روحالله قادرى کنگاورى
انتخابات میان دوره ای ایالات متحده آمریکا به دلیل این که در نیمه دوره چهارساله ریاست جمهوری برگزار می شود، اصطلاحاً «میان دوره ای» نامیده می شود؛ در واقع این رأی گیری برای کنگره ( شامل مجلس نمایندگان و سنا، دو نهاد قانونگذاری ایالات متحده) و در بعضی ایالت ها برای انتخاب فرماندار انجام خواهد شد. در این انتخابات کلیه 435 کرسی مجلس نمایندگان (هر ایالت بسته به میزان جمعیتش دارای تعدادی نماینده است) و تقریباً یک سوم کرسی های مجلس سنا - از مجموع یکصد کرسی - به رأی گذاشته می شود (در سنا هر ایالت فارغ از جمعیتش، دو سناتور دارد.) اهمیت این انتخابات به این دلیل است که توان تغییر اکثریت در دو مجلس را داراست. همچنین بازتاب دهنده میزان رضایت مردم از عملکرد رئیس جمهور جدید است.
چنانچه در هنگام انتخابات وضعیت اقتصاد کشور از دید مردم مناسب و خوب تلقی شود، کاندیداهای حزب حاکم از شرایط بهتر انتخاباتی برخوردار می شدند. در سطح ملی موضوعات بین المللی و یا سیاست خارجی، آخرین موضوع قابل توجه در دیدگاه مردم به عنوان یک مسئله خاص می باشد که برای انتخاب اعضای کنگره از سهمی کمتر از 8 درصد برخوردار می باشد.
کلید موفقیت جمهوریخواهان در انتخابات میان دوره ای، اوضاع اقتصادی بود. نتیجه انتخابات میان دوره ای «نه» بزرگ مردم آمریکا به اوباما بود در حالی که این امر به معنای رأی مثبت مردم به جمهوریخواهان نیز نمی باشد.
آمریکایی ها از اصطلاح «دولت دوپاره» برای توصیف شرایطی که در آن دو حزب متفاوت، عهده دار کنگره و نهاد ریاست جمهوری هستند، استفاده می کنند. اغلب در چنین شرایطی، روسای جمهور چاره ای جز تنظیم و بهبود روابط با رهبران حزب مخالف در کنگره را ندارند.
پیروزی جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان بدین معناست که باراک اوباما از این پس بدون موافقت و هماهنگی با رقبای سیاسی خود نمی تواند قانونی را به تصویب رساند.
فارغ از تأثیر عمیق مشکلات اقتصادی و همچنین موج تبلیغاتی ایجاد شده از سوی جنبش حزب «چای» بر نتایج انتخابات، فقدان دستیابی به نتایجی ملموس در حوزه های سیاست داخلی و خارجی از عمده عوامل کاستن از اقتدار اوباما در نزد رأی دهندگان آمریکایی بوده است.
البته این تصور که با انتخابات کنگره، فضای سیاست خارجی و داخلی آمریکا دگرگون می شود تنها یک موضوع ذهنی است و از جنبه عملی و اجرایی نمی تواند برخوردار باشد.
فضایی که باید به آن توجه داشت، ساختار سازمان یافته است. این ساختار با یک تغییر همانند تغییر کنگره، تأثیر چندان زیادی در سیاست خارجی به جا نمی گذارد. اگر چه ترکیب کنگره تغییر یافته است، اما ساختار قدرت در آمریکا تغییر نیافته است .لایه های پنهانی قدرت فراتر از جابه جایی های سیاسی کنگره می توانند ایفای نقش کنند و تأثیرگذار باشند. رئیس جمهور در ساختار آمریکا از قدرت ویژه ای برخوردار است و این انتخابات صرفاً پنج درصد قدرت رئیس جمهور را در ساختار سیاسی آمریکا تحت تأثیر قرار می دهد. به نظر می رسد شکست دموکرات ها در انتخابات میان دوره ای مجلس نمایندگان آمریکا شرایط را برای حضور فعال تر و احتمالاً با رویکرد تهاجمی تر باراک اوباما در صحنه سیاست خارجی فراهم می کند. چون مسایل فعلی سیاست خارجی آمریکا به نوعی به مسایل سیاست داخلی این کشور ارتباط دارند، اکنون هرگونه موفقیت دولت اوباما در حل و فصل یک مسئله مهم سیاست خارجی می تواند جایگاه از دست رفته دموکرات ها را نزد افکار عمومی و صحنه قدرت داخلی بهبود بخشد.
