صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۹  ، 
کد خبر : ۱۹۰۷۴۶
صبح صادق راهبرد لیسبون را واکاوی می‌کند

ناتو، جعبه ابزار ناکارآمد آمریکا در جهان


قاسم غفوری
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در 4 آوریل 1949 میلادی (15 فروردین 1328) با هدف دفاع جمعی در واشنگتن پایه گذاری شد و هم اکنون 82 عضو دارد. قلب پیمان ناتو ماده پنج آن است که در آن کشورهای امضاکننده توافق کرده اند حمله نظامی علیه یک یا چند کشور عضو در اروپا یا آمریکای شمالی را به عنوان حمله به تمامی کشورهای عضو تلقی کنند و به مقابله با آن برخیزند.
ناتو در حالی در ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامی به توسعه طلبی در عرصه جهانی ادامه می دهد که مهمترین کارکرد خارج از حوزه اروپا را، جنگ افغانستان تشکیل می دهد. هر چند که ناتو با ابزارهای مختلف و افزایش حوزه فعالیت به ویژه سوق دادن آن به سمت شرق آسیا تلاش کرده تا به یک هژمونی جهانی دست یابد، اما روند تحولات به ویژه جنگ افغانستان نه تنها این هدف را محقق نساخته، بلکه اختلافات بسیاری را میان اعضا به همراه داشته است. در جدیدترین تحول در ناتو، شورای راهبردی ناتو به ریاست«مادلین آلبرایت» وزیر خارجه اسبق آمریکا در اواخر اردیبهشت 1389 راهبرد ناتو تا سال 2020 را اعلام و خواستار مشارکت تمام اعضا در اجرای این راهبرد شدند. این راهبرد سرانجام در دیدار سران کشورهای عضو ناتو در نشست لیسبون (28-29 آبان) به تصویب رسید تا فعالیت ناتو وارد مرحله جدیدی گردد.
مواضع و اقدامات صورت گرفته از سوی ناتو در عرصه جهانی به ویژه اعلام راهبرد جدید آن برای 10 سال آینده و تصویب آن در نشست لیسبون، سوالات بسیاری را در ذهن ایجاد می کند از جمله: استراتژی ناتو برای آینده چیست؟ آیا ناتو به سمت تحقق امنیت بین الملل پیش می رود یا اینکه ادعاهای ناتو بیشتر برای فریب افکار عمومی جهان می باشد و هرگز جنبه عملی پیدا نمی کند؟
اهداف حاضران در نشست
نشست سران ناتو در پرتغال در حالی برگزار شد که مواضع حاضران در نشست در چند بعد قابل توجه است؛
1) نگاه آمریکا: باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا در حالی در نشست سران ناتو حضور یافت که با فضاسازی گسترده تلاش داشت ضمن همسو ساختن ناتو با اهداف جنگ طلبانه خود و اعمال فشار بر روسیه و ترکیه برای پذیرش طرح سپر موشکی آمریکا، از نشست مذکور برای سرپوش گذاشتن بر شکست دموکرات ها در انتخابات میان دوره ای کنگره و سفر ناموفق خود به شرق آسیا سرپوش گذارد. اوباما حتی تلاش کرد از ظرفیت ناتو برای اعمال فشار بر کنگره، برای تصویب پیمان استارت 2 میان روسیه و آمریکا بهره برداری کند که چندان موفق نبود.
2) نگاه اروپا: اروپا که منافع خود را در میان مناقشات آمریکا و روسیه، در معرض تهدید می بیند، تلاش داشت با نزدیک سازی دیدگاه دو کشور، منافع خویش را تأمین کند. اروپا خواستار دگرگونی در ساختار ناتو و کاهش هزینه های آن در شرایط حاکم شدن بحران اقتصادی بر این قاره است.
3) نگاه روسیه: مسکو نیز با حضور مدودف، رئیس جمهور روسیه در نشست لیسبون سعی کرده تا با بیان جایگاه خود در معادلات جهانی، به نوعی، یکه تازی آمریکا و ناتو را مدیریت نماید. مسکو هرچند با برخی اهداف ناتو موافقت کرده، اما همچنان خواستار شفاف سازی مواضع ناتو می باشد.
