مهدى سعیدى
وقتی چند روز پیش خبر اعطای جایزه خانواده مخملباف (که از جشنواره کذایی زنان آلمان کسب کرده بود) به زهرا رهنورد با آن تعریف و تمجیدهای غلوآمیز انتشار یافت برای اهل فن خیلی تعجب برانگیز نبود، چرا که پیش از این نیز خانواده مخملباف جوایزی را که از چنین جشنواره های بی هویتی کسب کرده بودند به فتنه گرانی چون مهدی کروبی، حسینعلی منتظری، محمد نوری زاد و عباس امیر انتظام اهدا نموده بودند !
از سوی دیگر، علاقه و ارادت مخملباف به رهنورد چیز جدیدی نبوده و قبل از انتخابات سال گذشته به خوبی ظهور و بروز یافت. مخملباف که سالها بود به گفته خود عرصه سیاست را ترک کرده و سراغ کار هنری رفته بود، در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری به طور مشکوکی به سیاست بازگشت و با صدور اطلاعیه ای به حمایت از موسوی پرداخت. در بخشی از این اطلاعیه، مخملباف دلائل حمایت خود از موسوی را چنین بیان می دارد:
«مهندس موسوی با آن که مرد است، اما در کنار او زنی است که مدام حقوق زنان را به یاد او می آورد. ما ایرانی ها 70 میلیون جمعیت هستیم. نیمی از ما ایرانی ها را زنان ایرانی تشکیل می دهند. آن ها رأی می دهند. آن ها در رنج های ما حتی بیش از ما رنج می برند. اما هیچ گاه در سطح کلان سیاسی، نقشی برای خود نمی بینند. برای شرایط کشور ایران، این نقش نمادین بانوی اول ایران، آن هم در کشوری که به نهاد خانواده می بالد، یک گام آغازین برای حل مشکل حضور زنان در عرصه سیاسی است و این فرصتی است که با وجود رهنورد در کنار موسوی می تواند ایجاد شود!»
اما آنچه تا حدی تعجب همگان را به همراه داشت، تعابیر عجیب و غریبی است که همسر موسوی در وصف خانواده مخملباف ایراد داشته است. وی با صدور پیامی، ضمن تشکر از خانواده مخملباف به خاطره اهدای جایزه مذکور به وی در توصیف مخملباف و فرزندانش می نویسد: «کیست که نداند وفاداری و عشق شما به ملت، چگونه الهام بخش بزرگی در درک زیبایی شناسی و خلاقیت هنری تان بوده است. تا آن حد که شما را به هنرمندانی نه فقط برای ایران بلکه به هنرمندانی برای بشریت دردمند تبدیل کرده است به ویژه آنکه تبعیض ها و سرکوب ها نسبت به تمام ملت و به خصوص زنان را با ابزار سحرانگیز سینما، متعهدانه بیان می کنید.»
عمق فاجعه تعریف و تمجید این چنینی از مخملباف آنگاه مشخص خواهد شد که مروری بر سیر تحولات مخملباف و فیلمهایش در سه دهه اخیر داشته باشیم تا مشخص گردد که رهنورد از چه کسانی ستایش می کند!
مخملباف که کار فیلمسازی را از ابتدای دهه 60 با آثاری چون توبه نصوح، دو چشم بی سو و استعاذه آغاز کرده بود، چنان شخصیت پرخاشگر و افراطی بود که همه مخالفان را به انحراف متهم می کرد! اما این چهره به ظاهر سوپر حزب اللهی! چنان زود از ریل انقلاب خارج می شود که تعجب همگان را به همراه دارد. هرچند بزرگان تیزبینی چون سیدالشهداء اهل قلم، خیلی پیش از این، هویت وی را کشف کرده بودند. سید مرتضی آوینی می نویسد: «از همان اول با کمال تأسف معلوم بود که مخملباف از آن تب های تند است که زود سرد خواهد شد، اما همان تندی و داغی مانع از آن بود که این برودت قریب الوقوع را باور کنند، اما امروز دیگر در وجود او، باید ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد.»
تحولات شخصیتی مخملباف در اواخر دهه 60 با سفر چند روزه وی به اروپا آغاز شد و تا بدانجا پیش رفت که آثار انحرافی ای چون «نوبت عاشقی»، «سکس و فلسفه» و «فریاد مورچگان» که مروج اباحی گری است، در کارنامه وی ثبت گردید. و حال سازنده فیلم «فریاد مورچگان» که با صراحت تمام برای اولین بار در سینمای ایران صحنه عریان شدن یک زن را در برابر دوربین به تصویر کشیده است، در این تقدیرنامه خانم رهنورد، به عنوان مدافع حقوق زنان معرفی می شود! معلوم نیست این دفاع چگونه صورت گرفته و آیا ترویج بی بند و باری و عریانی از نگاه همسر موسوی ارتقای جایگاه زن در جامعه است؟! همچنین نظر خانم رهنورد در مورد کشف حجاب خانواده مخملباف مشخص نیست و معلوم نیست که آیا وی پوشش چنین خانواده نمونه ای! را می پسندد یا خیر؟ !
البته در ورای این اظهارات علت اصلی تعریف و تمجید رهنورد از مخملباف را باید در حمایت بی دریغ مخملباف از سران فتنه در ماجرأی فتنه 88 دنبال نمود. مخملباف از ابتدای کلید خوردن سناریوی کودتای مخملین، خود را سخنگوی موسوی در خارج از کشور معرفی کرد (ادعایی که هیچگاه توسط موسوی تکذیب نشد!) و تمام وقت خود و خانواده خود را در خدمت خیانت به کشور و حمایت از فتنه قرار داد! وی در کنار ضدانقلاب فراری ای چون «محسن سازگارا» به تبلیغ علیه نظام اسلامی پرداخته و با صدور بیانیه های متعدد مشترک تلاش کردند تا فضای کشور را ملتهب نگه داشته و به زعم خود نام خاندان موسوی و فتنه سبز را زنده نگه دارند؟! وی با سفر به نقاط مختلف اروپا و آمریکا تلاش کرد تا ضدانقلاب خارج نشین را در دفاع از موسوی بسیج نماید.
به همین خاطر است که رهنورد امروز خود و خانواده موسوی را وامدار خانواده مخملباف می داند و در تلاش است به نحوی جبران نماید و چنین تعابیر بی پایه ای را در مورد خانواده مخملباف بسراید!
پیش از این، شهید بزرگوار سید مرتضی آوینی در وصف مخملباف گفته بود: «مخملباف فقط شعار می دهد و از همان آغاز هم همین بوده است ... وقتی بادکنک می ترکد صدای آن تا مدتها در گوش زنگ می زند.» و این تعبیری است که امروز بیش از مخملباف می تواند برازنده شریک زندگی آقای موسوی باشد.