صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۰:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۹۰۸۴

تربیت ازدیدگاه استاد شهید مطهری(ره)/افشار تهرانی


تربیت یک ضرورت اجتناب ناپذیر در زندگى اجتماعى انسان است. آدمى براى ادامه حیات انسانى و نیل به کمال لایق خود ناگزیر است با دیگران بیامیزد و عضو جامعه بشرى باشد و در فعالیت‌هاى اجتماعى با آنان همکارى نماید. تربیت، تجربیات نسل‌هاى گذشته را به نسل‌هاى بعد منتقل مى‌کند و راه و رسم زندگى را به بشر مى‌آموزد، تربیت برنامه هماهنگى فرد با اجتماع است، تربیت عواطف و احساسات را اندازه مى‌گیرد و تمایلات انسان را به راه صحیح هدایت مى‌نماید و روابط شخص را با اجتماع بر اساس شیوه صحیح منظم مى‌سازد. تربیت صحیح یکى از مهمترین ارکان سعادت بشر است، تربیت رمز کامیابى و خوشبختى انسانها در طول ایام زندگى است. تربیت صحیح شخص را انسانى معتدل و قابل معاشرت مى‌سازد، غرائزش را براساس مصلحت اندازه گیرى مى‌کند و به آنها شکل سازگارى با جامعه مى‌بخشد و آدمى را در ارضاى تمایلات نفسانیش از افراط و تفریط مصون مى‌دارد. بحث تربیت از مباحث بسیار وسیع و پردامنه‌اى است که از جهات متعدد قابل بررسى و تحقیق است. چنانچه استاد مطهری(ره) در این خصوص نظراتى ابزار داشته‌اند که در ذیل به آنها اشاره مى‌گردد:

-1 فرق تربیت با صنعت: تربیت با صنعت یک فرق دارد که از همین فرق انسان مى‌تواند جهت تربیت را بشناسد. صنعت عبارت است از ساختن به معنى اینکه شى یا اشیایى را تحت یک نوع پیراستن‌ها و آراستن‌ها قرار مى‌دهند و میان آنها ارتباط برقرار مى‌کنند و میان قواى اشیا در جهت مطلوب انسان قطع و وصل‌هایى صورت مى‌دهند. آن وقت این شى مى‌شود مصنوعى از مصنوع‌هاى انسان. استاد شهید مطهرى براى آنکه بتواند مفهوم مذکور را در ذهن خواننده ملموس نماید از طلا مثال مى‌زند و مى‌گوید فرض کنید که از طلا یک حلقه انگشتر یا زیور دیگرى مى‌سازیم. واضح است که این حلقه را ما شکل مى‌دهیم و یا به قول معروف پرداخت مى‌کنیم و آن وقت این حلقه مى‌شود مصنوع ما، ولى تربیت عبارت است از پرورش دادن، یعنى به فعلیت درآوردن استعدادهاى درونى که در یک شى هست.قطعا با چنین تفسیرى تربیت:‌اولا فقط در مورد جاندارهایى مثل گیاه، حیوان و انسان صادق است. ثانیا اگردر مورد غیر جاندار این کلمه به کار گرفته شود، مجازى به کار رفته است نه به مفهوم واقعی. ثالثا تربیت باید تابع و پیرو فطرت باشد، یعنى تابع و پیرو طبیعت و سرشت آن شى باشد. به عنوان مثال، استعداد درس خواندن در یک مرغ وجود ندارد یعنى ما نمى‌توانیم یک مرغ را تعلیم بدهیم که مثلا ریاضیات یادبگیرد و مسائل حساب و هندسه را حل بکند، استعدادى که در او وجود ندارد نمى‌شود بروز داد. یا در مورد انسان‌ها باید بدانیم که ترس وارعاب و تهدید عامل تربیت نیستند(1) و لذا اگر تربیت را به همان معنى پرورش بگیریم، مسلما نمى‌توان استعدادهاى هیچ انسانى را از راه ترساندن، از راه زدن، از راه ارعاب، از راه تهدید و پرورش داد.همین‌جور که یک غنچه گل را نمى‌شود به زور به صورت گل درآورد.