ابعاد توافقات ناتو
پیمان آتلانتیک شمالی ( ناتو) در دکترین راهبردی خود تا سال 2020 و نیز توافقات به عمل آمده در نشست لیسبون، بر تقویت این سازمان در ابعاد مختلف تأکید کرده و خواستار حضور فعال تر ناتو در معادلات جهانی شده است؛ ابعاد این توافقات بدین شرح است:
الف: حفظ وحدت داخلی
هر چند که پیمان ناتو به فرماندهی آمریکا توانسته قلمرو جغرافیایی خود را به سراسر اروپا گسترش دهد، اما بحران اقتصادی، نارضایتی مردم اروپا به ادامه سلطه نظامی آمریکا بر کشورهای شان، پیامدهای سنگین شکست در جنگ افغانستان، رویکرد استقلال طلبانه برخی اعضای ناتو و... به بحران در این پیمان نظامی منجر شده، بگونه ای که بسیاری، فروپاشی این پیمان را دور از ذهن نمی دانند. شرایط حاکم بر ناتو چنان ناگوار گردیده که حفظ وحدت و جلوگیری از فروپاشی ناتو به یکی از اهداف راهبردی آن تبدیل شده است. در نشست لیسبون اعضای ارشد، نظیر آمریکا تلاش کردند تا چنان وانمود کنند که وحدتی فراگیر میان اعضا وجود دارد.
ب: در نقش پلیس بین الملل
بر اساس اساسنامه ناتو، این پیمان برای دفاع از اروپا و آمریکا در برابر تهدیدات شوروی کمونیستی و پیمان نظامی ورشو تشکیل شده است. حوزه مأموریت این پیمان، خاک اروپا می باشد که در صورت تهدید امنیت هر کدام از اعضا، می تواند به فعال شدن این پیمان منجر گردد. نکته قابل توجه در دکترین راهبردی جدید ناتو، توسعه حوزه مأموریت از تأمین کننده امنیت اروپا به پلیس بین الملل می باشد. بر اساس این طرح، در هر نقطه از جهان که تهدیدی برای امنیت بین الملل مشاهده شود، ناتو حق ورود به این حوزه را خواهد داشت. با توجه به ادعاهای ناتو مبنی بر گسترش تروریسم در مناطقی همچون خاورمیانه، آسیای مرکزی، قفقاز و قاره آفریقا، در آینده باید شاهد تحرکات گسترده تر ناتو در این مناطق بود. ناتو با بالابردن فضای امنیتی جهان و ایجاد دشمنان فرضی برای امنیت بین الملل تلاش دارد افکار عمومی را برای ادامه فعالیت خود متقاعد سازد که بحران امنیتی حاکم بر اروپا بخشی از این سناریو است.
ج: جنگ هسته ای
از دیگر ادعاهای دکترین راهبردی ناتو که در نشست لیسبون تصویب شد، تأکید بر ادامه جنگ هسته ای در جهان است. ناتو و آمریکا بر این ادعایند که تهدید امنیت جهانی در آینده به دلیل دستیابی گروههای تروریستی به تسلیحات هسته ای در جهان است. این ادعا در حالی از سوی ناتو مطرح شده که اولاً کشورهای بزرگ دارنده سلاح هسته ای در غرب، هیچ اقدامی برای خلع سلاح هسته ای خود انجام نداده اند و ناتو نیز به اعمال فشار بر آنها نپرداخته است.
ثانیاً ناتو و غرب در حالی از خلع سلاح هسته ای جهان سخن می گویند که نامی از صدها کلاهک هسته ای رژیم صهیونیستی نمی برند.
ثالثاً در ادعای ناتو، تهدید تروریسم هسته ای صراحتاً به کشورهای اسلامی نسبت داده شده است.
بر این اساس می توان گفت که ادعای مقابله با تروریسم هسته ای برگرفته از سیاست انهدام سلاح هسته ای در جهان نمی باشد، بلکه بر گرفته از اصل حفظ انحصار هسته ای غرب با جلوگیری از دستیابی کشورها به انرژی صلح آمیز هسته ای به بهانه مقابله با احتمال دستیابی کشورها به سلاح هسته ای است.
د: رویکرد به متحدان جدید
از دیگر نکات مطرح در اهداف بلند مدت ناتو گرایش به متحدان جدید است که حتی روسیه، هند و چین را نیز شامل می شود. ناتو در دکترین خود در حالی همچنان با دیده تردید به این کشورها می نگرد که در نهایت، رویکرد جدید به این کشورها را مطرح کرده است. با توجه به سیاست های کلان ناتو می توان گفت که این رویکرد در جهت توسعه مرزهای ناتو به شرق و مرزهای روسیه و نیز مهار این کشورها در قالب پیمانهای دفاعی و نظامی است که در قالب تعامل دو جانبه و چند جانبه اجرا می شود. مدودف، رئیس جمهور روسیه در نشست لیسبون به عنوان مهمان ویژه حضور یافته بود و ناتو تلاش کرد تا با مشوق هایی، رضایت آن را برای کاهش تنش با آمریکا و اروپا، مشارکت در افغانستان و طرح سپرموشکی کسب کند. نکته قابل توجه آنکه اعضای ناتو برای جلب رضایت روسیه حتی خواستار تصویب پیمان استارت 2 - میان روسیه و آمریکا- در کنگره آمریکا شدند.