مهمترین مسایل فعلی سیاست خارجی آمریکا در منطقه خاورمیانه، طبق اعلام دولت اوباما، عبارتند از: حل و فصل بحران های منطقه ای در عراق و افغانستان (و لبنان و فلسطین)، مبارزه با تروریسم القاعده (تروریسم هسته ای) و برنامه هسته ای ایران. دولت های آمریکایی به ویژه بعد از حوادث 11 سپتامبر به طور آگاهانه مسایل فوق را که بیشتر در حوزه سیاست خارجی قرار دارند، به مسایل امنیت ملی و داخلی آمریکا ارتباط دادند. البته هرگونه موفقیت در یکی از موضوعات فوق نیاز به اجرای سیاست «تغییر» اوباما در صحنه سیاست خارجی و همکاری با بازیگران مهم منطقه ای دارد. بدون تردید در میان کشورهای منطقه هیچ کشوری به اندازه ایران نمی تواند به آمریکا در حل و فصل مسایل فوق کمک کند. آمریکا به همکاری ایران، به عنوان مهمترین بازیگر منطقه ای در صحنه عراق و افغانستان، چه در شرایط حضور نیروهای آمریکایی و چه در شرایط بعد از خروج این نیروها نیاز دارد. حرکت در این جهت برای اقناع افکار عمومی و به تبع موفقیت در انتخابات ریاست جمهوری 2012 ضروری است.
بسیاری از تحلیلگران اعتقاد دارند که با شکست دموکرات ها در انتخابات مجلس نمایندگان آمریکا، مواضع اوباما در داخل ضعیف شده و وی به ناچار تحت فشار جمهوریخواهان مجبور به حضور فعال تر در صحنه سیاست خارجی و یک اقدام جدی مثل جنگ با ایران خواهد شد تا دولت خود را در صحنه جهانی قوی نشان دهد. درضمن اوباما به خوبی می داند که قدرت آمریکا با شروع جنگ دیگری در منطقه خاورمیانه تقویت نمی شود. برعکس شروع جنگی دیگر در خاورمیانه به معنای اعلام جنگ با کل منطقه و با ابعاد و تأثیرات جهانی خواهد بود که نه تنها بر رکود اقتصادی آمریکا و جهان می افزاید و خود به معنای نارضایتی بیشتر داخلی است، بلکه مشروعیت جهانی قدرت آمریکا را نیز به چالش می کشد. این تحول به تبع به معنای شکست زودهنگام طرح های دموکرات ها و دولت اوباما در آمریکا خواهد بود.
ممکن است با توجه به این که اوباما در سیاست های داخلی به موفقیتی دست پیدا نکرده، سعی کند با موفقیت در سیاست خارجی، کسری و کاهش محبوبیت و موفقیت در عرصه داخلی را جبران کند، لذا ممکن است اوباما سعی کند از نظر سیاست خارجی به موفقیت هایی حتی به صورت شکلی دست پیدا کند تا این خلأ را پر کند. همچنین با پیروزی حضور جمهوریخواهان در کنگره آمریکا، نقش جمهوریخواهان در سیاست خارجی برجسته خواهد شد و به تبع فشار بر دولت افزایش پیدا خواهد کرد. جمهوریخواهان به طور مشخص در سیاست خارجی در چند مسئله دیدگاه های بسیار مشخص و روشنی دارند.
اول با تعیین زمان خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان مخالفند. دوم به استفاده از کاربرد نیروهای نظامی در سیاست خارجی بیشتر معتقدند. سوم در مورد مناسبات بین المللی آمریکا، همکاری با سازمان های بین المللی مثل سازمان ملل متحد و این نوع چندجانبه گرایی گسترده را بر نمی تابند. چهارم در رابطه با چین معتقد به فشار بیشتری به این کشور هستند و پنجم این که در بعضی مسائل مربوط به خاورمیانه، مخصوصاً درباره رژیم صهیونیستی به حداقل فشار به این رژیم قائل هستند. فشار کنگره ممکن است در این حوزه ها بیشتر باشد و به هر حال رئیس جمهور مجبور است تعدیلاتی در روش و منش سیاست خارجی ایجاد کند یا حداقل جمهوریخواهان به طور جدی تری این مباحث را مطرح کنند.
بنابراین باراک اوباما پس از پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات مجلس نمایندگان آمریکا، در زمینه همکاری با جمهوریخواهان و انتخابات بعدی ریاست جمهوری این کشور در سال 2012 با چالش های جدی مواجه خواهد شد. پیروزی بزرگ جمهوریخواهان در انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا می تواند بر میزان فشار باراک اوباما بر رژیم صهیونیستی درباره روند صلح تأثیر داشته باشد.
در مورد ایران به نظر می رسد نگرش امنیتی آمریکا که نخبگان سیاست خارجی ایالات متحده اعم از جمهوریخواه یا دموکرات درباره این نگرش اجماع نظر دارند، ادامه خواهد یافت، اما احتمالاً در روش اختلاف هایی وجود داشته باشد. فشار های جناح طرفدار صهیونیست ها در کنگره و موقعیتی که آنها در کنگره به دست آورده اند، ممکن است نظرات دولت آمریکا را تندتر کند. در عین حال ممکن است اوباما با توجه به مجموع محدودیت هایی که دارد، به ایران به عنوان یک موضوع خاص هم نگاه کند، اما بعید به نظر می رسد که در شرایط فعلی، تغییر برجسته و شگفت انگیزی در رابطه با ایران حداقل به سرعت به وجود آید.