تثبیت قدرت راستگرایان در دانمارک معادلات تازه اى را در این کشور رقم زده است.در حالى که حدود دو ماه قبل راستگرایان اکثریت پارلمان را از دست داده بودند،راسموسن نخست وزیر دانمارک توانست در سمت خود ابقا شود.به این ترتیب ثبات سیاسى باردیگر به کپنهاگ بازگشته است.
پیروزى ائتلاف حاکم لیبرال محافظه کار دانمارک با گذشت کمتر از 2 ماه از برگزارى انتخابات زودهنگام پارلمانى در این کشور که با حمایت حزب مردم دانمارک )DPP( از ائتلاف حاکم همراه بود عاقبت مورد تائید نهایى قرار گرفت.
آندره اس فاگ راسموسن ، نخست وزیر دانمارک که دو سال زودتر از موعد برگزارى انتخابات خواستار برگزارى آن شده بود با پیروزى دشوار ائتلاف حاکم در سمت خود ابقا شد. در این انتخابات ائتلاف حاکم توانست 90 کرسى پارلمانى را از آن خود کند. حزب لیبرال راسموسن 6 کرسى خود را از دست داد که بسیارى این ناکامى را نتیجه طبیعى سیاست هاى خصمانه دولت راسموسن در قبال مهاجرت و کاهش مالیات صنایع بزرگ به رغم افزایش مالیات بر درآمد و پیشنهادى او براى اصلاح ساختار تامین اجتماعى این کشور دانستند.
با وجود ناکامى حزب لیبرال باز هم حزب مردم که حزبى راستگرا با گرایشات ضدمهاجرت است توانست تعداد کرسى هاى پارلمانى خود را با افزایش یک کرسى به 25 افزایش دهد.
برنده اصلى انتخابات حزب سوسیالیست خلق )SPP( بود که موفق شد تعداد نمایندگان خود را از 11 به 23 افزایش دهد. این حزب چپگرا که موضعگیرىهایى میانه در همه حوزه ها دارد به یمن حمایت مخالفان دولت راسموسن ازجمله هواداران گروه هاى حامى حقوق مدنى توانست به بزرگ ترین پیروزى انتخاباتى دوران فعالیت خود دست پیدا کند.این مسئله قدرت مانور سوسیالیستها را در کپنهاگ افزایش خواهد داد.نباید فراموش کرد که تکثر احزاب در دانمارک سبب حساسیت بیشتر رقابتهاى سیاسى در این کشور شده است.
در این میان آنچه بیش از هر تحول دیگرى در روند انتخابات جالب توجه مى نمود پیروزى حزب نوظهور ائتلاف نو بود که هر دو بلوک چپ و راست پارلمانى با توجه به محروم بودن از اکثریت پارلمانى به آن به دیده شریکى احتمالى براى دولت ائتلافى مى نگریستند. این در حالىاست که دانمارک در حال حاضر با بحرانهایى جدى مواجه مى باشد.
دانمارک با کمبود شدید نیروى کار مواجه است. در شرایطى که نرخ بیکارى در این کشور به پایینترین سطح طى 33 سال گذشته رسیده همه انتظار رشد دستمزدها را مى کشند. دولت دانمارک با هدف جلوگیرى از شکل گیرى بحران کارگرى برنامه هدفمند اعطاى حق اقامت در این کشور به تعداد بیشترى از نیروى کار متبحر را دنبال مى کند.
در این میان راسموسن سعى دارد تا حد امکان از حزب مردم فاصله گرفته و بدین ترتیب قدرت سیاسى خود در کپنهاگ را تثبیت نماید.البته این نوع طرز فکر راسموسن مى تواند اشتباه باشد.او نمى تواند قدرت حزب مردم را در تعیین شاکله سیاسى کپنهاگ نادیده انگارد.از سوى دیگر،دولت دانمارک اخیرا حرف تازه اى را در سیاست خارجى خود مطرح ننموده است.همین مسئله مى تواند در آینده اى نه چندان دور به نقطه اسیب راسموسن تبدیل شود.نخستوزیر دانمارک باید در ترسیم سیاست خارجى کپنهاگ رویکرد فعالانه ترى را در پیش گیرد.تعریف دانمارک در مجموعه اتحادیه اروپا و محدودسازى کپنهاگ در دایره ترسیم شده از سوى آلمان و فرانسه و دیگر کشورهاى افراطى اروپا به هیچ عنوان براى دولت فعلى این کشور مطلوب نیست.بر این اساس کپنهاگ باید نقش خود را در معادلات فرامنطقه اى اروپا،خصوصا کمک به اوضاع مناطقى محروم مانند آفریقا افزایش دهد.