ی: جنگ در فضای سایبر
شاید بتوان گفت، مهمترین رهیافت دکترین راهبردی ناتو را ورود گسترده به جنگ سایبری تشکیل می دهد. هر چند که ماهیت اصلی ناتو نظامی و بعضاً سیاسی می باشد، اما ناتو اکنون فاز جدیدی را طراحی و اجرایی می سازد و آن جنگ در فضای سایبر (اینترنت و شبکه های ماهواره ای) است. به عبارت دیگر می توان گفت که فضای جنگ سخت افزاری (نظامی ) به فضای جنگ نرم (فضای سایبر و فرهنگ) در سیاست های ناتو در حال نهادینه شدن است، به گونه ای که بخش عمده ای از سیاست راهبردی ناتو را به خود اختصاص داده است. با توجه به اینکه در هزاره سوم دیگر جایگاه چندانی برای تحرکات نظامی باقی نمانده، لذا آمریکا و ناتو به دنبال تغییر استراتژی از نظامی گری به قالب های فرهنگی و جنگ نرم هستند که سلطه بر شبکه های ماهواره ای و اینترنتی بخشی از آن است.
بالابردن فضای امنیتی آمریکا و اروپا به بهانه حملات برخی به اصطلاح کشورها و گروههای تروریستی به خاک این کشورها از طریق شبکه های ماهواره ای و اینترنتی و حتی لزوم نظارت دولتهای غربی بر زندگی شخصی افراد در فضای مجازی، وبها و ایمیل ها پیش زمینه های این طرح است. با توجه به این رویکرد، می توان گفت که جنگ آینده در عرصه جهانی را باید در قالب جنگ نرم و ناتوی فرهنگی جست وجو کرد که ابعاد آن نیز سراسر جهان را فراخواهد گرفت و محدود به منطقه ای خاص نخواهد شد، چنانکه از مدتها پیش غرب با بحث تهاجم فرهنگی و ورود به فضای مجازی به دنبال زمینه چینی برای رسیدن به اهداف خود در این حوزه است.
و: جنگ افغانستان
ناتو زمانی با ادعای امنیت بین الملل به جنگ افغانستان وارد شد، اما نه تنها دستاوردی نداشته بلکه با چالشهای گسترده ای مواجه شده است. حاضران در نشست لیسبون، سرانجام وادار به پذیرش طرح خروج از افغانستان تا سال 2014 شدند. هر چند که ناتو بر حضور بلند مدت در افغانستان تأکید دارد اما نشست لیسبون گواهی بر ناتوانی آنها برای ادامه جنگ و رویکرد آنها به پذیرش حقیقت لزوم واگذاری امور به افغانها می باشد.
م: طرح سپر موشکی
از نکات مهم در نشست لیسبون تأکید این کشورها بر اجرای طرح سپر موشکی بود. آنها دو اصل لزوم مشارکت روسیه و ترکیه در کنار مشارکت ناتو در اجرای طرح سپر موشکی آمریکا را مورد تأیید قرار دادند. البته مخالفت های ترکیه بر معرفی کشوری به عنوان هدف استقرار طرح سپر موشکی و نیز تکرار عدم تمایل روسیه به مشارکت در این طرح، عملاً طرح سپر موشکی را به توافقی بر روی کاغذ مبدل کرد که اجرایی شدن آن با ابهامات گسترده ای مواجه است. بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند که به دلیل بحران اقتصادی حاکم بر غرب و اختلاف داخلی میان اعضای ناتو، اجرای این طرح، عملاً غیر قابل اجرا است. هر چند که ناتو تلاش داشت مقابله با برخی کشورها، نظیر جمهوری اسلامی ایران را جزءاهداف این طرح معرفی کند، اما مخالفت اعضا، به ویژه ترکیه با این ادعا، عملاً این پروژه را با شکست مواجه ساخت. کشورها تأکید کردند که ایران حافظ امنیت منطقه است و ادعای تهدید بودن آن امری واهی می باشد.
موانع ناتو:
هر چند که حاضران در نشست لیسبون ادعای همکاری و وحدت نظر را سر دادند، اما روند تحولات از عدم چنین توافقی حکایت دارد به گونه ای که بسیاری زوال شدید ناتو را امری دور از ذهن نمی دانند چرا که:
1) اختلاف داخلی به ویژه نگاه منفی اروپا به سیاست های جنگ طلبانه آمریکا، فضایی منفی را بر ناتو حاکم ساخته است. تأکید کشورها بر خروج از ائتلاف جنگ افغانستان، رویکرد اروپا به استقلال نظامی، تأکید کشورهایی مانند آلمان برای جمع آوری پایگاههای نظامی و هسته ای آمریکا از اروپا، خود گواهی بر عدم وحدت داخلی در ناتو است.
2) بحران اقتصادی حاکم بر اروپا و آمریکا عملاً اجرای طرح های ناتو برای آینده، به ویژه در حوزه سپر موشکی را با چالش مواجه خواهد ساخت، چنانکه اکنون بسیاری از کشورها از جمله انگلیس، آلمان و فرانسه با کاهش بودجه نظامی به دنبال حل مشکلات اقتصادی هستند.
3) شکست در جنگ افغانستان به رسوایی بزرگ برای ناتو مبدل شده است. استمرار جنگ از یک سو ناتو را از سایر اهداف خود دور ساخته و از سوی دیگر جایگاه جهانی آن را زیر سوال برده است. افغانستان اکنون به گردابی برای ناتو مبدل شده که خروج از آن امکان پذیر نمی باشد.
4) به رغم ادعای ناتو، همچنان روسیه در تقابل با ناتو قرار دارد. از سوی دیگر کشوری مانند ترکیه نیز حاضر به پذیرش طرح سپر موشکی با خواست ناتو نمی باشد. سایر کشورها نظیر هند و چین نیز در برابر ناتو قرار گرفته اند. ناتو به رغم ادعای خود، توان یافتن متحدان جدید و کاهش تنش با کشورهایی مانند روسیه را نداشته، لذا تحقق اهداف ناتو عملاً در هاله ای از ابهام قرار دارد.
5) عدم همسویی افکار عمومی جهان با اهداف ناتو از چالشهای مهم آن می باشد. برگزاری تظاهرات ضد ناتو در اروپا و آمریکا همزمان با نشست لیسبون خود گواهی بر عدم همراهی مردم با خواسته های ناتو است که عملاً سیاست های آن را تحت الشعاع قرار می دهد.
نتیجه گیری
در جمع بندی کلی از دکترین راهبردی ناتو و نشست لیسبون می توان گفت، هر چند 28 عضو ناتو در این راهبرد، ادعای حمایت از امنیت بین الملل به ویژه مبارزه با تروریسم را مطرح کرده، اما بندهای سیاست های اعلامی، نشانگر تلاش ناتو برای استمرار سیاست های توسعه طلبانه در عرصه جهانی است. ناتو همچنان تلاش دارد تا در ابعاد سیاسی، فرهنگی و نظامی، سلطه خویش را بر جهان تحکیم بخشیده و حتی خود را جایگزین سازمان های بین المللی به عنوان ناجی بشری نشان دهد.
آنچه مسلم است،کشورهایی مانند آمریکا که دیگر توانایی بازیگری در عرصه جهانی را ندارند با بهره گیری از سازمان هایی مانند ناتو برآنند تا ضمن توجیه سلطه طلبی های خود از امکانات سایر کشورها برای رسیدن به اهداف خود بهره برداری کنند. با تمام این تفاسیر، مسائلی مانند طولانی شدن جنگ افغانستان و تشدید نارضایتی جهانی از اقدامات ناتو در این کشور، چالشهای درونی میان اعضا به ویژه نارضایتی اروپا از سلطه نظامی آمریکا بر این قاره، بیداری جهانی برای مقابله با تهدیدات ناتو و... چالشهایی را برای ناتو به همراه داشته که می تواند به تزلزل و فروپاشی آن منجر شود، چنانکه اکنون نیز بسیاری از کشورها به صف بندی در برابر اهداف ناتو و آمریکا پرداخته و خواستار پایان توسعه طلبی سران غرب در لوای نام ناتو هستند. ناظران سیاسی با اشاره به روند تحولات تأکید دارند که ناتو به جعبه ابزار ناکارآمد آمریکا در جهان مبدل شده که در مسیر تکرار سرنوشت پیمان ورشو قرار دارد و نشست هایی مانند نشست لیسبون صرفاً نشست هایی برای گرفتن عکس یادگاری و سرپوش نهادن بر نابسامانی های ناتو می باشد و دکترین جدید ناتو تا سال 2020 نیز اقدامی برای فرار از شکست های بیشتر می‌باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات