه برخی نهادها ایراد می کرد و همچنین نقش فعال در زمینه سازی وقایع انتخابات سال 1388.
دیدگاه های وی علاوه بر هماهنگی با مشارکتی ها، معطوف به اندیشه های برادر خود سید محمد خاتمی نیز هست. حتی برخی معتقدند که محمدرضا خاتمی نه نظریه پرداز قابلی است و نه آنقدر شایستگی داشت که به عنوان دبیرکل حزب مشارکت و همچنین نائب رئیسی مجلس ششم انتخاب گردد و در واقع مشارکتی ها و اصلاح طلبان برای استفاده از رانت نسبی او با رئیس جمهور خاتمی وی را به این مناصب انتخاب نمودند.
محمدرضاخاتمی به تبعیت از سیاست ها و دیدگاه های حزبی، نگاهی نیز به خارج دارد و بر حمایت و کمک کشورهای غربی برای حل مسائل بین ا لمللی و داخلی، حساب ویژه ای باز کرده است. به عنوان نمونه می توان به ملاقات وی با سفیر آلمان اشاره نمود. در این دیدار که بدون اطلاع وزارت امور خارجه انجام شد، مذاکرات محرمانه ای صورت گرفت و دیری نپایید که این مذاکرات توسط برخی از سایت ها و هم حزبی هایش افشا گردید. سایت خبری «جهان» موضوع و چگونگی ملاقات را در گفت وگو با یکی از اعضای مشارکت اینگونه روایت می کند: «در این دیدار که پیش از صدور قطعنامه سوم شورای امنیت علیه ایران انجام شده، محمدرضا خاتمی با بی صبری از سفیر آلمان می پرسد که پرونده هسته ای ایران و قطعنامه سوم به کجا رسید و سفیر با خنده در پاسخ می گوید که نگران نباشید ما تصمیم خودمان را گرفته ایم، درست است که تصویب قطعنامه علیه ایران قدری طول کشید اما مطمئن باشید که بالاخره صادر می شود ... خاتمی همچنین در این ملاقات محرمانه، با طرح این موضوع که تحریم های خارجی جواب داده و با آشکار شدن مشکلات اقتصادی احمدی نژاد پایگاه خود را از دست داده است، خطاب به سفیر آلمان می گوید که بزرگترین چیزی که می تواند احمدی نژاد را سر پا نگه دارد و حتی در انتخابات ریاست جمهوری آینده موجب انتخاب دوباره او شود، پیروزی در پرونده هسته ای است که غرب باید در این باره چاره ای بیندیشد... سفیر آلمان از رضا خاتمی می پرسد که چرا چهره اصلاح طلبی مثل کروبی که رئیس مجلس ششم بوده در انتخابات اخیر با سایر اصلاح طلبان همراه نشده است؟ خاتمی در پاسخ می گوید که کروبی از روز اول هم اصلاح طلب نبوده بلکه بیشتر یک فرصت طلب است. اروپایی ها نباید خیلی روی آدمی مثل کروبی حساب باز کنند... در پایان این دیدار، سفیر آلمان ضمن ابراز امیدواری برای پیروزی هر چه نزدیک تر حزب مشارکت، یک هدیه قیمتی هم به رضا خاتمی اهدا کرد.»(10)
پینوشت در دفتر نشریه موجود میباشد.