-2 اساس تربیت: استاد شهید مطهری(ره) معتقد است تربیت انسان باید براى شکوفا کردن روح باشد. این معلم فرزانه اعتقاد دارد تاثیر تربیت در دوره‌هاى مختلف عمر آدمى یکسان نیست و هر دوره‌اى با دوره دیگر فرق دارد و بعضى دوره‌ها را براى شکوفا شدن استعدادها ارجح و مناسب دانسته است.

به عنوان مثال سن شکوفا شدن روح آدمى را از نظر انواع استعدادها، استعداد علمى یا استعداد دینى و یا استعداد اخلاقى از هفت سالگى تا سنین سى سالگى مناسب مى‌داند و براین باور است که این دوران در یک محیطى قرار مى‌گیرد که روز به روز بر معلوماتش، افکارش، اندیشه‌اش، ذوقیاتش و عواطفش افزوده مى‌شود.

-3 تائید تربیت جسم: انسان داراى جسم است ویک سلسله قواى جسمانى و داراى روح و یک سلسله قواى روحانی. مطلب اساسى این است که آیا مراد از مفهوم تربیت تنها پرورش جسم است یا روح؟! گروهى معتقدند جسم به هیچ وجه نباید تربیت بشود چون موجب تن‌پرورى گشته و این مذموم است؛ حکیم فرزانه استاد شهید مطهری(ره) در این زمینه اعتقاد دارد که اولا این مغالطه لفظى است. ثانیا تن‌پرورى به مفهوم صحیح خود کلمه نه تنها مذموم نیست بلکه ممدوح هم هست و همگان وظیفه دارند جسم خود را تقویت و نیرومند نموده و سالم نگه دارند و بدون شک فلسفه بسیارى از دستورات بهداشتى به همین موضوع بازگشت دارد. ثالثا آن چیزى را که ما عجالتا اسمش را تن پرورى گذاشته‌ایم و مذموم مى‌دانیم همان نفس پرورى و به عبارت دیگر شهوت‌پرورى است که در تضاد با دستورات بهداشتى مى‌باشد و قطعا تن‌پرورى با این مفهوم از مذمومات خواهد بود.

-4 عوامل تربیت صحیح در دین مبین اسلام: تربیت صحیح آثار و نتایج درخشانى را به وجود مى‌آورد. در این جریان فرد از لحاظ فکرى به نحوى محسوس رشد مى‌کند. او نه تنها مطالب تازه‌اى را مى‌آموزد بلکه آنچه را که آموخته است مى‌فهمد و مى‌تواند نسبت به درستى و یا نادرستى آن اظهار نظر کند. بنابراین فرد هم مطالب علمى وادبى را فرا مى‌گیرد و هم نحوه ارزیابی، تفکر، قضاوت و تمیز نظر مدلل از نظر غیرمنطقى را. بنابراین وقتى تربیت مبتنى بر تفکر باشد نتیجه امر از قبل قابل پیش‌بینى نیست. در جریان تفکر یا استدلال آنچه منطقى است پذیرفته مى‌شود نه آنچه از اول مربى یا گوینده در نظر داشته است به عبارت دیگر در این جریان فرد بدون دلیل امرى را که از ابتدا پیشنهاد شده است نمى‌پذیرد، اگر آنچه را گوینده یا نویسنده یا دانشمند مطرح مى‌کند منطقى باشد فرد آن را مى‌پذیرد. اکنون با عنایت به توضیحات مذکور، عوامل تربیت صحیح را از دیدگاه فیلسوف شهید معلم بى‌بدیل علم و اخلاق علامه گرانسنگ مطهری(ره) فهرست‌وار در ذیل مورد اشاره و مداقه قرار مى‌دهیم:

عامل اول- تعقل، تفکر و تعلم: فرد نه تنها آنچه را که ارائه شده است، درک مى‌کند بلکه به ارزیابى آن مى‌پردازد و نسبت به درستى یا نادرستى آن نیز قضاوت مى‌کند. در تعلیم و تربیت واقعى در هر دوره از تحصیل و در هر مرحله از رشد معلم یا مربى کمک مى‌کند تا آنچه را که مى‌خواند یا مى‌شنود مورد تحلیل قراردهد، دلایل و مدارک یک نظر یا یک فرضیه یا یک تصمیم را بررسى کند و آن گاه درباره موضوع موردبحث قضاوت نماید. در هر صورت تعقل و تفکر براى روشن شدن است

عامل دوم- تقوا و تزکیه نفس:‌این عامل موجب پرورش اراده انسان مى‌شود و اراده را آماده مى‌کند براى به‌کار بستن، یعنى روشن شدن به تنهایى کافى نیست باید روشن شد واقتدار پیدا کرد.

عامل سوم- مسئله عبادت: عبادت براى تقویت عشق و علاقه معنوى و ایجاد حرارت ایمانى در انسان است. ایمان خودش به نوبه خود منشاء عبادت است. عبادت هم تقویت کننده ایمان است. ایمان و عمل تاثیر متقابل در یکدیگر دارند. در پیکره عبادت برخى از واجبات و مستحبات وجود دارد و رعایت آنها الزامى به شمار مى‌آید که ممکن است با عبادت زیاد ربطى نداشته باشد ولى در تعلیم و تربیت موثر واقع شود و اثر خاص تربیتى در پى داشته باشد مثل موضوع غسل، وضو، طهارت بدن و لباس نمازگزار و مکان آن و رعایت حقوق مردم و عامل چهارم- کرامت نفس (عزت نفس:) اساسا مسئله عزت و قاهریت و سیادت آنقدر ارزش والایى دارد که اصلا زندگى بدون آن معنى ندارد واگر باشد مهم نیست که تن انسان روى زمین حرکت کند یا نکند واگر نباشد دیگر حرکت کردن روى زمین حیات نیست. شعار معروف حضرت سیدالشهدا(ع) به همین معنى است که در روز عاشورا فرمودند: “الموت اولى من رکوب الغاری(2) مرگ از متحمل شدن ننگ بالاتر است واین یعنى اینکه من فقط عزت مى‌خواهم، یا جمله دیگر آن حضرت: هیهات منا الذله(3)

باور عزت نفس آدمى را صبور مى‌کند، از تندخویى باز مى‌دارد، از دروغ و عجز و ناتوانى دور مى‌کند، در حسن سیرت متواضع مى‌نماید، غیرت مى‌بخشد، حریت و آزادى مى‌دهد و شرافتش را محفوظ مى‌دارد.

عامل پنجم- وجدان عمومی: منظور از وجدان عمومى فقط دوست داشتن همه انسانها نیست بلکه بالاتر از آن است. دوست داشتن همه چیز و همه اشیا و در عین حال در عمل (چون نه انسان و نه کل عالم موجودات توقفى نیستند) در مسیر تکامل باید موانع را از پیش پا برداشت. در این زمینه باید به اصول انسانیت توجه داشت نه به فرد و شخص.

عامل ششم- محبت: محبت باید عاقلانه و منطقى و موافق با مصلحت باشد محبت موافق با مصلحت شامل زمان حال و آینده هر دو مى‌شود یعنى همین‌طور که همیشه خیر و سعادت خود را مى‌خواهیم، خیر و سعادت عموم مردم را بخواهیم. پس گذشته از اینکه محبت صرفا رعایت خواسته‌ها و میلها نیست و گذشته از اینکه عبارت است از رعایت خیر و سعادت و مصلحت طرف و گذشته از اینکه مصلحت فرد 

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات